اشراف اطلاعاتی خداوندی

خیلی از سازمانهای دنیایی، خود را برهمه چیز مشرف می دانند و: می گویند که همه چیز تحت اشراف ما است. اما اینطور نیست، همه آنها اشتباه می کنند، و حفره های اطلاعاتی خود را می پوشانند تا: کسی خبردار نشود. اشراف اطلاعاتی مختص خدا است. خدا همه جا حاضر و ناظر است. و این را خیلی ها دوست ندارد. و این خود محوری است. یعنی دوست دارند: فقط آنها باشند که اشراف اطلاعاتی دارند. و حتی خدا هم به دستور انان کار می کند! البته خدا مطیع است، و هرچه ما بخواهیم به ما می دهد. اما مطیع کسانی است: که مطیع او باشند. پیامبر فرمود: مَنْ اَطَاعَنِی فَقَدْ اَطَاعَ اللَّهَ. و نیز فرمود: مَنْ اَطَاعَ عَلِیًّا فَقَدْ اَطَاعَنِی. یعنی خداوند خود را موظف کرده: دعای کسانی را مستجاب کند که شیعه باشند. و شیعه به معنی مسلمان یا مسیحی نیست، کسی که علی ع را اطاعت کند: حالا ظاهرا، سنی باشد یا مسیحی و یا هر فرقه دیگر. و این معنی توسل است. سلسله توسل از بالا به پایین: اول خدا هست. اما بعضی ها فهم و درک شان به خدا نمی رسد: پس باید از رسول اطاعات کنند، برخی ها به رسول هم دست رسی ندارند، پس امیرالمومنین ع و اولاد و نواب هستند. زیرا آنها اشراف اطلاعاتی را از خدا می گیرند. و خدا بارها فرموده: من علیم و خبیر هستم. یعنی کسی بهتر ازخدا نمی تواند: اشراف اطلاعاتی داشته باشد. او است که علم گذشته و آینده را دارد. و اصلا خودش بوجود آورنده این علوم است. لذا روش خوب زندگی کردن بشر را می داند. و به او گوشزد می کند: وقتی می گوید: نماز بخوان، یعنی 200تکه استخوان و 600تکه عضله خود را به کار بگیر. نگذار از بین بروند. وقتی می گوید: مرا بخوان تا استجابت کنم(ادعونی استجب لکم) یعنی استعداد ها و آرزوها و تخیلات خود را به کار بیانداز. معصومین هم گفته اند: از خدا چیزهای بزرگ بخواهید. امام رضا فرموده :حتی نمک زندگی خود را از ما بخواهید. یعنی همه چیز را از خدا بخواهید. زیرا خدا توسعه دهنده است و: گشایش و افزایش افریده های خود را دوست دارد(انا لموسعون). و برای شما، مطابق خواست شما طراحی می کند. اشراف اطلاعاتی او بقدری است که: اگر شما خواسته ای داشته باشید، آینده آن خواسته را هم می داند. مثلا می داند: اگر شما پولدار بشوید، دنبال هوسرانی می روید! برای اینکه دنبال هوسرانی نروید. و خانواده از هم فروپاشیده نشود، به تو نمی دهد. ولی برایت ذخیره می کند: تا در جهان باقی بدهد. ای مردمی که برای یک لقمه نان، کاسه لیسی دیگران می کنید. و یا برای بدست آوردن ثروت،حقوق ضعیفان را پایمال می کنید: بدانید: سهم شما همان لقمه ای هست که: از گلو پایین می رود. بقیه سهم دیگران است. و شما برای انها حمالی می کنید. کسی که ثروت زیادی دارد: و آن را نمی بخشد، درواقع برای همسر اینده همسر خودش! پس انداز می کند. تا زن و بچه او، بعد از مرگش با دشمنان او، به خوشی و خرمی استفاده کنند. حتی در سازمانهای اطلاعاتی جهان همینطور است: سامان سیا، افراد خود را بسیج می کند، اطلاعات دقیقی به دست می اورد، ولی رئیس جمهور آمریکا، آنها را پس می زند: و کار خود را می کند. حمله به زائران حاج قاسم در کرمان، نشان داد که: بخشی از وزارت اطلاعات خیلی مغرور شده، یا از خدا بی خبر. این حفره های اطلاعاتی، بر اثر فراموشی خدا بوجود می آید. وجود 7میلیارد غیر مسلمان، یعنی حفره های اطلاعاتی بسیار بزرگ. فرمان خدا و رسول و امام علی و امام خمینی، فرمان جهانی است. همه ابنا بشر از یک پدر و مادر هستند. چرا باید اینهمه کم خبری و بی خبری باشد. ابزار خبر رسانی و اطلاع رسانی مگر کم است؟ حضرت علی ع می فرماید: خداوند از علما تعهد گرفته که: در برابر ظالمین یک لحظه قرار نداشته باشند(لایقار علی کظه الظالم) چطور انها در خانه می نشینند، تا طالبان علم بسوی انها بروند؟ مگر پیامبر اسلام(طبیب دوار بطبه) نبود؟ و چه کسی ظالم تر از آل سعود(و من اظلم ممن منع مساجدالله) که نمی گذارد مردم، حتی عمره هم بروند. یا رژیم اشغالگر قدس، که نمی گذارد پیاده روی به سوی قدس انجام شود؟ لذا باید بسیج لندن، نیویورک و برلین، مادرید و مسکو، به فریاد برسند.

عجله نکنید

برای تعجیل فرج دعا کنید، ولی عجله نکنید! بلکه: از خدا بخواهید علم شما را زیاد تر کند، تا علت این عدم تعجیل را بدانید. قران می گوید: قبل از رسیدن میوه و یا بعد ان، میوه را از درخت جدا نکنید: چون میوه کال است یا پوسیده، لذا زمان ظهور هم در دست خدا است، و کسی نباید از خدا پیشی گیرد. چرا که مثلاً شاید: یک دلیلش این باشد که: هنوز برخی یاران امام زمان عج، هنوز بدنیا نیامدند(مثل عاشورا كه امام حسين يك شب مهلت خواست، تا حبيب ابن مظاهر هم برسد) یا اینکه در غفلت هستند، یا راه دوری دارند. اما تعجیل در فرج، یادگیری علم است:( رب زدنی علما و الحقنی بالصالحین) به همین جهت توجه مردمی به ظهور، باعث شد تا عقول بشر زیاد شود. شما همه تئوری های غربی را، اگر توجه کنید، بعد از انقلاب اسلامی است. پیشرفت در فضای مجازی، فقط بخاطر توجه به امام زمان است. چه دشمنان که تمدن او را دوست ندارند، ولی به ظهورش یقین دارند، و چه دوستان که یقین ندارند! ولی دوست دارند. لذا مردمی که یقین داشته، دوست هم بدارند، کم است: در غرب همه فیلمها راجع به منجی است، که دوستش ندارند. و در شرق همه دوستش دارند، ولی یقین ندارند! اینهمه: دعا برای فرج فقط: بخاطر کنجکاوی هست! یعنی مردم ایران، یقین ندارند و با این وسیله می خواهند بگویند: دیدی نیامد؟ پنجاه سال است که می گویند: فرج نزدیک است پس کو. ولی در وهابیت، برج الابراج می سازند: که موقع ظهور حضرت را بزنند! در غرب نابودگر ها را می سازند: چون یقین دارند که می آید، اما از امدن او ناراحت هستند. زیرا فکر می کنند: انها را نابود می کند. (اما فاطمه زهرا روز قيامت همه شيعيان خود را از جهنم بيرون مي كشد)یهود و صهیونیسم با قدرت تمام، مواضع و سلاح هابی می سازند که: بتواند امام زمان را از بین ببرد. بقول سید جمال الدین: در اروپا اسلام دیدم مسلمان ندیدم، و در ایران مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدیم. چگونه است حال مردمی که: دعای فرج می خوانند، ولی از بانکها وام می گیرند؟ زیرا با هر کلاه شرعی ، رباخواری یعنی جنگ با خدا؟ حتی در خواست انها از امام زمان، جلو افتادن نوبت وام هست! از امام زمان می خواهند برای انها ضامن شود. در واقع آنها به خدا اعتقاد ندارند، و او را روزی رسان نمی‌دانند: ولی بانکها را رازق خود می دانند. اصولا اگر تجزیه و تحلیل درستی بکنیم، انها خواهان کمک امام زمان برای: جنگ با خدا هستند. زیرا معتقدند که خدا، برای انها کم گذاشته. می گویند سرمایه داری حساب کتاب سرش می شود! ولی خدا نه، چون به فلانی انقدر داده: که نمی تواند بخورد! و به ما چیزی نداده. قصه پر غصه امام زمان عج همین است: دعای فرج خوانها، او را برای فرج از دست خدا! می خواهند. چون خداوند همه جا حاضر و ناظر است، و این برای مردم خوب نیست! یک نویسنده خوش ذوقی، جهنم را غرب توصیف کرده: و نام کتابش سیاحت غرب است: ابتدا آدم فکر می کند یعنی برود و غرب را گردش کند. ولی بعد می بیند احوال جهنمیان است. علت روشن است: ا فرزندان حضرت ابراهیم ع ( ادامه نسل اسماعيل)از ایران بودند. لذا حضرت علی ع در دوران 25سال سکوت خود، به همه ایران سر زده و: شمال ایران را کاملا شیعه کرده بود.( از اردبيل تا مزار شريف)و برعکس، معاویه که دشمن علی ع بود. به غرب رفته بود.(در قدیم فرنگ به سوریه وشام می گفتند). زیرا اروپا وجود نداشت. امپراتوری روم هم اغلب: در ترکیه فعلی، و یا در اورشلیم قدرت نمایی می کرد. لذا غرب مرکز فرار مخالفان دین شد. هرکس از حضرت علی فرار می کرد، به شام می رفت و دربار معاویه هم پر بود از :یهودیان و مسیحیان. لذا تا این اواخر که انکیزیسیون وجود داشت، غرب به معنی جهنمی بود. حتی کلمه حهنم از همان جهان نما، یا جام جهان بین درست شد. زیرا قیصر روم گفته بود: خدا در همان آسمانها حکومت کند. و زمین را به ما بسپارد. و مسیحیت و یهودیت هم تبلیغ می کردند: خدا بازنشسته شده است. اما نور اسلام که به اروپا تابید، و حضور امام خمینی در پاریس، همه را منقلب کرد. بر اساس پیش بینی نوسترا آداموس، اسلام از طریق فرانسه جهانگیر می شود. و لذا بسيج لندن و پاریس و برلین و نیویورک و واشنگتن بسیار مومن ترند.

اهرم فشار همسایه ها

نفوذ امریکا در منطقه باعث شده: تا در کشورهای همسایه ایران، پایگاه ایجاد کند حالا که امریکا، در حال اثاث کشی هست: امکانات خود را در اختیار دولتهای انها گذاشته، تا انها از این بعنوان اهرم فشار بر ایران، و کسب امتیاز بکار بگیرند. پاکستان ۲۰میلبارد دلار گازی، به ایران بدهکار است عراق همینطور. ولی بجای بازپرداخت بدهی، سعی دارند با حرکتهای ایذایی، و تشکیل گروهک ها، مانع مطالبات ایران بشوند. از این رو در حمله اخیر سپاه ،مجبور شدند نقشه و ماموریت شأن را لو دهند. و از گروهکها حمایت علنی کردند. از سوی امپراتوری ماهین، به تمام گروهک ها و ارتش های حامی انها، می گویم شما بازیچه امریکا نشوید! گول برخی امکانات نظامی را نخورید. کسی اگر مدعي ارثیه مخالفان امپراتوری است، گروهک جیش الظلم یا حزب دموکرات کردستان، بدانند که این کار خیانت به وطن است. وطن همه شما ایران است. نباید ابزار دست امریکا شوید. گروهک ها بدانند پولی که به انها داده میشود، پول نفت و گاز ایران است. حتی اگر مزدور با وجدانی هم باشید، نباید این کار را بکنید. دولت عراق بدهی های میلیاردی: به ایران دارد ترجیح می دهد: بخشی از این را به شما بدهد، تا بقیه را بالا بکشد. دولت پاکستان هم همینطور. اذرببجان و ترکمنستان و..حتی چین و امریکا و اروپا هند و غیره هم، مبالغ هنگفتی بدهکارند. انها ترجیح می دهند: ایران را تحت فشار قرار دهند، تا به فکر مطالبات خود نباشد. به همین دلیل مردم در فشار وسختی هستند. پس دستمزد شما برای: پایمال کردن حق مردم است. شما اگر عرق میهنی داشته باشید، باید پولها را برگردانید تا: به مردم خود خيانت نکنید. حتی اگر مقید به شرع مقدس باشید، این لقمه های حرام را، به خانواده خود نمی‌دهید. پس انها را برگردانید یا: لوله تفنگ خود را، بسوی انها بگیرید. اگر ایران سالانه یک میلیارد دلار هم، حق خود را وصول کند، ایا دلار به ۵۳هزار می رود؟ کمی فکر و کمی تامل. این را بدانید با آل علی هرکه در افتاد، ور افتاد. و ایرانیان نه تنها امپراتور کل جهان بوده ، هستند و خواهند بود، بلکه از همان ابتدا شیعه حضرت علی هم بوده اند! وقتی که کشتی نوح به تلاطم افتاد، و نزدیک بود آن 72تن هم، مانند بقیه غرق و نابود شوند، فقط توسل به 5پنج تن اهل بیت بود: که نوح و کشتی او را نجات داد. هنوز ان لوح موجود است. تاریخ بشر بعد از نوح، از سرزمین قفقاز آغاز می شود. حضرت ابراهیم و یارانش، و بقیه انبیا را هم، امام علی کمک کرد. امام علی می فرماید من بودم که خدا آدم را خلق کرد. در برخی روایات داریم: که اگر نبود دنیا را نمی آفرید!(لولاک، لما خلقت الافلاک). سلمان فارسی سیصد سال قبل از اسلام! با کمک حضرت علی ع نجات پیدا کرده بود. جمشید جم و کورش کبیر و داریوش بزرگ، همه خدا پرست بودند. لذا ایران نه تنها یکتا پرست، بلکه خوش ذوق و شیعه هم بوده است. اینکه شما می بینید، آمریکا یا روسیه ابرقدرت شدند، برای اینکه با آل علی، کاری نداشتند. ولی داعش و امثال آن، بسرعت از بین رفتند. لذا ای همه ضد انقلاب: از هر قوم و از هر ملت و از هر دین و مسلک هستید، به خود آیید. خدا در فارسی همین است. یعنی به خود آ! کسی که خود را بشناسد، خدا را هم خواهد شناخت(من عرف نفسه، فقد عرق ربه) وقتی خدا را شناخت، به او حق می دهد که یدالله ی در زمین داشته باشد. عین الله و سیف الله! که همه اینها علی ع است. اگر خدا هزار و یک نام داشته باشد، پیامبر هزار، حضرت علی دو نام کمتر دارد. یعنی خدا و رسول نیست. ولی بقیه هست. کلام وحی باید به گوش تمام جهانیان برسد. 8میلیارد هوش و 16میلیارد گوش، به دهان شما است. اگر حقایق را نگویید، روز قیامت مسئول خواهید بود. کافر بودن و یا لامذهب بودن: یا بت پرست بودن7میلیارد غیرمسلمان، تقصیر شما ها است که با شلوغ کاری، نمی گذارید پیام خدا به گوش همه برسد. ببینید که غزه چگونه: صدایش به گوش همه رسید! به خاطر اینکه شیعه شدند، مادران شهدا، خود را به فاظمه س وصل کردند. کودکانشان را با شش ماهه امام حسین.كه (ان الحسين سفينه النجات)

دنیا دار مکافات

کسانیکه قران حضرت علی را می خوانند، چشمشان نورانی می شود! و تا پایان عمر نیازی به عینک پیدا نمی کنند. ولی کسانیکه لاتین می خوانند، فورا چشمشان آستیگمات می شود: موضوع از این مادی تر؟ کسی که نماز شب می خواند، صورتش زیبا تر و نورانی تر می شود.برای همین است که دختران و پسران شیعه، همه زیبا و با پوستی سالم هستند. آیا اینهم افسانه است؟ پس در اینکه ایران در گذشته امپراتوری عظمی! بوده شکی نیست. امروزه هم اثبات می شود: در جنگ اکراین، دو ابرقدرت باهم در گیر شدند: با سلاح های مخوف و فوق مدرن! اما یک پهباد قتوشاپ! ایرانی معادله را به هم زد. اکراینی ها حتی از سایه پهباد هم، شکایت کردند و استرس را به آمریکا و ناتو هم منتقل نمودند. معلوم شد ابر قدرت روسیه! زیر چتر ایران است. و ابرقدرت آمریکا هم، قادر نیست حتی روسیه را شکست بدهد.(ابرقدرت درجه سه) یا در موضوع ظوفان الاقصی، که همه هوش مصنوعی کاران جهان،جمع شده بودند تا اسرائیل را کمک کنند، در دام غزه فرو رفتند.. جزیره برمودای غزه، همه آنها را بلعید بدون کوچکترین اثری! حتی چیپ های زیر پوستی هم، نتوانستند کمک کنند. شما فکر می کنید امپراتوری پهبادی ایران، از کجا شروع شد؟ اینکه پهباد پیشرفته آمریکایی را، سالم رهگیری و پیاده کنند، به چه معنی است؟آیا دست برتر در تکنولوژی پهبادی را نشان نمی دهد؟نباید همه چیز را به تصادف و شانس نسبت داد. اینهمه کلاهک های هسته ای از: جنگهای جهانی به بعد تولید و ذخیره شدند، بطوریکه نقطه ای از زمین عاری از ان ها نیست، چرا کمکی به اسرائیل و آمریکا نکردند؟ آیا به معنی جادو وجنبل است؟ یا اینکه همه آنها از کار افتاده اند. بله، توسط دکتر چمران همه آنها هک شدند. و هرکس به انجا نزدیک می شود، آتش می گیرد. مانند غارهای افسانه ای گنج، که هرکس می رود دیگر برنمی گردد. اینها قدرت ایران، حتی در زمان ضعف حکومت مرکزی هایی: چون قاجار و پهلوی بود. میرزای شیرازی با چه پشتوانه ای، حکمی صادر کرد که بریتانیای کبیر را، زمین گیر کرد؟ یا مدرس چه پشتوانه ای داشت؟ آنها پشتوانه ای چون علیع و امام زمان داشته اند. لذا در همان زمان که فکر می کردند، ایران یا شیعه در حال از بین رفتن است. تازه اوج شیعه گری بوده است. لذا اپراتوری عظمی، یا امپراتوری مطلوم علوی هیچگاه نقطه حضیض نداشته! حتی عاشئرا منبع قدرت و پیروزی بوده است. امام حسین خود می فماید که من برای امر به معروف قیام کردم! یعنی دشمنی در مقابل امام حسین نبود! روم و ایران شکست خورده بودند و کسی جرات برپایی حکومت های ضد شیعه نداشت. تنها چند نفری بودند که آنها هم حودشان را پسرعموهای پیامبر می دانستند(بنی عباس) دشمنان ائمه از میان کافران و مشرکان نبودند. بلکه از خودی ها بودند: مالکی و حنفی و شافعی و حنبلی خواستگاهی جز شاگردی امام صادق ندارند. همه مردم دنیا اگر گوش به حقیت بسپارند پیروز هستند. و آنهاییکه به دروغ های برخی افراد خودی منحرف گوش دادند، در ابتدا یک درجه زاویه داشتند. در انقلاب ایران یاز مان صفوی و غیره هم دشمنی از سوی غیر ما نداریم! عثمانیها فقط لاف می زدند والا خط شان فارسی و اشعارشان ایرانی بود. بعد از انقلاب هم خوب مطالعه کنید: آمریکا و اروپایی وجود نداشت! بلکه همین لیبرالها و منافقین بودند! صدام کسی جز رجوی نبود. فرانسه کسی جز رنو ایران نبود.الان هم بایدن کسی جز کا مسعود نیست. کاک مسعودی که با دست قاسم سلیمانی نجات یافت، حالا کارش بجایی رسیده اربیل شده مرکز موساد. بهتر بگوییم موساد همان اربیل اس. لذا می بینیم که انتقام شهدای کرمان، حمله موشکی به اطراف اربیل است. سالها دل طلب جام جم از ما می کرد: آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد. در حالیکه همه دنیا ایران را ابر قدرت می دانند، ولی لیبرالها و منافقین هر سه ماه یکبار برای جمهوری اسلامی ایران خط و نشان می کشند. شاعر گرامی گرمارودی خوب می گوید: یزید مخنث دشمنی در حد امام حسین نبود! یا قطامه رقیب مقتدری برای علی نبود.اما بهر حال کسی باید باشد! تا باعث رشد تواناییها و رهایی از تنبلی مومنان گردد: خداوند خودش برای انیبا دشمن می تراشد(و جعلنا لکل نبی عدوا من المجرمین) چون انبیا شیطان را شکست داده اند. و ممکن است مثل حضرت آدم اولیه فقط به فکر خورد و خوراک در بهشت باشند و تنبل شوند! لذا از بین مجرمین آنها را سیخ می زند. که ثانیه ای را به تنبلی نگذرانند. زیرا دنیا دار مکافات است. و آخرت هست که دار اقامت است.

آقاي حداد عادل

چون کسی انقلاب را پیروز نمی‌داند، لذا تاریخ هم وجود ندارد! زیرا تاریخ را فاتحان می نویسند، و کسی خود را فاتح نمی داند:همه تصور می کنند: رژیم جمهوری اسلامی گذرا است!لذا پنجاه سال تاریخ ایران، در هیچ و پوچ گذشته. برای شروع تاریخ باید: این تئوری را قبول کنیم و جزو مسلمات بدانیم: ایران امپراتوری بوده! هست و خواهد بود. البته اگر اثباتی هم باشد، قابل اثبات است: با پذیرش این تئوری، ما ۱۵هزار سال تاریخ گذشته داریم، و ۱۰هزار سال پیش رو! اگر هر سال یک حادثه اتفاق افتاده باشد: یک صفحه از تاریخ را تشکیل دهد، یک مثنوی هفتاد من، با حداقل ۲۵هزار واقعه تاریخی را تشکیل می دهد. ما حتی اثبات می کنیم که: ایران از ابتدا شیعه هم بوده! یعنی جمهوری اسلامی، با محتوای شیعه، فقط مختص امرور نیست. روزی، علی ع با سلمان شوخی می کرد، وی گفت من سیصد سالم هست، تو یک بچه ۱۵ساله، چرا بامن شوخی می کنی؟ علی ع فرمود: دشت ارژن یادت هست؟ سلمان از جا پرید وگفت بله! علی ع فرمود من بودم که: تو را از دهان شیر درنده نجات دادم. این یعنی سیصد سال قبل از اسلام، علی ع در شیراز و فارس قدم می زده! و شیعیان خود را نجات می داده. ما احادیث و روایاتی داریم: می گوید: قوم سلمان(مسلمان)به علوم در ثریا هم، دست پیدا می کند. یعنی آن موقع هم شیعه خواهد بود. حضرت ابراهیم ع یا نوح، همه در ایران بودند. و حضرت علی به آنها کمک می کرد. ممکن است بگویند که چطور؟ الان هوش مصنوعی همه: این سوالات را جواب داده! براساس گفته رئیس دانشگاه جهانی، ناسا، امروز به فناوری دست پیدا کرده: میتواند همانطور که تصویر را بصورت دیجیتالی (رقومی) منتقل کند: که در یک لحظه در تمام موبایلهای جهان باشد، جسم انسان را هم میتوان: بصورت الگریتمی حرکت داد. در فضای کوانتمی، کاری کرد که یک نفر، در همه جا باشد. همان نظریه ای که در مورد خدا می دانیم: خداوند همه جا حاضر و ناظر است. یا آن راطی الارض می نامیم. این کار قبلا انجام می شده، زیرا نیازی به تکنولوژی نوین ندارد. جام جم یا جامم جهان نما، افسانه نیست. آفرینش حضرت علی ع قبل از آدم، داستان نیست. واقعیت است که هوش مصنوعی، خود را به آن نزدیک می کند. تمام الگوریتم های ان را، خوارزمی بیان داشته. و قبل از ان هم امام صادق فرموده. علوم جفر و ریاضی از ابتدا بوده. اصلا کلمه ریاضی، از ریاضت می آید. یعنی انسان میتواند به الگوریتم های دست یابد مه: او را جاودانه، درهمه جا حاضر و ازلی نماید. زیرا برحسب تعریف، همه اعداد تکرار یک و صفر هستند. یعنی همه موجودات جهان را، خدا درست کرده. و خدا ازلی و ابدی است. از بحث فلسفی و متافیزیک و هوش مصنوعی! که بگذریم: ایرانیان از ابتدا نوروز را گرامی می داشتند. نوروز تایید خلقت اسمانها و زمین از سوی خدا است. یعنی خداوند دز جنین روزی طبیعت را افرید. و به تایید امام صادق ع، ایرانیان این روز را گرامی داشته اند، ولی اعراب ان را ضایع کردند. نوروز یعنی جشن تولد زمین و طبیعت. نجات کشتی نوح در نوروز بوده، تاجگذاری امام علی ع هم در نوروز بوده. یعنی از بدو تولد زمین، ایرانیان، شیعه بودند. و تمام جهان را یکدست کرده، امپراتوری تشکیل داده اند. اولین امپراتوری که می گویند: جمشید جم است، که دارای جام جم بود. یعنی برتر از موبایل های امروزی! یا دوربین های مدار بسته. هنوز ما به تکنولوژی که بتواند: دوربین مداربسته جهانی باشد، دست پیدا نکردیم. زیرا الگوریتم ها را دست کافران دادیم! و آنها از راه ماده پرستی وارد شدند. ماده به معنی محدودیت است. اما پیامبر اسلام این محدودیت را چند بار شکست! یکبار که شق القمر کرد. یعنی از زمین دستور داد: و ماه دو نیمه شد. یکبار که به معراج رفت: همه دنیا را گشت ولی زمان برایش صفر شده بود. الان هم ما داریم: کسی که در مسجد بنشیند، از عمر او حساب نمی شود. یعنی موقع رفتن به مسجد، ما به معراج می رویم و:زمان برای ما صفر می شود.

بی شعوری هم حدی دارد!

محمد دهقان، معاون حقوقی رئیس جمهور هم در حاشیه جلسه هیئت دولت در: جمع خبرنگاران درباره شکایت آفریقای جنوبی: از رژیم صهیونیستی اظهار کرد: بر اساس کنوانسیون نسل‌کشی ۱۹۴۸ این: شکایت انجام شد. ما به خاطر برداشتی که از: کنوانسیون و ماده ۹ آن داشتیم، چون این شائبه وجود داشت که: شکایت مستقیم ما ممکن است: منجر به شناسایی رژیم صهیونیستی به عنوان دولت باشد، از این کار اجتناب کردیم. واقعا عجیب است! آن وقت می روند از قبرس خر وارد می کنند. بیشعور! ما که نباید به دلیل یک شپش، لحاف را دور بیاندازیم. اگر شائبه ای وجود داشت، از شخص نتانیاهو شکایت می کردید. از اریل شارون، موشه کاساب،بن گوریون،هرتصل و غیره. واقعا توجیه بدتر از گناه همین است. حالا کل وکلای اسرائیلی ما، نگذاشتند شکایت شود، دیگر توجیه آن چه معنی دارد؟ یا مثلا سخنگوی شورای نگهبان می گوید: منع قانونی وجود ندارد که: بی حجاب ها هم در راي گيري شرکت کنند! واقعا خریت از این بالاتر؟ اگر قانون در این مورد ساکت است، بگوییم مردم با عورت های خودشان رای دهند! چون منع قانونی ندارد. اینکه ما می گوییم بی شعوری! این حداقل است. ما می دانیم که همه وکلا، دکترای خود را از سازمان سیا گرفته اند، و در مقابل تعهد داده اند که علیه: آمریکا و اروپا کاری نکنند. حالا اقا امده: یک شائبه را مطرح می کند، خوب از اسرائیل شکایت نکردید، چون شائبه داشت.( هرچند که طبق منطوق باید :حمل به صحت شود. ولی سوال این است) چرا برعلیه جنایت های امریکا شکایت نکردید؟ برعلیه فرانسه و انگلیس و.. شکایت نکردید؟ الان منشور کورش و هزاران کتیبه باستانی ایران، از امریکا به اروپا فرستاده می شود، و مانند مال بي صاحب، از انجا قرار است به رژیم صهیونیستی ارسال شود. کدام حقوقدانی حتی یک خط: شکایت نوشته؟ لابد منتظرند همه آنها به اسرائیل برده شود. بعد با شائبه اینکه فلان، اصلا از شکایت صرف نظر کنند؟ فوتبالیست های ما، زیر میزی از قطر می گیرند: تا به آنها ببازند. بعد در مقابل تیم فلسطین، پرگل پیروز می شوند! ضعیف کشی هم حدی دارد. عراق برعلیه ایران به :سازمان ملل شکایت می کند! آنوقت ایرنا و فارس، با ذوق زدگی می گویند بیا! اینهم عراق که اینهمه سنگش را به سینه می زنید. ولی یک شیرپاک خورده ای از: حقوقدانان پیدا نيست كه: شکایت کند به سازمان ملل: که از خاک پاکستان و افغانستان، آزربیجان و عراق، موجودیت ما را هدف قرار می دهند. دلیلش این است که همه حقوقدانان، به مرگ جمهوری اسلامی می اندیشند! نه به تمدن نوین. اما علیرغم خواسته آنان، شیعه در دنیا، از ازل حاکم بوده، الان هم هست، در آینده هم خواهد بود. این امپراتوری ماهین، که مورد بغض حقوقدانان داخلی است، آرمان همه مستضعفان جهان است. اینهمه کشتار از یمن، غزه و..که ذوق زدگی رسانه های ایران را به دنبال دارد، عاقبت گلوی انها را فشار داده، و در دنیا رسوا می کند. رسانه ها با ذوق زدگی اعلام می کنند: غزه تمام شد!99درصد آن تخریب، مردم آن کشته شده و آنهاییکه مانده اند:با گرسنگی و فقر ومرگ زودرس: دست و پنجه نرم می کنند. اما خدا می خواهد که: غزه بماند. دشمن را بیرون کند. و سلطه خود را برهمه جهان، گسترش دهد..بیش از سیدمیلیارد دلار خرج کردند: تا یمن را نابود کنند، و رسانه های ایرانی مزدور آل سعود، نوشتند: که یمن نابود شد. مردم یمن اگر از جنگ نمیرند، از گرسنگی و بیماری و فقر خواهند مرد. ولی خدا خواست که یمن، چنان قدرتمند شود كه :ناو های جنگی امریکا را از بین ببرد: و اسرائیل را سرکوب کند. اینها همه به لطف امام زمان عج، و نایب برحقش است. زیرا ما در روایات داریم که: امام زمان در یمن ظهور خفی دارد، در انجا همه مردم دنیا، با طی الارض به او می پیوندند. برای همین است که هوش مصنوعی به سوی: طی الارض هدایت می شود. یعنی برخلاف مدعیان که: می خواهند از هوش مصنوعی، خلقتی بسازند که در مقابل: خلقت خداوند بایستد! هوش مصنوعی سعی دارد: راهی بیابد که انسان بتواند: در همه جا باشد!

اتشبارهای دشمن

بانکها آتشبارهاي اقتصادي دشمن هستند: آنها به بهانه وام دادن، مالک بنگاهها می شوند! مدیران را به زندان انداخته، اموال را مصادره می کنند. در گفتگویی که با دفتر دانش بنیانها، در ریاست جمهوری بود: اشاره شد که: هیچگاه دانش بنیانها را، اسیر بانکها نکنید. زیرا دو مفسده دارد: یکی از طرف بانکها که ذکر شد، یکی هم از طرف گیرنده وام: وام گیرنده، پس از مدتها دوندگی و اخذ وام، اول کاری که می کند: خانه و دفتر برای خود می خرد! بعد ویلا و سفرهای خارج، حقوق بالای مدیر عامل و اعضای هیات مدیره، تا زمان بهره برداری، بعد موقع بهره برداری می بیند: بازار اشباع است و محصول او خریدار ندارد. لذا قسطها یکی دو مورد، از محل باقیمانده وام پرداخت می شود. تا به سن قاعدگی ورود می کند. درآمد ها کفاف هزینه ها را نمی دهد، اقساط عقب می فتد: اولین اخطاریه بانک صادر می شود. وام گیرنده را به پرداخت اقساط می خواند. اما پولی در بساط نیست. یا باید خانه را بفروشد، و یا دفتر کار را تخلیه کند. چند قسط دیگر پرداخت می شود، ولی دعوی بانک باقی است: زیرا همه این پرداختی ها را، از بهره کم کرده نه از اصل وام. بدبختی شرع می شود: این جا و آنجا برای اخذ وام مجدد. اما وامها دیگر کلان نیست! خیریه ای یا محدود است. با این حال برای باز پرداخت اقساط، و امور جاری مجددا وام می گیرد! این بار بنام همسر یا پسر! ولی هرچه پرداخت می کند: بانک می گوید: هنوز سود آن را نداده ای! و لذا اصل وام باقی است. این است که اتشبار های اقتصادی: دشمن باید خاموش شود. یا مثلا در رسانه، آتش بارهای دشمن، همچنان آزادانه آتش بر سر مردم می ریزند. در حالیکه در جنگ های نظامی، معمولا اقدام اولیه خاموش کردن: آتش بارهای دشمن است. یعنی اگر از جایی موشک یا توپ شلیک می کنند، یا ضد هوایی می زنند، اولین کار این است که: پایگاههاي مذكور را منهدم کنند. حالا در رسانه ها، اتش بار دشمن با خیال راحت، مشغول بمباران تبلیغاتی است. و تا کنون حتی یک: ادعانامه یا شکایتی بر علیه آنها تنظیم نشده. همانطور که در موضوع بانکها، در دوران انقلاب، مردم بانکها را آتش می زدند، الان هم باید بی بی سی یا منوتو و اینترنشنال را، با خاک یکسان کنند. و الا هرچه صدا و سیما، مطبوعات و رسانه های ایرانی فعالیت کنند، آنها دست برتر دارند! نه تنها خنثی می کنند، بلکه به مسخره هم می گیرند. قران می فرماید( فاعتدوا به مثل ما اعتدی علیکم). مانند خودشان رفتار کنید: آنها هزاران خبرنگار: خط مقاومت را شهید کردند. ولی ما جرات نداریم، یک بنگاه سخن پراکنی از انها را تخریب کنیم. گویا باید ایات جهاد را، دوباره بر مسئولین بخوانیم! زیرا جنگ رسانه ای، کمتر از قتال نیست. حضرت علی ع می فرماید: کسی که موقع حمله دشمن خواب باشد، با لگد دشمن بیدار می شود! این کیلویی ها و نوکیسه ها، حتی با لگد دشمن هم بیدار نمی شوند! می بینید که دشمن در خانه ها، نفوذ کرده کودکان و زنان ما را به بردگی برده! ولی کاری نمی کنید چرا؟ مگر یک پهباد فرستادن در بالای بی بی سی؟ چقدر هزینه دارد؟ فقط یک جو غیرت می خواهد. لذا من اینجا از همه مردم دنیا، مخصوصا بسیج لندن، بسیج نیویورک و برلین می خواهم: به منافع و ساختمان های شبکه های معاند، صدمه بزنند. آنها جادوگرانی هستند که :حکم شان اعدام است. همانطور که عمار یاسر، آن جادوگر را با تیغ شمشیر از بین برد. (این العمار) رسانه ای؟ افسوس که در ایران با نفوذ لیبرالها و سکولارها، رسانه های ایران هم، طرفدار اسرائیل هستند! ایرنا: تیتر می زند: آمریکا نیروهای تازه نفس به عراق وسوریه می فرستد! یا فارس تیتر میزند: آمریکا به ایران هشدار داد! بایدن گفت: به ایران یاد داشت داده ام! یعنی هنوز انها را ابر قدرت می دانند. در حالیکه انها ببر کاغذی هستند که: در رسانه ها زندگی می کنند. کو آن انجمن صنفی، که برای خبرنگار بی بی سی، گلو پاره می کرد، چرا الان را جع به شهادت خبرنگاران در غزه، چیزی نمی گوید؟ کجا هستند آن شرکتهای دانش بنیان، که برای مهسا گیت، گريبان خود را می دریدند، الان در مقابل کشتار زنان و دختران فلسطین، ساکت هستند.، شايد هم برعکس، از شهادت زن و بچه در کرمان، خوشحالند؟؟؟

تئاتر ملی

تئاتر ملی، نیازمند یک تئوری ملی مبتنی، بر امپراتوری عظمی هست. زیرا تئاتر ایران، نه تنها ملی نیست بلکه گذشته نگر و خارج گرا هست. یعنی غالبا به تئاتر های: قرن نوزدهم می پردازد. حتي اگر ظاهر مذهبي هم داشته باشد. وقتی تئاتر ملی شد، خودگردان هم میشود زیرا مردم حاضر نیستند: شعار مرگ بر انگلیس و فرانسه بدهند، بعد پول بدهند تئاتر: آنچه گذشت اروپا را ببینند. لذا می بینیم برخلاف اینها، اوژن یونسکو، خودش شیعه بوده و نام اصلی اش: حسین یونسی و کتابش راجع به شمر ذی الجوشن است. اما در جو سنگین ضد شیعه اروپا، مجبور شده با تغییراتی، انرا از نظر مخفی کند. این کار را گوته شاعر آلمانی هم انجام داده. او درواقع شارح شعرهای حافظ بود. و بر اثر شعر های حافظ به :مظلومیت شیعه پی می برد(سرها بریده بینی، بی ظلم و بی جنایت) ولذا آخر عمری، حتی دستخط خود را هم به دست خط: امامان شیعه تغییر داد. و نوشته ها و دست نوشته هایی: از او باقی است که یاعلی را تمرین می کرده. لذا می بینیم برخلاف غرب زده های ایرانی! که دست گدایی به غرب دارند. آنها خودشان گدای: در خانه ائمه شیعه هستند. محمدعلی کلی نماد شیعه در امریکا بود. بجای کاسیوس، نام خود را محمد علی گذاشت. و در نماز جمعه تهران هم شركت كرد. هم اکنون آفریقای جنوبی، در دادگاه لاهه، برعلیه اسرائیل شکایت کرده! در حالیکه در این نیم قرن عمر انقلاب، هیچ حقوقدانی در ایران، اصلا به ذهن ش هم خطور نمی کند! که برعلیه امریکا و اسرائیل شکایت کنند. لذا برای ملی شدن تئاتر، در درجه اول باید تئوری داشت. مثلا اگر ما بپذیریم که: ایران ابر قدرت بوده، هست و خواهد بود، از درون این، حداقل سه هزار سال تاریخ بیرون می اید: هر سال اگر سه تا داستان مهم داشته باشد، ده هزار نمایشنامه از ان می توان نوشت. موضع گیری های فعلی نیز خود: مثنوی هفتاد من می شود: مانند جنک اکراین: که دو ابر قدرت به جان هم افتادند، ولی یک پهباد ارزان ایرانی، موازنه قدرت را به هم زد. یا در طوفان الاقصی که: شبیخون به همایش هوش مصنوعی، و دستگیری 250دانشمند مست، به همراه کامپیوتر ها، و انتقال آن به ایران. این تئوری همچنان به ما کمک می کند: تا در گذشته نمانیم! بلکه گذشته چراغ راه آینده باشد. و هزاران سناریوی تخیلی و واقعی، از ان بیرون می اید: مثلا پیاده روی به سوی قدس! و اینکه می گوییم: القدس لنا، یک شعار نیست بلکه واقعا قدس و همه :سرزمین ها مال ایران است: در جنگهای صلیبی که آنها قدس را اشغال کرده بودند، یک ایرانی به نام صلاح الدین ایوبی، قدس را آزاد می کند. الان هم فقط ايراني ميتواند قبله اول و دوم را آزاد كند. تا این اواخر که تابع عثمانی بودند، ولی رسم الخط فارسی داشتند. و آثار باستانی دوره ساسانیان در آنجا فراوان است. سازمان ملل، این بزرگترین سازمان تجزیه طلب، از ایران و عثمانی، 210کشور بیرون کشیدند . و هنوز هم به دنبال آن هستند، با تبلیغ موسیقی نواحی، لباس محلی و..هشت کشور دیگر از ایران بیرون آورند. طبیعتا وقتی اینهمه :سناریو داشته باشیم، نیازی به سناریو های غربی نداریم. لزومی ندارد نمایشنامه های بی تماشاچی را تکرار کنیم. و بودجه دولت را در چاه بریزیم. با این سناریو و نماشنامه های فراوان و زیبا، مااز گذشته به اینده پرتاب می شویم. و امید آفرینی فقط در حد شعار نخواهد بود. دانشجوی تئاتر هم دچار سر درگمی نمی شود: او از جامعه و محیط اسلامی و تربیت های مسجد و بسیج، یکدفعه در دنیایی پرتاب می شود که: برایش ناشناخته است: هملت را نمی فهمد، کرگدن را نمی فهمئد، چخوف و برشت و دیگران را نمی شناسد. اما نام آرش، اریو برزن، سورنا، امیرکبیر سليماني و.. برایش حس نوستالژیک دارد. به آنها افتخار می کند. و لذا هزینه هم می پردازد. دولت هم بودجه می گذارد. چرا که تئاتر بدون تئوری، به اپوزیسیون بیشتر شبیه است. در همین نشست خبری دیديم که: خبرنگار سازندگی با هنجار شکنی، هر انچه دلش خواست گفت: ولی خبرنگار ماهین نیوز به شدت: مورد حمله قرار گرفت و سخنان او تقطیع شد. حتی در نشست خبری وزیر ارشاد هم، سازندگی که نمایندگی کارگزاران داشت، عزیر تر بود!

لزوم نظریه پردازی

نظریه پردازی یا تئوریزه کردن: انقلاب اسلامی کاری است که تا کنون نشده است! ما در هیچ زمینه ای، نظریه مستقل نداریم. همگی یا کلا نظریات غربی هستند، یا رفو شده آن که اصطلاحا :یک کلمه اسلامی به آن چسبیده است: مثلا در مدیریت بحران، نه اتاق فکر هست، و نه اندیشه ورزی و نه تئوری پردازی، فقط عملیات، آنهم دیرهنگام، ناقص و بی ثمر. علت دیر هنگام و بی ثمر و ناقص بودن همه کارها، به همین سادگی است: مثل مسافری که هدف نداشته باشد. هرچه قدر راه برود، فایده ای ندارد. زحمت خود را می کشد. ولی بی فایده. در حاليكه اسلام بزرگترین منبع نظریه پردازی، یعنی قران را دارد. ولی مسلمان، متاسفانه نظریه های دیگران را، بر قران بار می کنند. لذا در عمل دچار نقص و اشتباه می شوند. مثلا نظریه قران در مورد سرمایه گذاری(فردی یا ملی یا جهانی) شکر گزاری است: قران می فرماید: (لئن شکرتم لازیدینکم) اگر شکر گزاری کنيد، من به شما دهها برابر سود می دهم. و آن را زیاد می کنم. یا در وام دادن: می فرماید چه کسی به خدا وام ميدهد؟ تا چند برابر ان را بگیرد؟(من ذالذی یقرض الله..) ولی دولت و مردم، همه سراغ چین می روند برای سرمایه گذاری! می گویند چین 800تریلیون دلار ذخیره ارزی دارد. و حاضر است در خراسان جنوبی، برای معادن آن 5میلیارد دلار سرمایه گذاری کند. طبیعی است که چین ابتدا، در باغ سبز نشان می دهد تا: تمام منابع را به غارت ببرد. زیرا 800تریلیون دلار ذخیره ارزی اش، پول نفت ایران است که نداده.45سال اولین وارد کننده نفت ایران بوده، ولی به بهانه های مختلف ان را نداده! زمانی به بهانه دفاع از برجام! زمانی به بهانه: تحریم بانکی. و حتی به بقیه کشورها هم گفته: پول نفت را به من بدهید، تا به ایران کالا صادر کنم! در تئوری های اسلامی: مدیریت از خودشناسی شروع می شود. ولی تئوری های غربی برمبنای دیگر شناسی(روانشناسی و جامعه شناسی ) است. یعنی چگونه ثروت دیگران را برای خود بردارد. به همین جهت بالاترین حقوق ها را در خواست می کنند. شرکتی که هنوز نه به بار است و نه به دار، همه وامهای دریافتی اش: حقوق مدیرعامل و پاداش هیات مدیره می شود. بعد هم قادر به باز پرداخت بدهی نیست. بانکها هم ادعا می کنند: باید طلب انها داده شود. و عاقبت کار 20هزار کارگاه تعطیل شده! یا مصادره شده و چند هزار مدیر زندانی و فراری: به جرم اختلاس! در تاریخ، نظریه اسلامی افرینش حضرت آدم است. اما آنها می گویند: این افسانه است، بعد می روند سراغ افسانه های داروین! و آن را تاریخ می گویند. به کجا می روند؟ ای قوم به حج رفته! معشوق همین جا است، بیایید، بیایید. حتی نظریات فیزیک و شیمی را هم، درست در نقطه مقابل: نظریات امام صادق ع یا امام باقر مطرح می کنند.( الله نور السموات والارض) قران می گوید: خدا نور اسمان ها و زمین است، ولی انها می گویند: نور ذرات فوتون است. یا موج و یا حرکت و انرژی! یعنی خودشان هم نمی دانند: چه می گویند. ولی فقط یک اصل را خوب می دانند: مخالفت با شرع و دین. در حالیکه اولین کرسی آزادی اندیشی را، خداوند قبل از خلقت بشر گذاشت، می گویند این از اصول :دمکراسي غربی است. خداوند فلسفه را قبل از آدم افرید: و چیستی و هستی آدم را، برای فرشته ها بیان کرد. و هدف خلقت را اعلام نمود. ولی آنها می گویند: فلسفه را افلاطون! و منطق را ارسطو خلق کرده است. لذا هیچگاه راجع به هدف افرینش راست نمی گویند: و در سفسطه، انسانها را غرق می کنند. و به قول امام علی ع: آنها در یک چیز متحد شده اند: که متحد نشوند(اتحدوا ان لا یتحدوا). حتی مفسران قران هم، ذوق و شوقشان این است که ثابت کنند: بله: در قران هم نظریه داروین تایید شده! (وَٱللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٖ مِّن مَّآءٖۖ فَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي..) اما فرق نظریه داروین با قران، این است که اولش فرمود: والله خلق. یعنی خدا آنها را خلق کرد. اما داروین می گوید: برحسب تصادف یا تکامل اینطور شده است. لذا نظریات علمی غربی، فقط برای حذف خدا است.

فقدان حقوقدان

پیروزی آفریقای جنوبی در دادگاه لاهه، نشان داد که در ایران حتی یک حقوقدان ضد اسرائیلی وجود ندارد. چرا که همین کار انها را، باید از 50سال پیش شروع می کردند. و اکنون اسرائیل از نظر حقوقی محکوم به فنا می شد. امام خمینی چقدر فریاد زد که: اسرائیل باید محو شود؟ ولی حقوقدانان گوش خود را گرفتند، و خود را به نشنیدن زدند. یازهم همینقدر خوب بود! آنها به دفاع از مشروعیت اسرائیل هم پرداختند. و به ورزشکاران ما که مقابل: حریف اسرائیلی قرار نمی گرفتند، تاختند. ریشه این مفسده عظیم، از انجا است که همه آنها، از دست سازمان سیا، درجه دکترای خود را گرفته اند. با حمایت های مالی دانشگاههای وابسته به: صهیونیست ها بورسیه شدند. هنوز هم کتب درسی انها، از ایات قرانی خبری نیست. چند نفری هم که زحمت کشیدند، از حقوق اسلامی گفتند و نوشتند، مانند شهید بهشتی، ترور شدند تا: قوه قضاییه به یک قوم ترسیده ای تبدیل شود: که غیر از حقوق اساسی فرانسه، و کتب حقوق امریکا، هیچ چیزی را نشنوند و نخوانند. همین امر باعث شد تا تمام رسانه ها: برعلیه حجاب اسلامی و دیه و قصاص، فیلم سازی و قلمفرسایی کنند. حقوقدانان باید به سوالات ملت خود پاسخ بدهند، و در مقابل آنها پاسخگو باشند، ولی حقوقدانان ما در فکر: ایجاد سوال و زیر سوال بردن احکام نورانی اسلام هستند. کل سیستم فرهنگی همینطور است: مثلا وزارت ارشاد متولی فرهنگ عامه هست. باید امید افرینی کند، آینده پژوهی و روشن بینی را رواج دهد. و این کار تنها با پاسخ درست دادن: به سوالات مردم است: مردم می پرسند: بالاخره چه خواهد شد؟ غزه چه می شود؟ اسرائیل چه می شود، تورم به کجا می رود! اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از زمان تسلط بهزاد نبودی، در زیر سایه خاتمی، برعکس شد: بجای پاسخ به سوالات مردم، آنها را مسئله دارد کرد. بجای قانع کردن مردم، برای انها ایجاد سوال کرد. اصلا فرهنگ و هنر مسئول شد: تا در بین مردم سوال ایجاد کند: همه فیلمها به سویی هدایت شدند: تا مردم به حجاب اجباری منتقد شوند. همه خط قرمزها پایمال شد. جنگ و دفاع مقدس به مسخره گرفته شد. حقوق دانها قوانین و مقررات اسلامی را زیر سوال بردند. آمر به معروف ها را کشتند. و یا از کادر های ادرای و: مسئولیتی خارج کردند. بجای تذکر به بی حجاب! به آمران گفتند که شما اگر: می بینی اثر ندارد نکن! مردم نماز جمعه برو می گویند: حکومت نتوانست جلوی بی حجابی را بگیرد، ما چه کاره ایم. مدیران و دانشمندان و استادان رشته مدیریت، مدیریت اسلامی را زیر سوال بردند. آنها می گفتند: ما نیروی انسانی نخبه داریم، نفت و گاز و سرمایه داریم. ولی مدیریت نداریم. طبیعی است معنی این حرف: چیزی جز التماس به امریکا نیست. التماس به سلطنت طلب ها، که برگردید. ایران ویران شده! شما بیایید اباد کنید، ایران را آزاد کنید. لذا راز اصلی لیبرالیزم در ایران، همان سلطنت طلب های: اسلامی شده هست. زندگی تجملاتی، شاهانه زندگی کردن را، در بین مردم ترویج کردند. کرباسچی شهردار سابق تهران، می گفت: باید تهران را آنقدر گران کنیم، که مردم مهاجرت معکوس کنند. شهر گران شد، ولی کسی مهاجرت نکرد. بلکه به اپوزیسیون ملحق شد. امروزه شهر تهران بی تعارف، در دست بی حجاب ها است. نیروی انتظامی و آقای رادان را اخته کردند. کسی که موقع انتصاب مجدد، ادعا می کرد: دو روزه بی حجابی را جمع می کند. الان منتظر فرصت است تا: متهم به حجاب اجباری نشود. گشت ارشاد با هیمنه سابق، الان در یک گوشه مخفی می شود، خیلی اصرار کند، چند نفر را می بیند و: خواهش می کند که شال خود را! به سرتان بیاندازید. یعنی حتی از نام بردن روسری: یا حجاب، ابا دارد. آن شیر شرزه که :بی حجاب ها را دسته دسته، به وزرا می برد. امروز به موشی تبدیل شده که: خودش را مخفی می کند: به مردم می گوید: ما به زور اینجاییم! در حالیکه بی حجابی به زور است. یعنی انها باید: زور بالای سرشان باشد. با تذکر و نرمش جری تر می شوند.

سرالله اکبر

مفسرین قران، تنها راه خطایی که رفتند، تمام کردن کتاب تفسیر است. یعنی به دیده خود، تمام قران را تفسیر کرده اند. و این اشتباه است.(دریا نگنجد در کوزه ای ). به همین جهت مهمترین تفسیر ها، از اهل سنت هست. زیرا آنان برحسب عقاید خودشان، پیامبر را بدون وارث دانسته و فقط : به گفته های پیامبر بسنده کردند. آنهم بخش کوچکی که در کتاب مستطاب تفسیر بگنجد. و الا پیامبر اسلام، اگر چه سواد نداشته، ولی سخنران ماهری بوده، و هرچه هم می فرمود، خدا تایید می کرد:(و ماینطق عن الهوا). مثلا پیامبر 23سال بعد از بعثت زندگی کرد. اگر هر روز یک جمله گفته باشد، لا اقل 8هزار جمله گفته است. در حالیکه حداکثر کلمات منقول از ایشان، هزار و پانصد جمله هست. اما تاریخ می گوید: پیامبر اسلام، فقط هزار خطبه نمازجمعه خوانده است. خطابه های ایشان در مناسبت های مختلف هم، به همين تعداد می رسد. اما از هیچکدام اثری نیست. بطور نمونه، خطبه مهم ایشان برای ورود به ماه رمضان(دعیتکم فیه الی ضیافت الله..) حضرت زهرا و حضرت علی هم همینطور. غررالحکم که همه سخنان علی ع را جمع اوری کرده، بیش از هزار سخن نیست. پس تفسیر قران آن هم بوسیله: معصومین علیهم السلام به عمرشان قد نداده. و قران اصلی هم نزد امام زمان عج است. و تفسیر هایی که ایشان می کنند همه جدید است. لذا کسانی که مفسر قران هستند: مانند حضرت امام ره، در همان تفسیر حمد باقی ماند! تذکر این نکته از ان جهت مفید است که باید دانست: حتی اگر همه کتب تفسیر قران را هم بخوانیم، قطره ای از شبنم آن را نچشیده ایم. زیرا ایات قران، همه سر الله هست. در ظاهر(آيه مي گوييم) و کشف القناع می کنیم. اما باطن آن در دست خدا است. (یسئلونک عن الروح، قل الروح من امر ربی). کوچکترین جزء جهان برای ما مجهول است. با اینهمه پیشرفت علم هنوز نمی دانیم: ماهیت نور چیست! وقتی ان را ندانیم، ماهیت اشیا را هم نمی فهمیم. زیرا نور هست که باعث رویت اشیا می شود. و لذا دانشمند واقعی هرچه مطالعه می کند: حریص تر می شود. و آخر کار هم مثل ابن سینا می گوید: همی دانم که نادانم! مثلا در تفسیر (بقیت الله خیر لکم) گفته اند صاحب الزمان است، اما مفسران می گویند: ظهور او نزدیک است. بعد که ظهور نمی کند، بهانه دیگری می اورند. اما عاقبت همه بهانه ها این است: اصلا ظهور امام زمان عج سرالله هست. سرالله یعنی چه؟ یعنی انچه که خدا نمی خواهد به ما بگوید( گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش). چرا؟ چون هرچه گفته، قبول نکردیم. و می داند باز هم بگوید بهانه جویی می کنیم. به گفته اقای قرائتی: وقتی اداره برق، یازده لامپ سر كوچه می گذارد، و شما همه را مي شکنید، ناچار دوازدهمی را نگه می دارد: تا شما به بلوغی برسید، که آن را نشکنید. کرباسچی شهردار تهران بود: دستور داد همه جا را گل کاری کنند، دیوار پارکها را بردارند، و همه دیوار شهر را، نقاشی کنند. گزارش دادند که: گلهایی که کاشتیم همه را کنده اند! گفت اشکال ندارد، برای نامزدشان برده اند. بروید آنقدر گل بکارید: که مردم دیگر نکنند. الان مردم تهران به درجه ای از رشد فکری رسیده اند که: حتی به گلهای شهرداری آب می دهند. یا اگر شهرداری جایی را گل نکاشته، با هزینه خودشان می کارند. این همان نماد سرالله هست: مانند بازی شطرنج یا هر بازی دیگر، نتیجه بازی اگر از اول معلوم باشد، کسی بازی نمی کند! زیرا هیچکس روی اسب بازنده شرط نمی بندد. لذا در تفسیر قران هم باید: انقدر تفسیر نوشت، تا زوایای ان بر مردم باور پذیر شود. هرگاه باور پذیری اتفاق افتاد، اسرار خداوند هم فاش می شود: با محرمان همه اسرار هویدا می شود. امام باقر ع می فرماید: ما مردم را هدایت می کنیم، ولی انها نمی پذیرند و: کار خودشان را می کنند. یعنی تا موقعی که مردم به کار خودشان مشغولند، هدایت نمی پذیرند. تفسیر هم نمی خوانند. پس یا باید مردم عوض شوند، یا نوع تفسیر. ما تا کنون نزدیک به پنجاه سال است که ایات قران را تفسیر جدید می کنیم، لذا نام آن را تفسیر جدید نهادیم.

آیا یمن تنها خواهد ماند؟

یمن پر قدرت، وقتی که عربستان را جای خود نشاند، نشان داد که آمریکا و اسرائیل، در مقابلش حرفی برای گفتن ندارند. زیرا عربستان گلوی آمریکا و اسرائیل است! و اگر فشرده شود، نفس آن دو نیز گرفته می شود. البته عربستان جدید! ماموریت های خود را به قطر سپرده، اما همین جابجایی نشان می دهد که: پشتوانه مالی استکبار جهانی از بین رفته، و اشرفی های آل سعود را، موش ها خورده اند. اگر تاریخ معاصر را دقت کنیم، عربستان تنها محل تامین مالی: آمریکا و اسرائیل بوده است. اساسا در یک فرایند پیچیده، این آل سعود بود که: مکه و مدینه را اشغال کرد، و مردم آنجا را قتل عام نموده، حجاز را بنام خود زد. شاید قتل عام مکه و مدینه، در تاریخ بی سابقه باشد. زیرا در کمال سکوت خبری رسانه ها، انجام گرفت: آل سعود در سه مرحله به مکه و مدینه حمله کرد: بار آخر آنقدر از مردم مدینه را کشت، که در مسجد پیامبر خون تا زانو می آمد. و ملک فیصل دستور داد: از این خونها یک کاسه برایش ببرند. و در مقابل همه، با آن خون وضو گرفت، و نماز شکر خواند. مردم چون تاریخ را نمی دانند، فکر می کنند: تنها داعش قصاب بوده: و سرانسان را می بریده! در حالیکه آل سعود همین امروز نیز، شیعیان را دسته جمعی با شمشیر می کشد. اما رسانه ها سکوت کرده اند. گاهی یک خبری مثل قاشقچی درز می کند. آل سعود در جنگ شش روزه هم، بزرگترین خیانت را به اعراب کرد: نقشه حمله چند جانبه و سری مصر و سوریه را، توسط داماد عبدالناصر به اسرائیل داد. و آنها پیش دستی کرده، و تمام پایگاههای مصر و وسوریه را که: آماده حمله به اسرائیل بودند، درهم کوبید. امام خمینی هم فرمود: ما اگر از صدام بگذریم، از آل سعود نمی گذریم. اما رسانه ها کاری کردند که: افتخار دولت مردمی آقای رئیسی، کاسه لیسی آل سعود است. آنها باور ندارند که اسرائیل، همان آل سعود است. زیرا در طوفان الاقصی همه دیدند که: هدایای آل سعود برای غزه، لوازم کفن و دفن بود: یعنی مکمل طرح نابودی غزه! یعنی اسرائیل هرچه قدر بکشد، ما کفن و دفن آنها را تضمین می کنیم. این شعار آمریکایی ها هم هست: سرخپوست خوب، یک سرخپوست مرده است! سیاست نسل کشی نه از سوی اسرائیل یا آمریکا، بلکه از سوی آل سعود(قطر) دیکته می شود. در جنگ علیه ایران، بیش از 20تریلیون دلار هزینه کرد: اين مبلغ فقط کمک به صدام نبود، بلکه به همه دنیا کمک می کرد: تا برعلیه ایران بجنگند. و ایران را نابود کنند. حتی بن سلمان بارها ادعا کرده بود: که جنگ را به داخل ایران می کشاند: چرا؟ بخاطر اسرائیل. الان هم سران عرب همه در قطر، هم قسم شدند که ایران را، دشمن فلسطین و قيم غزه معرفی کنند نه اسرائیل! آنها گفته اند که هیچ فلسطینی حق ندارد: نام ایران را ببرد. لذا نقش یمن در افشای این حقایق، بسیار چشم گیر بود: یمن از اين جهت آل سعود را افشا کرد: اینکه ثابت کرد: حامی مالی صهیونیست ها و امپریالیست هست. لذا با نابود کردن مخازن نفتی آرامکو، همه کمک های مالی او :به اسرائیل و آمریکا را تحت عنوان: خرید های تسلیحاتی، به صفر رساند. عربستان مجبور شد: نقش خود را به قطر بسپارد، که زیر گوش ایران از خطر: بمباران یمنی ها در امان بود. همه ترور ها و کشتار های ضد ایرانی ، با حمایت مالی قطر است. به بهانه آب و هوا، 185کشور را در قطر جمع کردند، و از انها تعهد گرفتند که :برضد ایران وارد عمل شوند. لذا حادثه تروریستی راسک، و کرمان اتفاق افتاد. اکنون آمریکا و انگلیس، با حمله به یمن می خواهند انتقام عربستان را بگیرند. آیا یمن تنها است؟ امروز یمن پرچم مبارزه: با امریکا و اسرائیل و عربستان را از ایران منتقل کرده است. همه مردم جهان بداند که :لیبرالهای ایرانی که شعار نه غزه، نه لبنان می دهند، هنوز ریشه کن نشده اند. لذا کمک به یمن، کمک به ادامه مبارزه ای هست که: امام خمینی پایه گذاری کرده. حزب الله لبنان، حشد الشعبی عراق، حسینیون ازربیجان، فاطمیون افغانستان و بسیج لندن و پاریس و نیویرک و برلين، باید به میدان بیایند.

فرزندان ایوان مدائن و ایوان نجف

تجزیه ونحلیل قدرت حاکم بر جهان فعلی، نشان می دهد که: آنها فرزندان مشترک ایوان مداین و ایوان نجف هستند. در واقع حکومت مسلط برجهان، سادات هستند که در ایران و لبنان، یمن و عراق حاکم هستند. مقدرات جهان به دست آنها است. آنها نیز فرزندان امام حسین ع و شهربانو می باشند! که درواقع نوادگان یزدگرد سوم ساسانی، از طرف مادر و نوادگان حضرت علی، از طرف پدری می باشند. اینکه می گویند سرزمین مادری و گاهی هم، سرزمین پدری به همین معنی است: زیرا ایوان نجف سرزمین پدری، ایوان مدائن نماد سرزمین مادری است! مادر بزرگ همه سادات حسینی دنیا، بی بی شهر بانو دختر یزگرد سوم است، و پدر بزرگشان حضرت امام حسین. زیرا امام حسین ع فرزند علی ع است، و بی بی شهربانو فرزند یزدگرد سوم. پادشاهی که در مقابل اسلام مقاومت نکرد، و به آسیابان پناه برد. اما آسیابان، با تحریک کمونیست و منافقین آن روز (مزدکیان و مانویان) او را کشتند. آنها وعده پول داده بودند، ولی طبق روال شمشیر نثارش کرده! قاتل را هم به درک واصل کردند. تا ننگ ترور و آدم کشی را، هم به ایران نسبت دهند. اما با تمام حیله های منافقین و کمونیست های آن موقع! ازدواج صورت گرفت: امام حسین ع و بی بی شهربانو، صاحب فرزندی شدند که نامش امام سجاد ( علی ابن الحسین) هست. علی ابن الحسین، که تنها فرزند بالغ و ذکور بود با بیماری، توانست از مهلکه کربلا نجات پیدا کند. وی صاحب فرزندان زیادی شد: و آنها را به سمت تهران کوچ داد. آنها بدون جنگ و خونریزی همه اطراف تهران، تا مازندران و افغانستان و اردبیل و باکو را، شیعه کردند. و حکومت هایی چون علویان در طبرستان، دیلیمیان در گیلان. و آل بویه در تهران ایجاد کردند. این (هلال)جزایر شیعی، به هم پیوستند تا به امروز که در لبنان، یمن و عراق و بخشی از افغانستان و دیگر کشورهای جهان، باقدرت مرکزی تهران، جریان قدرت جهانی را در دست گرفتند. و دنیا را از شر امریکا و اسرائیل و ارتجاع عرب(عربستان وقطر) نجات دادند. نماد بارز آن غزه هست: که دائم از سوی سلاح های کشتار جمعی انان، مورد هجوم است: سلا ح هایی که آمریکا می سازد، ارتجاع عرب هزینه هایش را می دهد، و اسرائیل به کار می برد. غزه اکنون بر سر دوراهی است!عده ای چون محمود عباس، به دامن دشمن پناه می برند تا شاید: دلش به رحم اید، و منطق بفهمد و دست از تجاوز: و جنایات بردارد. واصطلاحا طرفدار سازش هستند. اما نمی دانند که در ذهن آنها، فقط نابودی غزه نقش بسته. لذا است که می بیینیم: حتی سفیر فلسطین در ایران هم، اعتراف می کند: غزه از بین رفته و هدف اسرائیل محقق شده! ابو شریف می گوید: همه دنیا با اسرائیل است، و غزه دست خالی است.(فقط ایمان دارد) وی تاکید می کند: همه غزه تخریب شده و: کسانیکه زنده مانده اند، نه غذا دارند و نه دارو. (یعنی بزودی همه چیز تمام می شود). این اظهارات او نشان می دهد: علیرغم قدرت موشکی و دست برتر غزه: در بیرون راندن قوات گولانی و گیوی، وی همچنان مانند محمود عباس می اندیشد. اما مردم غزه، بدور از تشکیلات خود گردان، قدرت جهانی به هم زده اند. تعداد شهدا و مجروحین را به سرعت متولد کرده! جایگزینی بیشتری کرده اند. اکنون غزه سه میلیون نفر نیست، بلکه 7میلیارد می باشد. و اگر کسانی هم هستند، که با غزه نیستند، به واسطه تفکرات محمود عباسی، خواهان نابودی شده اند. و فکر می کنند، با حذف غزه، جنگ تمام می شود. در حالیکه غزه در سال 1967یکبار سقوط کرده، و اشغال شده بود. اما با توسل به ائمه طاهرین و حضرت فاطمه، امرور قدرت جهانی است. زیرا متصل به قدرت لایزال الهی است. سفیر فلسطین در بیان خود، بدنبال قطع این رشته است. او می گوید: ما قیمومیت هیچکس را قبول نمی کنیم! یکبار قیمومیت انگلیس را تجربه کردیم: اسرائیل را بر ما حاکم کرد. او مانند لیبرال ها و سکولار های ایرانی، انتقام انگیزیسون را از اسلام می گیرند. و مانند صهیونیست ها، انتقام آلمان و انگلیس را از ایران.

از ایوان مداین تا ایوان نجف

رفت و برگشت تمدن ها، گرچه سالها طول کشید، ولی بالاخره تمام شد! قدرت از ایوان مدائن به ایوان نجف منتقل شد: امروز جهان با امپراتوری آل علی، به مرکزیت ایوان نجف، روبرو هست. از زمان جمشید جم و یا حضرت آدم ع، اگر 15هزار سال بگذرد، انسانها متحد بودند. چون همه از یک پدر و مادر، و باهم فرقی نداشتند. حرص و طمع باعث شد تا: سرزمین پدری را ترک کنند، كه شاید امکانات بهتری پیدا کنند! و زندگی مرفه تر، و خوشبختی بیشتری داشته باشند: این بود که از مرکز زمین! یعنی مکه دوری گرفتند: و به سرزمین های سرسبز تر، و پر آب تر رفتند. و از آب، آبادان ها ساختند! لذا آبادان، اول شهری است که فرزندان قهر کرده آدم، در کنار رود بهمن شير آن را ساختند. و گفتند: (لیس لورا آبادان دیاری!) منتهی جمعیت زیادتر شد، به بابل رفتند و در درازای بین انهرین، تمدن ها بوجود آوردند. در خود بابل، چنان تکنولوژی و معماری پیشرفته بود که: شهر معلق ساختند! اما حرص و آز و طمع، نگذاشت از گلوی انها پایین برود: زیرا نوکیسه ها، آمدند و آنها را تصاحب کردند. و جنگ ها شروع شد. حضرت نوح آمد تا به این حرص وطمع پایان دهد. اما کسی به حرف او گوش نمی کرد. همه مشغول ظلم و ستم و استثمار و استعمار بودند. لذا با تکنولوژی پیشرفته تری، کشتی بزرگی ساخت آنهم در: بیابانی بدون آب. همه گفتند نوح چه می کند؟ و او تریبون به دست، انها را از عذاب سراسری خبر می داد. تا اینکه روز موعود رسید، و نوح دعا کرد: خدایا از کافران احدی را زنده نگذار. خدا هم اجابت کرد: آسمانها باریدن گرفت، و چشمه ها جوشیدن آغاز کرد. آبها چنان زیاد شدند که: کشتی از جای خود حرکت کرد. و نوح دوباره زبان به تبلیغ گشود: بیایید در کشتی تا غرق نشوید. آنهاییکه نوح باور بودند، همراه جفت هایی از جیوانات و گیاهان، به کشتی سوار شدند. اما بقیه تمسخر کردند. حتی پسر نوح گفت: من میروم بالای بلندی، تا غرق نشوم! غافل از انکه اب بقدری بالا می آید: تا همه شهر ها و: همه نسل ها را غرق کند. تنها کشتی نوح است که در میان طوفان، با آرامش کامل حرکت می کند. وقتی کار از کار گذشت، و همه غرق شدند و شهرها زیر گل و لای رفت، طوفان آرام گرفت. و کشتی برکوه جودی بار خود را بر زمین گذاشت. 72تن از ان پیاده شدند. و زندگی جدیدی را در کنار ارس اغاز کردند.(شاید هم کوه آرارات). چیزی نگذشت که همه چیز فراموش شد! و به خیال و افسانه پیوست. لذا مهاجرت ها آغاز شد: حرص و طمع سر باز کرد: عده ای بنام مادها به همدان رفتند، گروهی بنام پارتها به شیراز. سکاها به سیستان و هند و اروپایی هم به اروپا و هند رفتند. ابتدا بسیار فعال بودند! سعی کردند بهشت روی زمین را دوباره بسازند. ولی دیدند که هرچه فعالیت می کنند، به خوشبختی سرزمین مادری نیستند. لذا برگشت خوردند! ولی سرزمین مادری هم پر شده بود، و جایی برای انها نداشت. پس جنگ ها آغاز شد: رومیان رفته به باختر! عزم بازگشت نمودند. اما ایران این سرزمین مادري، آنها را پس زد. لذا سرخورده شده به دامن قرون وسطایی پریدند. اما ایران با سلسله های پشت سرهم، امپراتوری کرد. تا آخرین آنها که ساسانیان بودند. در زمان ساسانیان ایوان مداین ساخته شد: با کتگره های بلند. ولی با تولد پیامبر، آنها در هم ریخت و پادشاه قدرتمند را متحیر ساخت. زیرا زمینه آماده شده بود. لذا طولی نکشید که حضرت علی ع، دو دختر یزدگرد سوم را برای دو پسر خود خواست. تا حکومت علویان را پایه گذاری، و ساسانیان را به علویان منتقل نمود. ولی حرص و طمع، بر خاندان او حمله برد: امویان و عباسیان تشکیل شدند، تا این فره ایزدی و این جام جم را بربایند. مغولها حمله کردند، عباسیان را از بین بردند. و خود را صاحب کتاب و شیعه، و نایب علویان نشان دادند. صفویان، افشاریان، قاجار و پهلوی آمدند تا این فره ایزدی را بنام خود کنند. اما همگی رفتند. و آل علی و یا سادات، و فرزندان حضرت علی، ماندگار شدند. آمریکا و شوروی و.. همه رفتند. ايوان مدائن خرابه شد،و ایوان مدائن باقی ماند

سرکوبی آمریکا آغاز می شود:

تاریخ ایران، پر است از گردنکشانی که برعلیه: امپراتوری یکتای ایران قیام کرده اند. ولی همه آنها سرکوب شده اند: کجاست اسکندر مقدونی؟ سزار رومی! عمر سعد عربي، تزار روس، و کجاست چنگیزخان مغول و بریتانیای کبیر(آی زکی) ؟و امروز ایران سرافراز، با امپراتوری عظمی خود می رود تا :به نوبت، آمریکا را هم سرکوب کند: ایران از چند طریق این سرکوبی: آمریکا را آغاز کرده است: از طریق دیپلماسی و سرکوبی نرم: مانند اعتراض به عملکرد آمریکا در خاورمیانه، که از سوی نماینده ایران در سازمان ملل، و دیپلماسی فعال وزیر امور خارجه: در تماس با روسیه و چین. و دیگر، قطع کردن دست و پای نظامی آن: از جمله اسرائیل و پایگاههای مهم او در عراق. هرچند که در درون آمریکا 99درصد هوادار دارد. که آنها هم مشغول کار خود هستند. امروز کاخ سفید، جولانگاه ایرانی تبار هایی است که: شاید ظاهرا مخالف باشند، ولی به سرکوبی نظام سلطه، که همان لابی صهیونیستی است مشغولند. بایدن از نژاد صلاح الدین ایوبی است، که مانند اسب تروآ ،به داخل کاخ نفوذ کرده: و مانند اوباما، نوروز ایرانی، شب چله را برپا داشته، تا سیگنال های لازم را بدهد. حتی سلاح های ارسالی به اسرائیل را، از طریق یمن می فرستد تا تحویل یمنی ها شود. البته مقداري از انها با هوپیما ارسال می شود، که از چشم تیز بین حزب الله دور نیست. یمن تازه نفس تر هست، و حزب الله هنوز، این سیگنال را دریافت نکرده. والا همه آن سلاح ها را، در هوا منفجر می کرد، و یا آن ها را سالم در پای هواپیما مصادره می کرد. امپراتوری ایران، سلاح نمی سازد بلکه سلاح دشمن را مصادره می کند: مانند امپراتوری پهبادی! که با مصادره یک پهباد آمریکایی آغاز شد. امپراتوری ایران، هیچگاه زرادخانه نداشته و بودجه نظامی اش، از همه بودجه ها کمتر است. قدرت امپراتوری ایران نه در سلاح، بلکه در ایمان قوی او است. او خود را به منبع قدرت لایزال الهی متصل کرده، از این آب کر می نوشد. ولایت فقیه، نقطه اتصال این قدرت عظمی الهی است.و نبايد كه تحقير شود. و می بینید در جنگ اکراین، با وجود سلاح های مخوف: آمریکا و شوروی (سابق) تنها پهباد فتوشاپی! ایران است که: بازی را تعیین می کند. دشمن از پهباد نمی ترسد، بلکه از سایه سنگین قدرت امپراتوری ایران می ترسد! همینکه پهباد ایرانی شد، اکراین ادعا می کند ایران به ابر قدرت شرق! پهباد داده، در حالیکه نداده است. آمریکا هم چند پهباد روسی را سرنگون می کند: و با افتخار اعلام می کند: این پهباد ها ایرانی بوده! امپراتوری عظمی ایران، بقدری قوی است که دیگر آمریکا عددی نیست! فقط روی کاغذ و رسانه ها زنده است. می بینید که حمله هاي ايذايي به آمريكا را، به یک گروه کوچک غزه واگذار می کند. امروزه یمن، غزه، حشد الشعبی عراق، حتی فاطمینو افغانستان، دست برتر در مقابل آمریکا را دارند. و فقط منتظر دستور هستند تا: اسرائیل را با طوفان دیگری، از بیخ و بن برکنند. نتانیاهو در برابر اینهمه قدرت حزب الله، فقط می تواند بگوید: حزب الله در جنگ 33روزه ما را دست کم گرفت! الان هم ما را دست کم می گیرد. نتایناهو نمی داند که او را زنده گذاشته اند، تا تیر حزب الله خطا نرود. چون اگر او کشته شود، تیرها به خطا می رود. مثلا اگر لاپید یا اولمرت بیایند، معلوم نیست: این اتحاد فعلی ضد اسرائیلی باقی بماند. حتی اگر نتایناهو ترور شود، همه فکر ميکنند که مبارزه تمام شده. او رخ هست: یعنی سیبل و تارگت است. تا همه تیرها به یک سمت پرتاب شود. و این از شگرد های امپراتوری عظمي است. تا دشمن را در محاصره قرار دهد. و به گفته سردار باقری :محاصره اسرائیل هر روز تنگ تر شود. و به گفته رهبر معظم انقلاب هم :محاصره اقتصادی کار خودش را ادامه دهد. تنها راه نجات نتانیاهو، باز کردن مرزها، برای عبور پیاده زائران بیت المقدس است. او باید که به درون خود توجه کند: آیا یک یهودی است؟ یا یک صهیونیست؟ اگر یهودی است، باید با ادیان دیگر همکاری کند. دین یهود، دین الهی است. و موسی ع به عیسی بشارت داده، و عیسی به محمد ص! پس همه(مخصوصا غزه ای ها) حق دارند :به زیارت بیت المقدس بروند

مسجد یک مدینه فاضله

هر تفکری برای خود یک مدینه فاضله دارد. اما همه آنها دور از دسترس و: محول به اینده ای دور و انتهای تاریخ هست. یعنی دست نیافتنی و بعبارتی خیالی است. حتی ماتریالیست ها و کمونیست ها هم، کمون نهایی را در انتهای تاریخ، یعنی یک ایدئال در مقابل رئال می دانند. اما در اسلام، مدینه فاضله از همان کلمه تهلیل(قولو لا اله الا الله تفلحوا) آغاز می شود. اصلا تفحلوا به معنی: ورود به مدینه فاضله ای است که: انسان در ان همه خواسته های خود را پیدا می کند. لذا می بینیم، پیامبر که مبعوث شد، خانه خود را به مدینه فاضله تبدیل کرد: حضرت خدیجه اولین زن مومنه، و حضرت علی اولین ایمان آورنده، هردو در پشت سر رسول خدا، نماز می خواندند. به توصیه های او گوش می دادند، و رفتار خود را با آن تنظیم می کردند. به همین جهت توصیه شده حتی در خانه خود، محلی را برای مصلی: یا مسجد و محراب خانگی اختصاص دهید. یعنی مدینه فاضله در خانه ها، نیز معنی پیدا می کند. و شاید برعکس، مدینه فاضله ها در خانواده شکل می گیرد. هرکسی با آموزش در خانواده، مدینه فاضله را با خود به سطح جامعه می برد: در خانه پول نیست که روابط را تعیین می کند، بلکه محبت و دوستی است. هرکس هروقت گرسنه شد، غذا می خورد، هرگاه خواست می خوابد. و یا عبادت می کند. اما این دوران مخفی یا درون تشکیلاتی است. زیرا وقتی پیامبر به مدینه می رود. ابتدا مسجد را بنا می کند: و نام آن را خانه خدا می گذارد. یعنی خانه مردم! در این مسجد بی خانمانها ساکن می شوند(اصحاب صفه) خانه پیامبر هم یکی از این خانه های حاشیه ای مسجد است. اغلب انها به مسجد راه دارند. حتی پیامبر از خانه خود به خانه حضرت علی، راه باز می کند. آنها غذای خود را مسجد می خورند، عبادت در مسجد، و حتی خرید و فروش!(موقوفات) و اعزام سپاه. مدینه فاضله، چهار ارگان رسمی دارد: طبق نامه امام علی به مالک اشتر: امور مالی(جبایه خراجها)امور فرهنگی (استصلاح اهلها) فنی و عمرانی (عمارت بلادها)و سیاسی و نظامی (جهاد عدوها) این چهار ارگان برگرفته از: چهار ستون عرش هست. لذا یک مسجد باید: امور فرهنگی، نظامی، اقتصادی و عمرانی باشد. و همه امور محله را پوشش دهد. زیرا معنی مدینه فاضله این است که: انسان همه نیاز های خود را در انجا براورده کند: جامع و مانع باشد. لذا پیشنهادمی شود: بجای مدارس سه شیفته و چهار شیفته! از مسجد برای آموزش و پرورش استفاده شود. زیرا آموزش در غیر مسجد، مانع الفت و حضور کودکان و جوانان در مسجد است. تصویر جدایی دین از علم و سیاست است. بسیج ها در مراکز غیر مسجدی، به مسجد ملحق شوند. ساخت و ساز اطراف مسجد، نهایتا با نظر مسجد باشد. زیرا مسجد باید از همه ساختمانها بلند تر باشد. و فاصله آنها بصورت دایره : یعنی نقاطی با فاصله یکسان از مسجد باشد. وبالاخره در معیشت مردم هم نقش داشته باشد. مثلا صندوقهای قرض الحسنه، مغازه هاي اجاره اي،مراسم تغذیه رایگان داشته باشد. همه ما خاطرات خود با امام حسین ع را، از قیمه های امام حسین به یاد داریم. به همین دلیل است که در همه مناسبت ها، دستور قربانی و تقسیم آن داده شده.. ولیمه دادن نیز توصیه های مکرری گردیده است. همه مراسم قربانی و ولیمه، در مسجد تنظم گردد :بطوری که هر روز یک وعده غذایی تهیه شود. در ابتدا میتوان از چای و خرما شروع کرد: بعد از پایان هر وعده نماز، از نمازگراران با چای پذیرایی شود. و امور مساجد تصویب کند که :چای را با خرما بدهند. هزینه چندانی نمی شود. ولی به سنگر بودند و جذب جوانان کمک می کند. زیرا ممکن است کسانی باشند که بودجه شان ضعیف است، و سرگرسنه بر بالین می گذارند. یا فرصت خرید خرما را نمی کنند. مسجد گیاهی در تهران دو روز در هفته نهار می دهد. بی خانمانها و کارتن خوابها، همه در انجا حاضر می شوند. با این روش فقر مطلق یا فقر غذایی را، می توان از بين برد. و فقرای واقعی، از فقرای دروغین بازشناسی و حمایت می شوند.

قله کجاست

قله، در جمهوری اسلامی، نه در آسمانها، بلکه در پهنای زمین است. زمانی که پرچم اسلام (به گفته جاوید الاثر: احمد متوسلیان) در افق های جهان بر زمین کوبیده شود، موقع انتهای مبارزه، و رسیدن به قله است. امام خمینی آن را فرموده: تا وقتی ظلم هست، مبارزه هست. و یا فرموده که: بزودی اسلام، کلیه سنگر های کلیدی جهان را، فتح خواهد کرد. و امپراتوري عظمي، مقدمه حكومت واحد جهاني امام عصرعج خواهد بود. امروز روزی است :که 8میلیارد جمعیت جهان، یکصدا در کنار غزه مظلوم ایستاده! و بر اسرائیل ظالم می تازند.(کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا) وما به قله نزدیک شدیم. و تا موقعی که یک نفرظالم نباشد، به قله می رسیم. زیرا همه مردم دنیا، از یک پدر و مادر و دارای یک سرنوشت هستند. اگر کلام وحی به آنان نرسد، مقصر ماییم که: کلام وحی را در اختیار داشتیم، به آنان نرساندیم. به همین جهت قرانی در دست تهیه است که :به خط امام علی و برای کل جهان باشد. همه باید ان را بخوانند، تا با نوشته های بهشتی اشنا بشوند، حروف را مطالعه کنند، تا در پل صراط گم نشوند! و به مهره سوخته تبدیل نگردند. با این پیام روشن، اگر کسی نشنید یا نخواست که بشنود، مسئولیت ما تمام می شود، و بر قله تکیه خواهیم داد. و خواهیم گفت: (الحکم لله!) حکومت فقط مختص خداوند است (و اولیا خداوند). اما هستند کوردلانی که: گوش های خود را می بندند! که نشنوند(و فی آذانهم وقرا) آنها می گویند: ما که هنوز مشکلات خود را حل نکرده ایم! و برخی ها هم آن را تایید می کنند! تا مانع رسیدن به قله شوند. آنها نمی دانند که خداوند بشر را، در مشکلات آفرید(لقد خلقنا الانسان فی کبد) زیرا اگر می خواست، او را در بهشت نگه می داشت. به شیطان اجازه داد تا او را، از بهشت بیرون کند، تا شاید دست از تنبلی بردارد! و حتی برای انبیا دشمن جعل! کرد:(و جعلنا لکل نبی عدو..)چون دربهشت همه خور وخواب و شهوت بود! اما وقتی به روی زمین (بواد غیر ذی زرع) هبوط کرد، یعنی برخیز و تنبلی نکن! و دنیای خودت را بساز. پس اینجا، جای تنبلی نیست! جای تنبلی آن دنیا هست: که تا ابد بخورید و بیاشامید و بخوابید!(وهی دارالمقامه): خاقانی می گوید: در این عالم کسی بی غم نباشد، اگر باشد بنی آدم نباشد. آنها چشم به همه ابادانی ها، بسته اند، و با جمله ایران را ویران کردند، حقد و کینه خود را نشان می دهند. آیا برق دادن به همه روستا،ویران کردن آنهاست؟ ساخت مترو و اتوبان، شهرک های مسکونی و صنعتی، نامش ویرانی است؟ اینقدر اینها کوردل هستند. که واقعیات را نمی خواهند ببینند. برای اینکه واقعیات را ببینیم، باید از خدا بخواهیم که: شیطان لعین را بر ما مسلط نکند(لاتسلط علینا من لایرحمنا) آن گاه از مرحله کنود(ان الانسان لکنود)به مرحله شکور بودن می رسیم. شکر گزاری در اسلام، به معنی سرمایه گذاری است.(لئن شکرتم لازیدنکم) یعنی بجای اینکه دنبال چین! باشیم که برای ما سرمایه گذاری کند.خدا را شاکر باشیم که: این نعمت ها را به ما داده، که چین بدنبال تصاحب آن است! زیرا خدا قول داده: اگر شکر گزاری کنید، من به شما سود و بهره می دهم. (دنبال بهره وسود از بانکها و غیر خدا نباشید): ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟ معشوق همین جاست، بیایید بیایید!(حافظ) قله همین جا است. چشم ها را باید شست و جور دیگر باید نگاه کرد.(سهراب سپهری) ای کسانیکه ایمان آورده اید، ایمان بیاورید! و مانند کسانی نباشید که: دشمن خدا و رسول شدند. که عاقبت آنها جز مهره سوخته،(جهنمی) چیزی نخواهد بود. که تنها به درد هیزم جهنم می خورد: ناصر خسرو: بسوزند چوب درختان بی بر، سزا خود همین است: مر بی بری را. پس ای مردم جهان، این پیغام را به زبان های خودتان، ترجمه کنید و برهمه مردمان بخوانید: هیچکس نباید که گوشش از این سخن ها نشنیده باشد. اگر شنیدند، مسئولیت شما تمام است. زیرا در اسلام همه چیز رسانه است! حتی دست و پای شما(زبان بدن) رسانه است. و اینهمه رسانه در اختیار شماست. باید که پیغام به همه برسد. اگر یک نفر هم آن را نشنود، روز قیامت خدا را شرمنده خواهد! زیرا می گوید: هیچکس این ایات را برای من نخواند. و باعث ش ماییم.

دانشکده اندیشه شناسی

براساس تاکیدات مقام معظم رهبری بر مساله نخبگان، و موضوع اندیشه ورزی، بدینوسیله طرح تشکیل دانشکده اندیشه ورزی، یا موسسه عالی اندیشه شناسي، زیر نظر بنیاد نخبگان تهیه می شود: هدف از این دانشکده، تبیین اندیشه ورزی ، راهنمایی و شبکه سازی اندیشه ورزان، و ایجاد رویه واحد برای: همه رشته های علمی مرتبط هست. براین اساس اندیشه ورزی بین رشته ای هست، ولی بین رشته های علمی و محیط واقعی. مثلا تعیین اندیشه ورزی را میتوان نوشت: جواب های روزآمد یا اینده نگر، به سوالات کهنه و قدیمی. بطور مثال: با یک دلیل ساده میتوان خداشناس شد: من خودم را به وجود نیاوردم. پس کس دیگری مرا بوجود آورده، پس باید هدف و چیستی و هستی را، از او سوال کنیم! لذا نبوت اثبات می شود. نبوت یعنی اینکه به وجود آورنده، ما را رها نکرده، برای بهتر شدن هدایت می کند: لذا معاد ثابت می شود. بنابر این استدلال ساده، عدم رسیدگی به نخبگان، نداشتن برنامه جذب و غیره! براحتی حل می شود: زیرا استعداد های افراد زیاد، و نعمات خدا (لاتعد و لاتحصی) است و: دنیای فعلی ما ظرفیت روزآمد کردن آنها را ندارد. مهاجرت نخبگان هم قیامت را ثابت می کند: وقتی در این قفس دنیایی، بال و پر نمی توان گشود: باید مهاجرت کرد(آن ارضی واسعه فتهاجروا فیها) و اگر کل دنیا هم کوچک بود! باید به دنیای دیگر مهاجرت کرد. مسئله مرگ به همین راحتی حل می شود: وقتی ظرفیت انسان به حدی رسید که: در این جهان جواب نمی داد، به آن جهان وسیع تر منتقل می شود. شاید به هرکس یک ستاره می دهند! تا با ظرفیتی که این جا ساخته شده، کل ستاره را مدیریت کند. (اینکه می گویند هر انسانی یک ستاره دارد) وقتی انسان به آن دنیای بزرگتر می رود، تازه می فهمد که فقط بخشی از توانایی ها، شناسایی شده! مثلا چشم او نمی توانسته :غیر از مواد چیزی را ببیند، و در ان دنیا ظرفیت چشم صد در صد می شود، انسان حتی می تواند خدا را ببیند. تنها آروزی فاطمه زهرا از خداهم، دیدن و ملاقات حضوری با او بوده است. از این منظر اولین جلسه آزاد اندیشی را خدا گذاشته است! فرشتگان هم، همه مخالف رای دادند. و خدا فلسفه را افرید. و راجع به چیستی و ماهیت انسان بیاناتی فرمود: که همه ملائک بجز یک نفر قانع شدند. آن یک نفر هم منطق را افرید(اول من قاس الشیطان) و گفت من بهترم، خدا هم این را می دانست: یعنی عصیان شیطان از علم خداوند خارج نبود. لذا ماموریتی به او داد: برو انسان را از بهشت بیرون کن! زیرا او در بهشت تنبل شده: فقط خورد و خواب دارد. انسان وقتی بیرون شد، حضرت آدم مجبور شد: دانشگاه علمی کاربردی تاسیس کند: ده کتاب خدا به او داد، تا آن را تدریس نماید: یکی از فرزندان او رئیس دانشکده کشاورزی! شد و دیگری دانشکده دامپروری را اداره کرد. بعد از انها امتحان گرفت! که قابیل مردود شد. و به خشم آمد و هابیل را کشت! و خداوند کلاغی را مامور: اموزش تدفین نمود! او پس از قتل برادر فرار کرد، و به کوهها پناه برد. و لذا حضرت آدم ده کتاب را، به شیث نبی (نوه یا پسر سوم) سپرد. می بینیم که کلیه علوم و فلسفه، منشا خدایی دارد. و تنها چیزی که انسان را برخاک و آتش(ابلیش) برتری داد، علم او بود. زیرا خداوند همه علوم را به همه انسان ها اموخت(علم آدم الاسما کلها) و ملائکه بخاطر علم، بر انسان سجده کردند. و علوم هم فقط اسامی است. یعنی ما قدرت خلق یا ایجاد نداریم، بلکه نامگذاری انها را انجام می دهیم. ولی روز قیامت قدرت خلاقه هم، به انسان می دهد(لحم طیرا مما یشتهون) والبته کسانیکه خوب امتحان ندادند، و مثل قابیل به قتل و غارت پرداختند، آنها را می سوزاند، تا مهره های سوخته ای باشند: برای بیشتر شعله ور کردن آتش جهنم(وقودها الناس والحجاره). لذا سرفص دروس علاوه بر این موارد میتواند: بررسی اسناد بالا دستی، بررسی نیاز های منطقه ای، بررسی راه حل های رفع محرومیت. و حتی بررسی قوانین و مقررات باشد. در پایان نیز میتوان قبول شدگان را، به درجه پروفسوری مفتخر کرد. و مدرک لازم هم صادر نمود.

سیستم نخبه پرور

علیرغم انتقادات فراوانی که: از آموزش و پرورش ایرانی می شود، ولی شاهد هستیم که سیستم نخبه پروری هست، که تمام جهان به آن احتیاج دارند : با فریب و نیرنگ و هزینه های کلان، آنها را فراری و جذب می کنند. این سیستم به دلیل عمق تاریخی خود، امپراتوری عظمی ایران را اداره می کند. هم اکنون هم ما متذکر می شویم: که فرار مغزها درست نیست، بلکه اعزام روسای جمهور! و مدیران ایرانی تبار برای همه: اعضای این امپراتوری عظمی است. یعنی دنیا به این نتیجه رسیده که: کار های خود را به ایرانی تبار ها بسپارد. لذا باید چشم ها را شست و جور دیگری :به این موضوع نگاه کرد: اولا: سیستم ایرادی ندارد و آنهاییکه انتقاد می کنند، انتقاد آنها ناظر به کاهش این فرایند: نخبه پروری هست. ثانیا کسانیکه فرار مغزها را عنوان می کنند، در صدد تحقیر این سیستم می باشند، نه خواهان رشد آن. زیرا این سیستم براساس آموزه های آیت الله العظمی، ها اداره می شود. و اگر نقصی هم داشته باشد، با صئا و سیما و سخنرانی و مداحی برطرف می شود. انسانهای حاکم بر ایران همیشه بزرگان دینی بودند، چه از ابتدا که جمشید جم را حضرت آدم می دانند، زال را نوح نبی، و کورش کبیر که ذوالقرنین خوانده، و چه داریوش که آن را سلیمان نبی دانسته اند. چه: زمانی که ساسانیان را، به علویان منتقل کردند: از دواج دوتن از پسران حضرت علی ع، با دو تن از دختران یزدگرد سوم، این انتقال را مستحکم ساخت: که تا به امروز این سلسله، بنام امامزادگان و سادات، فراگیر شده است. آنهاییکه رفته بودند باز می گردند. و همه بر استان خدا، جبین می سایند. و از اینکه آنها را رها نکرده! نشانه هایی را فرستاده تشکر می کنند. فره ایزدی، همیشه یار ایرانیان بوده. و ایران مرکز دنیای: یکتاپرستان بوده است. اکنون نزدیک 12قرن است که: تحت الحمایه حضرت ولی عصر است. ايشان( روات احادیث)علمای مجتهد را کمک می کند: تا از پیچ و خم های تاریخی عبور کنند. لذا ایران امپراتوری یکتا، یکتاپرست و عظمی جهانی بوده، هست و خواهد بود. تا مادام که امام زمان ظهور کند. و این یک اظهار نظر ملی گرایانه نیست. زیرا پیامبر فرموده که: اگر علم در ثریا هم باشد، ایرانی (از قوم سلمان) به آن دست پیدا می کنند. اصلا کلمه مسلمان، به تعبیر ابن عربی، از سلمان گرفته شده! سلمان نامی بوده که: پیامبر بر رزوبه ایرانی نهاده است. و بارها بر پشت او زده و فرموده که: قوم آخرالزمان از قوم این مرد خواهند بود. و حتی فرموده (السلمان منا اهل البیت)! لذا در کشورهای عرب، که با ایرانی ها مخالف هستند، بجای سلمان فارسی، به او سلمان پاک می گویند: زیرا اهل بیت پیامبر در قران، به پاک بودن تایید شده اند. حال چرا اینهمه عظمت برای ایرانیان است؟ برای اینکه نوروز را ایرانیان جشن می گیرند! يعني از ابتداي تولد زمين خداژرست هستند. ولی به گفته امام صادق ع، اعراب آن را ضایع کرده اند. چون نوروز یاد آور شروع خلقت خداوند است. و همه در ان روز، از خدا تشکر می کنند که دنیا را آفرید، مردم را افرید، و آنها هم در جرگه و غوغای هستی، مکانی دارند. شروع بهار و زایش گیاهان و حیوانات، بیدار شدن خرس های قطبی و سبز شدن درختان خشکیده را، همه از نشان های خدایی می دانند. و به قول سعدی : برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقش دفتری است: معرفت کردگار. درخت برای ایرانیان دانشگاه علوم است. لذا آموزش و پرورش در ایران، به دبستان محدود نمی شود. بلکه آنجا ادب می اموزند: ادبستان است! و دبیرستان، محل دبیری ومیرزایی و یاد گرفتن مشق زندگی است. گرچه غرب زدگان آن را برای مبارزه با خدا درست کردند(سكولاريزم). و می خواهند جایگزین الهیات کنند. ولی تا کنون موفق نشده، موفق هم نخواهند شد. غرب زدگانی که کاسه از آش داغ تر هستند. زیرا که غرب، خود به ایران سر تعظیم فرود آورده، ولی غربزدگان باور نمی کنند. هنوز مثل تقی زاده ها می گویند: باید از فرق سر تا نوک انگشت پا، فرنگی شویم. ولی الان این حرف معکوس شده! زیرا که خورشید، از غرب طلوع خواهد کرد. و اين غرب زدگان دوباره مسلمان خواهند شد به تبع غرب!

وام گیرندگان در زندان

بنده سالها است که از: انهدام بانکها سخن می گویم. از همان زمان که مردم در انقلاب، بانکها را نمی خواستند و مانند سینماها و مشروب فروشیها، آتش می زدند. اما برخی مسئولین مخصوصا حلقه مشهد، آن را نجس می دانند ولی می گفتند: پاک باید بشود. سینما را مثلا پاک کردند! بانکها را هم غسل تعمید دادند. ولی انها نمی دانند که: سگ به دریای هفتگانه بشوی! که چو تر شد پلیدتر باشد، خر عیسی گرش به مکه برند، چون بیاید هنوز خر باشد! برای اینکه ثابت شود که بانکها هنوز: پلید تر از گذشته اند یک سوال: با گذشت پنجاه سال از اسلامی کردن بانکها، چرا وام گیرندگان از بانکها، در زندان ، یا مصادره اموال شده و یا فراری هستند؟ سوالی است که از جناب مستطاب تاج الدینی شد، و ایشان تعجب کردند. اما جواب ان فقط یک کلمه است: چون رباخواری و حرام است. و حرام هم بی برکت. خوب البته جواب فناتیک و امل مابانه است. اما بدانید امل، مخلص ام البنین است: در حجاب و فرزند آوری. می بینید با همین شگرد ها، دست و پای مسئولین را می بندند: و دین اسلام را به مسخره می گیرند. شاید بخواهید روشنفکر بازی در اورید: مانند آقای تاج الدینی از من آمار بخواهید: آمار نمی خواهد، بنده گفتم کلیه وام گیرندگان، لذا باید شما آمار بدهید که: یک نفر وام گرفته و خوشحال است. اما بهر حال این هم آمار: اول خود دولت، ورشکسته ترین بودجه را دارد! فقط برای اینکه از سیستم بانکی استقراض می کرده! یعنی بانکها در باغ سبز نشان می دادند: تا دولت استقراض کند، بعد برای همیشه او را بدهکار بهره، دیر کرد و جریمه! می دانستند. چرا به ارتش یا سپاه حتی: در بحبوبه جنگ وام و ارز نمی دادند؟ برای اینکه می دانستند، این برگشت ندارد. و نمی توانند ارتش را بدهکار و تصاحب کنند. اما دولت را بدهکار و همه اموال او را مصادره(خرید سهام بجای بازپرداخت بدهی) کرده اند. حاکمیت بدون اجازه بانکها، کاری نمی کند: حتی آقای رئیسی که رئیس بانک مرکزی را عوض کرد: برای این بود که با افزایش نرخ بهره مخالف بود. و بانك مرکزی رئیسی، اولین کاری که کرد: به بهانه کاهش تورم، نرخ بهره را آزاد کرد. و دیدیم که تورم هم آزاد! و دروغ انها همان اول معلوم شد. الان بزرگترین ارقام هزینه ای بودجه دولت: بدهی به بانکها و مراکز مالی مانند بورس و بیمه است. یعنی بجای اینکه بانک و بورس و بیمه، مددکار دولت باشند، شمشیر از رو بسته: و به فکر استقلال از دولت هستند. دوم: بیش از دو هزار واحد تولیدی توسط: دولت سیزدهم احیا شد: كه مشکل همه آنها بانکي بوده است. دولت سیزدهم فقط آب به اسیاب بانکها می ریزد: یعنی مهلت می گیرد. مهلت گرفتن از بانکها، یعنی افزایش بدهی و عقب افتادن اقساط :و يعني قطعی شدن زندانی مدیران عامل! و مصادره همه این کارخانه ها. چون بانک که از حق! خود نمی گذرد؟// باید بهره و دیرکرد و جریمه را بگیرد. فرضا الان آقای رئیسي نگذاشته، بعدا به حساب انها خواهد رسید. سوم شرکت شستا و صندوق های بازنشستگی: همه به بانکها بدهکارند، و در معرض تعطیلی. لذا تنها شرکتهایی الان در ایران سرپا هستند که: اولا وام از بانکها نگرفتند: و با پول حلال کار خود را پیش می برند. ثانیا، آنهاییکه وام گرفته اند، همه بخاطر وام، مصادره شده و در اختیار بانکها هستند. به همین جهت هست که: خرده فروشان یا تولیدکنندگان، همه زیر زمینی عمل می کنند: زیرا اگر پروانه بگیرند، مورد شناسایی بیمه قرار می گیرند، واگر وام بگیرند مورد شناسایی بانکها، و اگر فعالیت چشمگیر داشته باشند مورد شناسایی بورس قرار می گیرند: و به آنی بدهکار شده! باید که سهام خود را واگذار به :بیمه یا بانک و یا بورس بفروشند: و غزل خداحافظی را بخوانند: زیرا بورس و بانک و بیمه، تله یهودی های نزولخوار است. آنها در قالب بانکها و بیمه و بورس، اقتصاد دنیا را در اختیار خود قرار می دهند. لذا تا موقعی که کار اسرائیل تمام نشود: کار بانکها و بیمه و بورس هم، تمام نمی شود: پس به یک نفر کار تمام کن، نیازمندیم.

اموال دولت خرج فساد!

فساد فقط اختلاس نیست، فساد هر نوع انحراف از: اهداف عالیه اسلام و: یا دشمنی با خدا هست. چه آنهاییکه در کل زمین فساد می کنند، و چه آنهاییکه در خانواده و در خویشتن خویش! حتی کسی که با خود کاری می کند که: از او منی بیرون اید، به فرموده پيامبر ملعون است تا: آنکه میلیارد ها دلار اختلاس می کند. بهره آنها از فساد، چند لحظه احساس لذت یا زرنگی است و مابقی عذاب و درد و رنج و گرفتاری. خاوری که میلیارد ها دلار اختلاس کرد، بهره اش از این پول صفر بود. زیرا پول را از حساب ایران به حساب آمریکا(کانادا) منتقل کرده بود. با این احساس زرنگی! امید داشت حد اقل نیمی از ان را به چنگ آورد، که او را به کانادا تبعید کردند و گفتند: اگر می خواهی نکشیمت، با هویت جعلی، زندگی فساد آمیز را شروع کن. همه جوانهایی هم که ازدواج نمی کنند، و خود ارضایی می کنند، می دانند که براق شدن چشمهایشان، همان دو روز اول است و بعد بیماری و پیری زودرس، افسردگی و خودکشی! لذا این را شهردار بداند: الان شهرداری مرکز فساد شده است. و کسی که شعارش مبارزه با: فساد در شهر داری بوده، با یک چرخش فریبنده تبدیل به ام القرای مفاسد گردیده! به اعتبار مبارزه با پولشویی، به قبح زدایی از احکام دین، و حجاب روی اورده است. مترو ها و پارک ها، شهر بازی ها و خیابان های بالای شهر، همه مرکز تجمع روسپی ها و روسپی بازها شده است. حتی یک خودرو! مرکز تفرعن و تبلیغ بی حجابی است: که سیگاری شدن دختران را کلید زده. فقط به روسپیانی دستمزد خوب می دهند که: خط قرمز ها را بیشتر زیرپا بگذارد. و حتما سیگاری به لب داشته باشد. همه می دانند سیگار به لبها، عاقبتشان در کنار جویها افتادن، و جنازه کشی شهرداری ها را افزودن است. پارکها محل تجمع: همه نوع خلافکاران شده است. مرکز اموزش سیگار و مواد مخدر. و شما آمار ان را در جنازه کشی: از کنار خیابان به سرعت می بینید. آیا از این سیستم، مدافع کشور بیرون می اید؟ پزشک و مهندس و نخبه پرورش می یابد؟ یا کار بجایی می رسد که همه: استارتاپهایی که برای مهسا گیت، گلو پاره می کردند: در مقابل شهادت زنان و دختران در کرمان، پوزخند می زنند یا حد اکثر، سکوت می کنند. آنهاییکه وامهای کلان از شهر داری گرفتند، و یا از دولت، به بهانه اشتغال، معلوم شد فقط مهسا سازی می کنند. اشتغال از نظر آنها :تبدیل دختر محجبه و درسخوان، به زن خیابانی سیگاری است. مسئولین سر در خمار نوکیسه ها و کیلویی ها، فقط نظاره گر هستند. تنها کاری که می کنند: مدافعان حجاب را دستگیر، یا تحت تعقیب قرار می دهند. به بهانه شروع فتنه! فتنه گر مسلح را، تا قلب مردم وارد می کنند؟ مگر اسلحه ترور فخری زاده را، یک کولبر کرد! به بهانه تکه نان! وارد نکرد؟ اشتغال از نظر انها، قاچاق و دزدی، ترور فیزیکی و شخصیتی سپاه و فراجا است. نتیجه آن را هم می بینیم: سپاه یا فراجا جرات نمی کنند: انتقام 17هزار ترور انجام شده را بگیرند. حتی از نام بردن آنها می ترسند. پرونده سازی ها برای جایگزین آنها است. منافقین کوردل که اکنون: در خانه سالمندان تیرانا هم جای ندارند. داعش که پایان آن توسط سردار سلیمانی اعلام شد، همه تابلوی اشتباهی هستند: تا لیبرال ها دوباره به قدرت، و خونریزی برگردند. نمونه اش می بینیم که با انفجار کرمان، رد صلاحیت شده ها! تایید صلاحیت می شوند. و شورای نگهبان دستها را بالا می برد. این دستها خیلی وقت است که بالا است. از زمانی که ربانی شیرازی را تصادف! کردند. و هیچ یادی هم از او نمی کنند. شروع شد. حسن فریدون و نفوذی های دیگر، همه با تایید شورای نگهبان آبرو پیدا کردند. کاری که الان هم انجام می شود. و همه اینها نتیجه همان سیگار کشیدن: دختران در خیابان و پارک و مترو است. زیرا می گویند: جوانها از دین زده شده اند. زیاد سخت نگیرید! شیطان بلد است چطور حتی شورای نگهبان را قانع کند. می گوید: شما تایید کنید! مردم خودشان رای نمی دهند. یا می گویند شور انتخابات بیشتر می شود.در حالیکه منطق مردم برعکس است: آنها می گویند چون شورای نگهبان تایید کرده، رای می دهیم.

کجایند یاران ایران؟

بیش از 50سال است که: ایران به تنهایی با مثلث شوم قدرت (صهیونیزم و امپریالیزم و ارتجاع عرب) مبارزه می کند. هزاران شهید و مجروح تقدیم جهانیان کرده است، تا آنها از قید این جرثومه های فساد ازاد شوند. حال در نیمه دوم قرن مبارزه، از یاران ایران دعوت می شود: تا با همکاری خود، ایران سرافراز را یاری دهند، تا خستگی نیم قرن مبارزه را از تن خارج شود. امام حسین ع هم در آخرین لحظات، رو به تاریخ و جهان کرد و فرمود: (هل من ناصر ینصرنی؟) آیا کسی هست که مرا یاری کند. او می دانست دلهای زیادی برایش می تپد. می دانست دنیا قدر مبارزه او را می داند. و لذا از انها در خواست کرد. گرچه در ان موقع فقط یک نفر به کمکش رفت. ولی امروز ثابت شده که: دنیا با او بوده. فقط ظالمان نمی گذاشتند: صدایش به مردم برسد. پیاده روی اربعین هرساله، با مشتاقان 50میلیونی خود، دائم فریاد می زند: (لبیک یا حسین ع) ما آماده یاری تو هستیم. امروز هم سلاله پاک آن حضرت، از شما یاری می خواهد. اوهم تنها مانده، و ظالمان نمی گذارند: صدای دادخواهی اش به گوش جهانیان برسد. و این پیامی است برای اشکار شدن ان. هرکس می تواند آن را به زبان خود، ترجمه و پخش کند. تا دل های آگاه و مشتاق ان را بشنوند: و به یاری بیایند. امروز باید همه جهان، تک تک افراد در هرکجا که هستند، با هر وسیله ای که میتوانند، خود را آماده کنند: صدای جرس می اید. و ناقوس دم به دم شما را به یاری می خواند. بیایید شما هم در این شور و غوغا، به دور از نامحرمان شرکت کنید. امروز غزه کربلا است. کودکان شبیه علی اضغر، با لبی تشنه و شکمی گرسنه، هدف تیرهای سه شعبه هستند: تیر ها و بمب هایی که توسطآمريكا ساخته، با پول عربستان خریداری، توسط اسرائیل به کار گرفته میشود. و تاریخ عینا تکرار می شود! تا هیچ کس و هیچ بنی بشری، عذر نداشته باشد که ما نمی دانستیم. و یا نگوید: کاش ما هم بودیم و امام حسین ع را یاری می کردیم.(یالیتنی کنت معک) این ندای رباب گونه است: ندای مادرانی که در غزه، و در مقابل چشم هایشان، کودکانشان ذبح می شوند. و در دل خاک سرد قنداق می شوند. آیا نمی شنوید؟ یا گوش های خود را گرفته اید. و یا مانند عمر سعد و شمر، هلهله می کنید تا نشنوید؟ این آخرین پیام است. و باید که همه آنها بدانند. آنهاییکه پیام داعش را به جهانیان می رسانند، در تبادل آزاد اطلاعات، و وجدان خبری و رسانه ای، این را هم به گوش جهانیان برسانند. که اگر نکنند، در سپاه یزید خواهند بود. بدانند که یزید رفتنی است. و آنها می مانند: وجدان خودشان. و فریاد : کاش ما هم بودیم و از کودکان غزه دفاع می کردیم. هیچ بهانه ای وجود ندارد. سازمان کودکان سازمان ملل(یونیسف) و همه نهاد های بین المللی موظفند: براساس آیین نامه و سوگند خود، این پیغام را برسانند. پزشکان، و وکلا، نباید به خواب خرگوشی بروند. آنها نباید آنچه را پیش رو است، انکار کنند. همه بیایند. این درب همیشه باز نخواهد ماند. و شما را در جشن پیروزی غزه شرکت نخواهند داد. آن وقتی که مانند کربلا، پیاده روی میلیونی قدس، مردم به زیارت بیت المقدس می روند، جای شما خالی خواهند ماند. و شما در کنار وجدان خفته،همچنان به دود و دم و مشروبات پناه خواهید برد. و از زندگی انسانی فقط 2متر قد را به ارث می گذارید. آن گاه دیگر ندامت شما سودی نخواهد داد. و حسرت دائم انسان بودن را با خود به گور می برید. پس بیایید امروز کاری بکنید: رسانه ها این پیام را به گوش همه بخوانند. اگر کسی نشنید مسئول شمایید. ولی اگر کسی شنید، و گوشش را گرفت، از مسئولیت شما خارج می شود. آنهاییکه شنیدند: باید راهی شوند. از زندگی هجرت کنند. با هر وسیله و امکان، خود را به بیت المقدس برسانند. حتی با دست خالی. زیرا حضور شما باطل السحر: قوم فرعونی خواهد بود. اگر به سلاح هم احتیاج داشتید: آمریکا سلاح فراوانی را در تل اویو پیاده کرده، میتوانید ان را از اسرائیل قرض بگیرید! یا تک بزنید. اما باید که پیاده به زیارت بروید. سیل شوید و موانع را بردارید.

الیوم یوم المرحمه!

آیا روز مرحمت در زمان ما، به قرن مرحمت تبدیل شده است؟ ایات جهاد فراموش شده،و ایات شکم و زیر شکم برمردم خوانده می شود؟ خونهای ریخته شده، با آب شسته می شود؟ و دستهای تا مرفق در خون، با شامپو خوشبو می شود؟ به کجا چنین شتابان؟ شما را چه شده که: چنین دلرحم و مست شده اید؟ ایا سوره ای نازل شده که ما بی خبریم؟ یا تاریخ را از انتها می خوانید؟ یوم المرحمه زمانی است که: تاریخ به انتها رسیده، و مشرکی باقی نمانده است. آنهم فقط یک روز و یک ساعت. در هوای داغ قوم پیروز. بعد از 81جنگ! و بعد از اینکه محمد ص گفت: دیگر کسی شکنجه نخواهد شد، و دیگر کسی کشته نخواهد گردید. دیگر خانواده شهیدی بی سرپرست نخواهد بود. پس به کدامین تفسیر، شما روز انتقام را به روز بخشش بدل کردید؟ ایا از کیسه خلیفه می بخشید؟ یا اینکه این همان ترس بنی صدری است؟ که اقا بگذارید دشمن داخل شود، در خانه با او بجنگیم! نه حتی از بنی صدر هم بالاتر: دشمن در خانه، با خیال راحت هموطن را به خاک و خون می کشد! کجاست آن اشراف اطلاعاتی؟ ایا سربازان گمنام، پی نام رفته اند و یا زاهدان، پی نان؟ و هواداران دنیا شده اند؟ شاید هم دشمن خود ما هستیم! و جرات نمی کنیم نام ببریم؟17هزار ترور در 15هزار قتلگاه. ولی افسوس از معرفی یک قاتل! چون ندیدند حقیقت، راه افسانه زدند. همه آنهایی که هم نام برده اند: گردن بگیر ها هستند. و لذا چیزی از انها در دست نیست. یا قاتل فراری افغانی: ده سال پیش دستگیر شده را معرفی می کنند. و می بینی که فضا آنقدر وهم آلود است که: همه به دنبال خرید زمان هستند. تا اصل موضوع فراموش شود. واضح تر از همه: دستور مستقیم ترامپ برای کشتن سلیمانی. شاید موضوع قوم ترسیده در کار باشد، که خدا نکند قوم خود فروخته. لذا باید منتظر قوم آخر باشیم. گویا این قوم به حج رفته، بجای زیارت خدا، به زیارت بازار کنیزان رفته باشند. و خداوند هم از انها امید بریده است؟ شاید نوبت یمن باشد، شاید نفس زکیه باید بیاید. باید که از حشد الشعبی عراق خواست، یا انصار الله یمن، و یا حزب الله لبنان. و شاید از فاطمیون افغانستان یا حسینیون ازربیجان: که در راهند. هر کس در هر کجا هست بداند: انتقام وظیفه اوست: علی قدر طاقته. قران است می فرماید: (انفروا خفافا و ثقالا). بروید حمله کنید: مخفیانه یا اشکار. حتی می فرماید:(قوموا لله مثنی و فرادا) اگر کسی هم نیامد، شما تنها بروید! کجا بروند؟ به سرزمین اسرا. و به تمام خانه ها(فجاسوا خلال الدیار). اما صد افسوس که دشمن، به سخنان قران بهتر عمل می کند. بجای اینکه مومنین خانه به خانه، دنبال صهیونیست ها باشند، آنها خانه به خانه دنبال فرماندهان غزه هستند. چرا چنین مسخ شده اند؟ آیا خورشید از غرب طلوع می کند؟ اینقدر اوضاع عوض شده؟ یا شما ها قوم ترسیده ای هستید که: ایه بعدی را عمل می کنید(ولاتجسسوا...) اشراف اطلاعاتی بر انها را حرام می دانید؟ ما را چه شده؟ ایا به امامزاده ای دخیل بسته ایم، که حتی ختنه نشده است؟ اگر چنین نیست، فضا را غبار آلود نکنید: همه بدانند که : امروز غزه کربلای جهان است: کودکان و زنان به اسارت برده شده اند. و یزید همچنان :خانه به خانه کوفه را می گردد. مسلم ابن عقیل ها از بالای دار الاماره ها پرت می شوند. و پرت کنندگان، جایزه می گیرند. و کوفیان شمشیر خود را، به سه درهم می فروشند. کجاست مختار و کجاست عمار؟ کجاست مالک اشتر؟ تیغ مالک تا پشت در های فتنه رفته است. اما ضربه آخر را نمی زند. اشعث کیست که نمی گذارد؟ این اشعث خودی است. شکم او از حکم علی ع باد کرده. فکر ویلاها، خودروهای به چنگ آورده، نمی گذارد تا به عدالت علی فکر کند. فریاد واقرانا برداشته. اما همین برای پیروزی علی ع کافی است؟ مگر آگاهی میلیاردی از مظلومیت غزه، کم دستاوردی است؟ ولو اشتباه فهمیده باشد. مگر دفاع از قران و حفظ حرمت آن، تعصب داشتن به ان کم هزینه می خواهد؟ بگذار علی هزینه ان را بپر دازد! سرخود را در اختیار کسانی قرار دهد: که نماز شب می خوانند، و قران را از بر هستند. ابن ملجم گرچه شقی ترین آدمها هست، ولی هست. و باید که شناخته شود. تا گردو غبار کنار برود.

رفاه زدگی و ربا خواري چه مي كند!

نسل بهره مند انقلاب، به هیچ چیز راضی نیست. چون طمع و حرص و آز، دست و پای او را بسته! از صد جا یارانه می گیرد، باز هم می گوید کم است، چند شغل دارد و از هرکدام، دهها برابر یک کارگر، درآمد دارد باز هم قانع نیست. خانه، و یلا و دفتر و .. دارد، باز هم می گوید: آب و برق ان را رایگان کنید. چهار فقره خودروری شحصی هم داشته باشد، باز هم دنبال خودر مدل جدید با بنزين رايگان است: این است وضعیت نوکیسه ها و کیلویی ها. مردم همچنان نظاره گر که: سیری انها تا کی خواهد بود؟جوابگویی آنها به بازرسین! تنها بلیط جشنواره و جگوزی، استخر و پارتی های شبانه: بنام اکران خصوصی. رونمایی و شام و نهار مفصل! آروغ های انان هم، در کنفرانس ها و همایشهای پرچرب و چیلی. طلبه هایی که تا دیروز، با شکم گرسنه در کلاس ها از حال میرفتند، امروز با خلال دندان وارد کلاس می شوند، تا خروپف خود را پشت عینک های دودی پنهان کنند. خواب خرگوشی انان از خستگی پارتی های شبانه: بنام جلسات کاری و سیری انان از کله پاچه! بنام صبحانه کاری! و نتیجه؟ چیزي جز حضور بيشتر دشمن در خانه ،و لگد زدن به خوابیده نیست. خسبیده هایی که: حتی با لگد دشمن هم بیدار نمی شوند. و همچنان با شکم گنده، غلط می زنند، تا لگد دیگری بخورند! شاید غذایشان تحلیل برود و به خواب بهتری برسند. مصرف اب و برق انها، شش برابر متوسط جهان پیشرفته است، ولی باز هم می گویند: برق را رایگان کنید. زباله های انها غذای 15میلیون نفر! و سر ریز محصولات کشاورزی، 30درصد است. که می گویند عیب ندارد: باید که زباله گرد ها هم، چیزی پیدا کنند. باید که چرنده ها و پرنده ها هم، غذا داشته باشند، باید که جویهای شهری پر از: غذا برای موشهای کثیف و شکم گنده باشد. باید که نسل موشها، سوسک ها زیاد شود، تا نسل انسانها کم شود. قطع درختان برای انها جرمش، سنگین تر از کشتن یک انسان است. اگر اسرائیل هزار نفر را در یک انفجار کرمان، شهید کند، مهم نیست جون هیچ درختی آسیب ندیده است. ولی اگر کسی درختی را قطع کند، تا خانه ای بسازد مجرم است. سرپناه محرومین، تنبلی خودشان است، و نباید به محیط زیست ضربه بزند. اگر سلیمانی یا سردار همدانی، شهید شدند تقصیر خودشان بود! با موبایل صحبت می کردند، ردشان مشخص شد. ترامپ که گفته: سلیمانی را بکشید، این یک دستور است، دیوانه بوده! و بر دیوانه حرجی نیست. بگذارید زنده بماند، تا دوباره برجام را پاره کند. و سلیمانی های دیگر را هم ترور کند، تا اینهمه جنگ در دنیا نباشد. بله، رفاه آدم ها را به این بی غیرتی ها می کشاند. برای همین گروه مترفین در قران، همیشه در مقابل انبیا بوده اند. امروز هم مترفین، علی ع را تنها گذاشته اند. حاضرند شمایل او را به اندازه: یک ساختمان شش طبقه بکشند، و با جرثقیل های امریکایی، آن را نصب کنند، ولی حاضر نیستند ترامپ را بکشند! می گویند خودش می میرد! یا می گویند به دست خودشان کشته می شود. ماشین های ضد گلوله شان، از فرانسه و آلمان تهیه می شود، ولی شعارشان برضد آلمان و فرانسه است. صبحانه در تهران و نهار در پاریس و برلين، عادت دیرینه آنها است. بیمار هم که می شوند: بیمارستانهای انگلیس فقط درمان آنها را دارد. برای تحصیل فرزندان خود هم فکر کرده اند: آمریکا! بله دانشگاههای امریکا. لذا بیش از 50هزار اقازاده در آمریکا، تحصیل می کنند . هرکدام اگر صد هزار دلار، هزینه سالانه داشته باشند5میلیارد دلار به آمریکا، کمک مالی می کنند تا، دستشان برای کمک به اسرائیل باز باشد. خجالت هم نمی کشند: با یقه بسته برعلیه اسرائیل صحبت می کنند. همانطور که سفیر حسين ع، به امام حسین ع عرض کرد: کوفیان زبانشان با شماست، ولی تیغ هایشان بایزید است. امام حسین هم تنها است! همه دنیا اعتراف می کنند: در هیچ جنگی در دنیا، شبیه تر از غزه به امام حسین ع! ندیدند. همه دنیا در حرف با غزه، هستند ولی برای نصحیت او! اما شمشیرشان با اسرائیل است. اسرائیل درون ما است. اسرائیل همان شیطانی است که: از درون تک تک ماشعله می کشد: حرص و طمع، رفاه زدگی و دنیا طلبی.

اگر کشتار کرمانی ها لگد دشمن نیست، پس چیست؟

چرا فقر داستان
در شیعه همه چیز فراوان، و سوژه داستان زیاد، و موضوع برای فکر کردن بسیار است. در حلسه بنیاد سادات استان تهران، با حضور بیش از هزار نفر از سادات تهران، اصلا شکایتی از اوضاع رفاهی مطرح نشد. زیرا سادات بخوبی توجیه هستند که: روزی را خدا می رساند. (درخواست از غیر تو ننگ است) و اشخاصی مثل رئیسی، بت های کوچکی هستند که: خود را روزی رسان بزرگترها می دانند. در اسلام همه چیز روشن است: مثلا شما می خواهید سرمایه گذاری کنید، تا سود بیشتری به دست آورید: خداوند فرموده (لئن شکرتم لازیدنکم) اگر شکر گزاری کنید، به شما سود می دهم. اما مردم با حرص و طمع، خود را به هلاکت می اندازند: و با توسل به کمک های دولتی، نابود می شوند: بنده به رئیس هلدینگ خلیج فارس(مهندس عسکری) گفتم: کل کسانیکه از بانکها وام گرفته اند، یا در زندان هستند، یا فراری و تحت تعقيب بانكها! چون اصول سرمایه گذاری بانکها، سود بیشتر و بهره و ربا و حرص و طمع است. در مورد ادبیات داستانی، فیلمنامه و سناریو هم، به همین شکل است: کسانیکه حرص می زنند تا نویسنده شوند، معمولا سوژه پیدا نمی کنند! نمونه اش در موضوع پایان نامه ها هست. با حرص و طمع می روند، ولي چیزی گیرشان نمی اید.(من طلب الرئاسته هلک) ولی وقتی با شکر گزاری جلو بروند، میلیونها موضوع خواهند دید! (جوشش و غلیان درونی پیدا می کنند)که می مانند: کدام را انتخاب کنند. مثلا ما 124هزار پیامبر داریم. زندگی هر کدام از اینها، یک داستان و یا حتی یک سریال است. مانند سريال یوسف پيامبر. با آنهمه بازیگران فاخر. یا سلمان فارسی که در جریان تولید است.12هزار سال تاریخ امپراتوری عظمای ایران است، هرسال آنها یک داستان هم داشته باشند، می شود 12هزار سوژه. اگر دانشمندان، جنگاوران، را هم جدا کنیم، که ضریب می خورد. میشود: سریال هزار قسمتی از دانشمندان ایران نوشت. یا سریال ده هزار قسمتی از سرداران ایران. آریو برزن ها، سورنا ها، قهرمان مبارزه با نفوذ غرب هستند. ولی غرب نمی گذارد آنها مطرح شود. هالیوود حاضر است موجودات: خیالی بسازد ولی به این قهرمانان نپردازد. البته از هالیوود انتظار نمی رود! ولی سینمای هالیوودی ایران هم، حاضر نیست. هزاران نمایشنامه غربی را، با هزینه های گزاف اجرا می کنند: به این بهانه که در ایران نمایشنامه نداریم. و جالب این است که صدا و سیما، هزینه های پرطمطراق انها را می پردازد، ولی به تئاترهای آئیینی و ملی که می رسد، بودجه ندارد. خیلی هم سر ذوق بیاید، به آنچه گذشت! ایرانیان اکتفا می کند: در 8سال دفاع مقدس چه گذشت! و انسان ایرانی را از حال و آینده بی خبر می گذارد. لذا می بینیم دشمن به راحتی: وارد می شود هزار نفر را به خاک و خون می کشد. و سردارانی که درجه های کیلویی گرفته اند، فقط قول انتقام می دهند. آنهم برای اینکه قبه هایشان کم نشود. حضرت علی ع فرمود: کسی که موقع حمله دشمن خواب باشد، مجبور است با لگد دشمن بیدار شود. ولی کار اینها بجایی رسیده که: با لگد دشمن هم بیدار نمی شوند! و در همان رویای دفاع مقدس باقی هستند. کار بجایی رسیده که ما برای انتقام سردار شهید قاسم سلیمانی، از مسئولین قطع امید کرده و به :یمنی ها و عراقی ها متوسل ميشویم. 17هزار ترور و15هزار قتلگاه در تهران و شهرستانها، اگر لگد دشمن در خانه نیست، پس چیست؟ ای حزب الله لبنان، ای انصار الله یمن، و ای حشد الشعبی عراق ، آیا منتظرید که اینها، کار اسرائیل را تمام کنند؟ اینهاییکه دستمزد رزمندگان دفاع مقدس را، با فروش سرزمینی می دهند؟ معنی مناطق ویژه یا مناطق آزاد، آیا چیزی غیر از خروج از حاکمیت است؟ آیا انفجار در مسیر زائران شهید سلیمانی در کرمان، جز دهن کجی به عدم انتقام گیری است؟ آنها قاسم سلیمانی را که گرفتند، با این کار می گویند: هواداران سلیمانی را هم خواهند گرفت. و از آنها هم، مثل قوم ترسیده سرچشمه، به دامن آمریکا خواهند رفت. مگر ترور شهید سلیمانی، به دستور مستقیم ترامپ نبود، پس کو؟ آيا سوراخ موشي باقي مانده؟

توهم تفرقه

همه کسانی که دم از تفرقه می زنند، دچار توهم هستند و با واقعیت نسبتی ندارند. مردم دنیا از یک پدر و مادر هستند، و هیچ تفاوتی با هم ندارند. و همه چیز را هم می دانند، و این شیطاطین هستند که: رفتارها را به تفرقه تعبیر می کنند: مثلا بین شیعه و سنی چه تفرقه ای وجود دارد؟ یک گروه از شیاطین می گویند: سنی ها اهل بیت را دوست ندارند، گروه دیگری از شیاطین می گویند: قران شیعه ها فرق می کند! و هر دو کذب است: و از منطق شیطانی برمی خیزد: زیرا فلسفه ذات خداوند است: علم ذات خداوند است. و آن را به بشریت داده است.(علم ادم اسماء كلها) اکنون خداوند8میلیارد جانشین در زمین دارد. تک انسانها همه چیز را می دانند و تک تک انسانها هم، خلیفه خدا بر روی زمین هستند(انی جاعل فی الارض خلیفه). لذا در این قضیه هیچ تفرقه ای وجود ندارد. یعنی اصالت با وحدت است. اما عارضه یا عرض، تفرقه هست و حادث می شود. و شیاطین آن را می آفرینند. امروز سالروز ولادت دختر پیامبر است. آیا دختر پیامبر به وحدت دعوت نمی کرد؟ اما شیاطین می گویند: دختر پیامبر به مرگ طبیعی، در سن 18سالگی از دنیا رفت. و فرزند شش ماه اش، بطور اتفاقی سقط شد.(با كشتن محسن، يك سوم (شرفا)سادات جهان را كشتند) علت عصیان شیطان هم، خدا دوستی و وحدت هست! اما آنطور که خودش می خواهد. ابلیس شصت هزار سال عبادت کرد. ولی وقتی دید خداوند کس دیگری را، از او برتر افریده، حسادت کرد. تصورش این بود که از خدا دورتر می شود. و توجه او کمتر می گردد. لذا خود شیرینی کرد! گفت من از ادم بهترم.( بگو برمن سجده کنند!) تفرقه افکنان هم شوق به وحدت دارند. اما از شدت شوق، از انطرف می افتند. لذا همه طرفدارن عمر هم، حضرت علی را دوست داشتند :الان هم دوست دارند. و می گویند:( علی ع کرم الله وجهه!)علی ع تنها کسی بود که بر بت ها سجده نکرد. حتی خود عمر بارها گفت: (لو لا علی، لهلک العمر). اما حب ریاست و خود برتر بینی، بر او غلبه داشت. حتی یهود منتظر حضرت محمد و علی بودند. بسیاری از مسیحیان و یهودیان، از فلسطین و جاهای دیگر به مکه و مدینه آمدند. زیرا می دانستند که پیامبر در مکه ظهور خواهد کرد: قلعه خیبر که هفت قلعه بود، همه پر از مشتاقان پیامبر بودند. راهب مسیحی(بحیرا) در نوجوانی، مهر نبوت را دید. اما هیچکدام خوشحال نشدند. چرا که خود را عابد تر و زاهد تر: و برای نبوت لایق تر می دانستند. یهود علنا اعلام موضع کرد: و گفت چرا پیامبر از بین ما انتخاب نشد؟ حتی کفار قریش حرفشان این بود: چرا پیامبر از میان اشراف قریش انتخاب نشد؟ چرا باید یک بچه یتیم، بر انها پیامبری کند؟ ملاحظه می شود: تفرقه فقط یک توهم است: یک خود شیفتگی. تفرقه یک عشق است. یک فهم نا عادلانه از وحدت. تفرقه براساس عشق شدید است. زیرا نمی خواهد: در عشق خداوند با کسی شریک شود. لذا باید گفت شیعه ترین افراد دنیا، سنی ها هستند! و سنی ترین افراد دنیا شیعه ها هستند. چون در نهایت شیعه و سنی، به وحدت مفهومی می رسد: سنی ها می گویند ما به سنت پیامبر عمل می کنیم. و شیعه ها هم می گویند ما پیرو پیامبریم (که علی ع را جانشین خود قرار داد). این یک مفهوم متعالی و مشترک است، و یک معنی دارد. کفار هم همینطورند. 8میلیارد مردم جهان، اگر یک میلیارد مسلمان را کم کنیم، مشرک و کافر محسوب می شوند. ولی ایا خودشان هم قبول می کنند: که مشرک یا کافر هستند؟ لذا می بینیم تفرقه یک توهم است. خود گویی و خود خندی! به به چه هنرمندی! مسلمانان بقیه را کافر می دانند! یا شیعیان و سنی ها! هرکسی از ظن خود شد یار من! کس نپرسید از احوال من!(مولوی) مولوی در این مورد داستان: لمس بدن فیل در تاریکی را می اورد. یا داستان انگور را! عرب می گفت: عنب می خواهم! ترک می گفت: اوزوم می خواهم، فارس هم داد مي زد: انگور! لذا هرسه یک چیز را می خواستند، ولی توهم باعث شده بود فکر کنند: ان دیگری چیز دیگری می خواهد. فاطمه به معنی همین است(جداكننده): شیعیان خود را از بین کفار! و دشمنان ظاهری جدامی کند. و از جهنم بیرون می کشد.

ده هزار قصه

با ایجاد یک تئوری، میتوان به ده هزار قصه، دست یافت و سینما و رادیو و تلویزیون و همه رسانه ها را، بی نیاز از داستان یا سناریو کرد. مثل قضه هزار و یکشب، که تا مدتها دنیا را به خود مشغول ساخته بود. و آن تئوری این است: ایران از ابتدا، ابرقدرت یکتا و یکتا پرست و امپراتوری عظمی بوده، هست و خواهد بود. داستان از آنجا شروع می شود که: یک امپراتوری بوده به نام: جمشید جم، که برجهان حکومت می کرده است. و جام جهان بین او، یک پلتفرمی بود که این امپراتوری او را، کنترل پذیر ساخته بود. اخیرا هدف اسرائیل همان بود که: زیر نام هوش مصنوعی چنین کاری بکند. حاقظ می گوید: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد: و آنچه خود داشت، ازبیگانه تمنا می کرد. ما موبایل را داشتیم! ولی الان از امریکا یا چین آن را می خواهیم. جمشید پسر نداشت، لذا در جانشینی به مشکل برخورده بود: در نهایت روز مرگ، کل امپراتوری خود را بین دو دخترش تقسیم کرد: بخشی را به ایران و بخشی به توران داده شد. شاید زمان آن ده هزار سال پیش باشد، لذا ادامه داستان را میتوان این طور نوشت: هر سال یک اتفاق مهم را محور قرار داد، اتفاقات دیگر ا در کنار ان با اشاره رد شد. لذا ده هزار داستان در اینجا تولید می شود. که کتب ان موجود، ولی پراکنده هست، میتوان ان را بصورت سریال ده هزار قسمتی در اورد. حتی اگر بخواهیم قرآن را مبنا قرار دهیم، اولین داستان مربوط به یک کرسی آزاد اندیشی است. یا همایش تریبون آزاد! وقتی که خداوند اراده کرد تا انسان را بیافریند، فرشتگان را دعوت کرد، از انها هم نظر خواست. اما آنها همه مخالف خوانی کردند. عده ای او را به اشتباه کاری متهم نموده گفتند: قبلا هم چنین کاری کرده بودی! آن را تکرار نکن(آیه 30سوره بقره). عده دیگر خدا را به خودشیفتگی متهم کردند. و گفتند: ما که داریم عبادت می کنیم، چه نیازی به موجود جدید(). خداوند فلسفه را خلق کرد: در مورد چیستی و هستی و ماهیت و عرض و جوهر آدم توضیحاتی داد. فرشتگان که دیدند عزم خدا جدی است، لذا قبول کردند و اظهارات خود را، با سجده بر آدم امضا نمودند. اما یک نفر بود که منطق را خلق کرد: منطق برپایه موهومات: ابلیس گفت: آتش از خاک بهتر است(صغری)من از اتش هستم و آدم از خاک(کبری)پس من بهترم!(استنتاج) این است که می گویند(اول من قاس الشیطان) اول منطقی! ابلیس بود! نه افلاطون یا ارسطو! و ادامه ان شاید: ده هزار داستان دیگر شود. کار به همین جا تمام نمی شود. وقتی بپذیریم ایران ابر قدرت است، جنگ اکراین و طوفان الاقصی را، تجلی ان دانسته براحتی به داستان تبدیل می کنیم. اما وقتی قبول نداریم، همیشه از خود سوال می کنیم : بالاخره چه می شود؟ هنر به معنی اعم(ناطق بودن) باید بتواند: سوالات مردم را پاسخ دهد. وقتی خود سینما، اینده ای نمی بیند، یا ان را وحشتناک توصیف می کند. و به تولید: نابود گرها ادامه می دهد، سینمای باور پذیر،باید به سمت تولیدات آبادگر برود. باید دانست: ایران در هیچ جنگی شرکت نکرده است. جنگ اول و دوم جهانی بین غیر ایرانی ها، باخودشان بوده! (ایران بی طرف بود)بعد هم که می خواستند با ایجاد اسرائیل، جهان را دوباره به جنگ بکشانند، انقلاب اسلامی تقابل خود را با اسرائیل را اشکار کرد. لذا هرچه جلو برویم، از دامنه جنگ ها کاسته شده است. اکنون فقط در غزه جنگ است. طبیعی است که آنهم بزودی با نابودی :جنگ سالاران از بین خواهد رفت. این اینده روشنی است که: رهبری ایران بران تاکید دارند. لذا میتوان گفت: نداشتن سناریو، به معنی بازی کردن در زمین دشمن است. همانطور که اسرائیل می خواهد: غزه را از بین ببرد، آنها می گویند بعد از غزه هم نوبت ایران است. بازی کردن در دام دشمن هم، یک دلیل بیشتر ندارد: نپذیرفتن واقعیت ها. و تکرار حرفهایی که بارها :اشتباه آنها را ثابت کرده است. به همین دلیل همیشه در محاسبات خود، دچار اشتباه می شوند، ولی ان را ادامه می دهند.(مرغ آنها یکپا دارد)

دارالقران ماهين

به اطلاع میرساند براساس تجربیات بیش از 1400 ساله خطاطی در اسلام، اکنون موسسه دارالقران ماهین، توانسته توسط هوش مصنوعی، قران کامل به خط حضرت علی ع برمبنای نسخع موجود در کتابخانه رضوی خطاطی نماید که نسخه پی دی اف و فونت مولا، به پیوست ارسال می شود. با توجه به اینکه امام علی در نوجوانی به دستور پیامبر کاتب وحی شد. شایسته است خط ایشان اساس یک قران ملی و جهانی شود. زیرا روایات زیادی داریم هرکس این خط قرانی را بخواند، چشمش نورانی می شود.(آنموقع که حدیث آمده، قران خط دیگری نبوده است) زیرا زوایای بکار رفته در ان، با شبکیه چشم هماهنگ است: در حالیکه همه آنهاییکه خط لاتین می خوانند، اغلب آستیگمات می شوند. شایعاتی از قبیل نقطه نداشتن و یا خوانا نبودن، ظلم بر حضرت علی ع است. و دوباره ترجیح عثمان طه بر علی! می باشد.

منافع و مضار امریکا

از انجاییکه همه تئوری های غربی، براساس موهومات، و درست برعکس واقعیات تنظم شده، در این جا هم می بینیم معادله قدرت، همیشه برعکس جواب می دهد. مثلا آمریکا به اسرائیل کمک می کند! در حالیکه به غزه کمک کرده است. زیرا همه کشتی ها و سلاح های آنها، از راهی عبور می کنند که در مسیر غزه و هواداران ان است. چرخه کمک آمریکا به غزه به این شکل تمام می شود: از پولهاي بلوکه شده ایران برداشت می کند! به کارخانجات اسلحه سازی می دهد، تا آنها سلاح برای اسرائیل بفرستند. در مسیر یمن آن کشتی ها را غرق می کند، یا سالم توقیف می کند و به دست غزه ای ها می رساند. پس می بینید: چون خود ایران براساس شانتاژ ضد انقلاب، به غزه کمک نمی کند این مسیر طی می شود. زیرا در ایران ضد انقلاب شعار می دهد: نه غزه نه لبنان! لذا بدنه دولت که در دست آنها هست، در کمک به غزه کارشکنی می کند. انها پولها را اختلاس می کنند، و به آمریکا می فرستند. آمریکا هم این پولها را بلوکه می کند، و به چرخه فوق عمل می کند، تا به دست غزه برسد. علاوه بر ان کمک، آمریکا به اسرائیل از افعال معکوس است. یعنی اگر کمک از دارایی های خود آمریکا باشد، مردم می گویند: چطور برای اسرائیل پول هست، ولی برای خود مردم آمریکا نیست. لذا می بینیم شوک جدیدی: به اقتصاد آمریکا وارد می شود: دولت دروغ می گوید بودجه ندارد، تا پول بیمه و دستمزد و حقوق را پرداخت نکند. لذا آشکار می شود که آمریکا پولی ندارد، و تا حالا نزدیک به دوسال است که: حقوق کارگران و کارمندان و پلیس را نپرداخته اند. لذا وفاداری پلیس و کارکنان ایالت ها از بین میرود. و آنها نیز به نهضت 99درصدی ملحق می شوند. از سوی دیگر چون امریکا، واقعا پولی ندارد که بدهد. لذا فشار پلیس بر مردم کم شده! آنها به خودمختاری نزدیک تر می شوند. اکنون آمریکا از حالت ایالات متحده! خارج شده و به فدراسیون و گاهی همسود تبدیل شده است. بسیاری از ایالات هم، ترامپ را رد صلاحیت کرده و یا: در حال اجرا هستند: یعنی دولت فدرال را هم قبول ندارند. لذا می بینیم که مردم غزه آنقدر: نیرو و سلاح از اسرائیل مصادره کردند، که مردم عادی با شلوار سه خط هم! خمپاره دار هستند. تونل های غزه بیشتر از انبار مهمات اسرائیل و بزرگتر از انها هست. و اگر تونلی هم معرفی می شود، از رده خارج است. لذا مردم دنیا همه طرفدار غزه شده اند. و میتوان گفت: غزه آن چیزی نیست که: روی زمین یا به شکل خرابه نشان داده می شود. بلکه همه اینها رخ هستند، یعنی فریب اسرائیل محسوب می شوند. تا مردم فکر کنند هنوز اسرائيل زنده است. اما غزه واقعی در همه دنیا است، یعنی قلب 8میلیارد جمعیت جهان، برای غزه می تپد. مثلا اسرائیل فکر می کند با شهید کردن200هزار نفر، غزه از بین رفته لذا گردان گولانی، که از بلندی های گولان آمده بودند برگشتند. در حالیکه 200هزار نفر متولدين یک روز غزه هست. یعنی در این 80روز مادران غزه ای با کمک های معنوی: فاطمه زهرا و زینب (دختران پیامبر و علی) در جهاد فرزند آوری شرکت کرده، و بیش از یک میلیون کودک به دنیا آمده است. یا، اسرائیل فکر می کند: همه غزه را بمباران کرده و: تمام شده است. در حالیکه فقط یک هزارم انها شهید شدند، بقیه در تونل ها و شهر های زیر زمینی زندگی می کنند. این تونل ها حتی در زیر تل آویو و حیفا هم ادامه دارند. در چندین عملیات، ارتش اسرائیل شاهد بوده، از پشت سر محاصره شده! آدمهایی از تونل های تل آویو و حیفا بیرون آمده، انها را به رگبار بسته اند. درواقع این اسرائیل هست که نابود شده، ولی سعی می کند خود را زنده نشان دهد. و این غزه زنده است، ولی سعی می کند خود را ضعیف نشان دهد. همه دیده اند که سربازان اسرائیل خواب راحت ندارند. ولی نیروهای مقاومت، نیمرو سرخ می کنند که گویا به پیک نیک رفته اند. و یا با لباس ورزشی خمپاره و موشک شلیک می کنند: که گویا برای آمادگی جسمانی این کار را می کنند

تربیت مربی در اندیشکده راهبردی ماهین

برای تهیه آخرین و ناب ترین دستاورد های علوم و تهیه اصلی ترین تئوریهای ان اندیشکده راهبردی ماهین در نظر دارد یک دوره تربیت مدرس یا مربی برگزار کند. درسهای این دوره 70واحد در همه رشته های علوم در حد فوق دکتری خواهد بود و درپایان باید که دانشجو بتواند تئوری علم را بدون کپی برداری از تئوری های غربی و خارج از قران ارائه دهد. هدف ان هم تدوین علوم جامع امپراتوری عظمی ایران هست و به زبان فارسی هم نوشته خواهد شد. متون دروس در سایت اندیشکده راهبردی ماهین درج شده، و در حدود صد هزار مقاله می باشد. این متون در مرز دانش بوده و همه علوم را بررسی و تئوری های ان را نقد می کند. و تئوری ساده و عمیق قرانی را بجای ان پیشنهاد می دهد. براساس بررسی های میدانی، ثابت شده که علوم غربی برمبنای سکولاریزم بوده. و عمدا طوری تئوری پردازی شده اند که درست درنقطه مقابل اسلام باشند. مثلا در پزشکی! می گویند: شکر و نمک حرام است. و افراد باید از ان کم مصرف کنند و یا اصلا مصرف نکنند! و ریشه های علمی و پزشکی و شلامت را هم به ان بسته اند. در حالیکه در اسلام تاکید شده قبل از هر غذا نمک بخورید! (تا دهان ضدعفونی شود) و اشتها منطبق نیاز بدن شود.و بعد از هر غذا هم حلوا و شیرینی بخورید تا در هضم غذا کمک کند. و ضایعات کمتری دفع شود. حتی در سیره زندگی معصومین هم می بینیم. مثلا امام رضا می فرماید همه چیز حتی نمک غذا را از ما بخواهید. به همین جهت در اکثرامامزادگان منسوب به امام رضا نمک رایگان توزیع می شود. وحضرت علی ع در شب شهادتش، که مهمان دخترش بود.موقع افطار دید که دخترش خرما و شیر و نان ..تهیه کرده است. فرمود: دخترم کی دیدی که پدرت بیش از یک خورش بخورد(علاوه برنان خشک). حضرت زینب، نمک را برداشت تا پدرش نان را باخرما افطار کند. اما حضرت علی فرمود: خرما را بردار! من فقط با نان جو و نمک اقطار می کنم. بنا بر این تئوری اسلامی باید این طور ساخته و پرداخته شود. تیزهوشان، از این اظهاراتچند نکته را می فهمند: اولا مصرف نا جو مانده(خشک) بهتر از نان گندم تازه است.چون یکبار هم حضرت بیان فرمودند: حضرت آدم نان گندم خورد و از بهشت بیرون افتاد، ولی من به عمرم نان گندم نخوردم. ثانیا، مصرف نمک در سن 63سالگی یعنی که نه فشار خون داشته و نه بیماری دیگری، چنانچه مصرف نان خشک نشان می دهد: دندانهای سالم داشته و از انها تا آخر عمر مراقبت نموده است. در علوم انسانی وضع بدتر است: یعنی همه تئوریها، دقیقا با شناخت کامل تئوری های قرانی، درست برعکس ان عنوان شده اند. یعنی ما اگر بخواهیم عدالت را رعایت کنیم، باید همه تئوری های غربی را برعکس کنیم تا هرچیزی جای خودش باشد: در هرم قدرت، ما خدا را در راس هرم، بعد معصومین را. و آنها همان عدد یک را و 13را! و حتی 313 را افراد خودشان را چیده اند. و چشم شیطان را هم بالای هم. در روانشناسی! تجسس و غیبت! را اساس قرار داده اند. یعنی یک روانشانس یا پزشک باید در اعماق ذهن بیمار خود تجسس کند. و این در قران حرام است.(لاتجسسوا و لایغتب) و عکس ان (تشیع فاحشه) یعنی تبلیغ گناهکاری است. در ادبیات همه شعر های عرفانی را زمینی و گناه تعبیر می کنند: مثلا شعر حافظ که ار می و خمار می گوید: آنها به مشروبخواری و روسپی گری تعبیر می کنند. و اشغار سعدی را را مبلغ همجنسگرایی می دانند. حتی ارسطو را به دلیل همجنس بازی، دارای علم و قدرت و تفکر می شناسند. من اخیرا دیدم کتابی هم نوشته اند، و ایه از قران آوده اند که همجنسگرایی برای تعلیم فقه لازم است. . دلیلش از قران، پیشنهاد حضرت لوط به مردمش در موقع حضور فرشتگان بود، و اغلب حوزوی های دانشمند را متهم به همجنسگرایی کرده اند. حتی شنیدم افغانی هایی که در ایران و دور از خانواده هستند: معتقدند(براساس فتاوای علمای خودشان) بجای همسر می توانند از کودک نابالغ استفاده کنند.