مشاغل جدید در ایران

عملیات وعده صادق، مشاغل و مسئولیت های جدیدی را برای ایران تعریف کرده: که باید از ان حداکثر استفاده را برد: مهمترین شغل طبق آیه قران، برقراری نماز جماعت است.( ٱلذين إن مكنـهمۡ في ٱلۡأرۡض أقاموا ٱلصلوة). لذا هر جوانی یا غیرجوانی! که می گوید: من بیکار هستم، ستاد اقامه نماز باید او را استخدام، و به هر گوشه جهان که دوست دارد بفرستد: تا اقامه نماز جماعت بکند. مثلا شغل شریف سید حسن نصرالله، از این ببعد نمایندگی ولی فقیه: در بیت المقدس شود. ایشان در انجا اقامه نماز کند.و یا آقای قالیباف که ممکن است: ریاست مجلس را به سید محمود نبوی واگذارکند، مسئول ستاد اقامه نماز در جهان شود. نباید آیه قران را به مسخره گرفت. قران می فرماید: از دستمزد خود نگران نباشید، ما هم شما را روزی می دهیم و هم دیگران را(نحن نرزقکم و ایاهم) حتی دستمزدهای تریلیاردی را، خداوند در همین نماز قرار داده است. چون در همه جا فرموده: ما شما را بجز برای عبادت خلق نکردیم. ریاست هم باز در نماز جماعت قرار داده شده: امام جماعت، تنها موقعیت و پست سازمانی هست، که مورد تایید تمام علما و مراجع عظام هست، و در موضوع امامت آن، تشکیک نکرده اند. در حالیکه برخی ها به اطلاق امامت برای روح الله یا موسی صدر، تشکیک می کردند. حتی عدالت(نسبی) وتقوا را هم برای آن شرط گذاشته اند. در قران هم آرزوی واقعی همه را، امامت برای متقین بیان کرده است(و جعلنا للمتقین اماما). در حالیکه ریاست غیر نمازی، باعث هلاکت معرفی شده است(من طلب الرئاسه هلک) دررفتار شناسی آقای قالیباف هم، علت همه ناکامی هایش: اشتباه بین این دو موضع است. یعنی بیشتر دنبال ریاست جمهوری هست، تا دنبال نماز گزاری. درصورتیکه ثابت شده در ایران، امام جمعه ها غالبا رای بهتری می آورند. در واقع کارگاه تربیت مدیر یا تربیت رئیس امامت در نماز است. و از اینجا همه روزی ها پخش می شود. چنانچه عرفا هم گفته اند اگر هر آرزویی دارید فقط نماز اول وقت بخوانید. طبیعی است برای آرزو ها و اهداف فردی چنین توصیه هایی شده. و برای اهداف و آرزوهای جهانی و بزرگ(گلوبال) نماز جماعت با:جمعیت هرچه بیشتر تعیین شده. بنده هم عذر می خواهم که در استدلال ها مجبور هستم از اومانیسم به و و خواسته های بشری به سوی خواسته های الهی، حرکت نمایم. یعنی مردم بیشتر خود را می بینند تا خدا را، اگر نماز هم می خوانند، می خواهند بدانند چه منافعی برای خودشان دارد. لذا باید از این عنایت الهی که: در عملیات وعدالصدق داده بیشترین استفاده را، برای اشتغال و کسب قدرت برد. چون بعد از اقامه نماز پرداخت زکان جفت آن آمده است: این عملیات مثل لودری بود، که خاکریز دشمن را از بین برد. و الان ایران ابرقدرت واقعی جهان شده که آمریکا و فرانسه و چین و روسیه، راهی جز اطاعت ندارند. و اگر شیطنت های کوچکی هم می کنند، براساس توهمات گذشته خودشان است. بهترین راه شکر گزاری و استفاده صحیح از این نعمت ابر قدرتی، اقامه نماز در سطح جهان است. منتهی اقامه نمازی که از سوی صاحب الزمان یا نایب ایشان تعیین شود نه از سوی وهابیون و دشمنان خاندان اهل بیت. لذا تعیین نماز جماعت برای بیت المقدس و بیت الله الحرام و مسجد پیامبر و دیگر مراکز باید مستقیما از سوی ابرقدرت جدیدی که خداوند به آنها نعمت داده انتخاب شوند تا در مدح خاندان اهل بیت پیامبر بگویند و زمینه را برای ظهوراصلی آماده کنند. اینهمه مشاغل حساس امامت جهان طبیعتا در توزیع ثروت هم نقش دارد. زیرا همه کسانی که نماز را بپا می دارند. و روزی خدا بسوی خود جلب می کنند، باید زکات هم بدهند(اقاموالصلوه و اتواالزکوه) تفسیر اومانیستی یا انسان محوری(بجای خدا محوری) این ایه همین است: وقتی کسی امام جماعت شده، همه ثروت ها بسوی او سرازیر می شود. و مردم مالیات، خمس و زکات و تبرعات را در اختیار ایشان قرار می دهند. و او میتواند با تقسیم عادلانه (سهم امام) جامعه خود را از فقر نجات دهد.

دیپلماسی رو به جلو

کاری که میدان، باید انجام می داد، بخوبی انجام شد و اکنون نوبت دیپلماسی است: تا از ان بهره برداری کند. دیپلماسی هم، سه راهبرد پیش رو دارد: اول اینکه آن را نفی کند! و با حالتی منفعلانه و معذرت خواهانه آن را پیگیری کند. که این خواست اغلب دولت های استکباری، و نوچه های آنها می باشد. توجیه این راهبرد در ان است که :ما می خواهیم با زبان دنیا حرف بزنیم، و باید نظرات آنها را بشنویم! و همانطور که در سازمان ملل و شورای امنیت، ملاحظه شد، اغلب، ایران را محکوم کردند. و این قدرت نمایی شگرف را، معکوس جلوه دادند و آن را افزایش تنش، و مخالف صلح جهانی معرفی کردند. در راس این نوع دیپلماسی هم خط ظریف، وزیر امور خارجه قبلی می باشد. که اغلب دیپلمات ها با آن بهتر هماهنگی می کنند: یکی از این اساتید! گفته که: آمریکا اگر دخالت نکرد برای اینکه اولویت اول او ایران نیست! فعلا اولوئیت آمریکا موضوع چین و تایوان، روسیه و اکراین، و اسرائیل و غزه هست. آنها حتی بدهی میلیاردی تابلویی آمریکا را هم، نشان قدرت او می دانند که: آنقدر ثروت دارد که توانسته اینهمه بدهی ایجاد کند. موضوع بی خانمان ها، فقرا و زندانیان فوق تصور را، اصلا قبول ندارند. و می گویند تبلیغات جمهوری اسلامی است. این نوع دیپلماسی روبه عقب نام گذاری می شود. یعنی همه افراد بالای 40سال، پیرو این سیاست هستند. زیرا دوران جوانی را در دامان آمریکا، بزرگ شدند و افول آن در ذهن شان باور کردنی نیست.(یاد باد آن روزگاران ، یاد باد). دیپلماسی نوع دوم ویژه خواری، یا نان را به نرخ روز خوردن است:کشور های مختلف مواضع محتلف دارند، باید از اهمیت حمله وعده صادق، کاهید تا با نظر آنها هماهنگ شود. تا مباداد روابط خود را تغییر دهند. و این را سیاست چند جانبه گرایی نیز می گویند. سیاست چند جانبه گرایی نیز حالت انفعالی دارد. با حالتی پشیمانانه!سعی دارند این امر را خطای قابل بخشش! در مقابل خطای نابخشودنی قبلی جلوه دهند. و بجز آمریکا، چین و روسیه و را هم ابر قدرت بدانند. و نظر انها را با ذوق و شوق دنبال کنند. البته آنها برای ایران هم موقعیتی در نظر می گیرند! ولی در حد یک بازیگر منطقه ای: بعد از چین و روسیه، هند و ژاپن و کره جنوبی و.. حتی ترکیه و افغانستان و سوریه: مبنای آنها هم کاهش ارزش پول ملی است: میگویند عراق و سوریه با اینکه در جنگ و بحران هستند، ولی ارزش پولی آنها هر روز بالاتر می رود. و این دو استراتژی یا راهبرد دیپلماتیک مصداق بارز(ماقدروالله حق قدره..) نشناختن قدرت خداست. که خدا را از بازی کنار گذاشتن است. در حالیکه در دپیلماسی رو به جلو، ما باید دیوار بزرگی بین خود و جهان بکشیم! دیوار تقوا، هرکه با تقواتر است، در این چارچوب بماند و هرکس نیست، باید نادیده گرفته شود. زیرا قران می فرماید:کسانیکه تقوا پیشه کنند، همه در های برکات و رحمت ها را بر روی انها باز می کنیم. 9درصد معادن دنیا در ایران شیعی هست. نفت و گاز و همه مولفه های قدرت و رهبری داهیانه، وجود دارد. اما آنها مانند کودکی که به یک شکلات دلخوش می کند، امارات که آب شیرین کن زده، برایشان مهمتر است. آنها عربستانی را که خانه خدا را با زدن برج ها، تحقیر کرده یک کشور پیشرو می دانند. در حالیکه خداوند به هر انسانی، قدرت امپراتور شدن و خلیفت اللهی داده است. ولی آنها در حیرت چند برج، در مقابل ملک سلیمان، و چند قایق در مقابل کشتی نوح مانده اند! قدرت خدا بالاتر از همه است. و ما نباید قدرت خدا را با قدرت های بشری جایگزین کنیم. خداوند میتواند همه این ابرقئرتهای پوشالی را، به خاک مذلت بنشاند: چنانچه شما در جنگ اکراین می بینید که :دو ابر قدرت تا دندان مسلح، از یک پهباد ایرانی می ترسند. پولهایی که از منطقه خارج کرده، یا منابعی را که غارت کرده اند، با احترام تمام، به این ملت ها تقدیم می کنند. به گفته ترامپ 7میلیارد دلار در عراق هزینه کردند. و این معادل بودجه سالهای عراق است. در افغانستان چقدر هزینه کردند؟ خداوند پس گردنشان زده و در همه جای دنیا، هزینه می کنند و برای خود بدهی می خرند. و این قدرت خداست که دیپلماسی روبه جلو را تبیین می کند.

میلیشیای جهانی علیه اسرائیل

میلیشیای جهانی و مجموعه ای از هواداران غزه، که در حال تشکیل است اعلام نموده که :بزودی با اعضا خود، در کارناوال هشت میلیاردی شرکت می کند. آنها دوره های رزمی دیده اند تا :با دست خالی اسرائیل را نابود کنند. تئوری دست خالی در ایران، کاربرد های زیادی داشته است. از آنجا که ایران قلب جهان، و مرکز کره زمین هست. بستر تمدن و خاستگاه فرهنگ، و نشو و نمای انسان بوده. لذا جمعیت ها پس از سر ریز شدن، به خارج از ایران مهاجرت می کردند. اما پس از مدتی که به قهر، خارج شده بودند متوجه می شوند: که در غرب خبری نیست! لذا تصمیم به بازگشت می گیرند، که این امر فلسفه جنگ و غارت، در طول تاریخ را تشکیل می دهند. چرا که وقتی اراده برگشت می کنند که: جمعیت های جدیدی جای انها را پر کرده اند. و ناچار باید با قوه غصبیه وارد شوند. لذا به سراغ سلاح های عجیب و غریب می روند. برای همین امر، همیشه حمله از ایران به خارج، با دست خالی بوده در حالیکه حمله خارجی ها، با پیشرفته ترین و ابتکاری ترین تسلیحات صورت می گرفته. به عنوان نمونه بخشی از گیلانی ها، برای یافتن زندگی بهتر و رفاه بیشتر، وارد اروپای خالی می شوند. نژاد گل همان گیل است. و نژاد ایرلندی هم به گیل تلفظ می شود. آنها بعدا به ناپلئون تبدیل شده! قصد فتح ایران را دارند. با توپ و تانک می آیند، در حالیکه در ایران علما توپ و تانک را حرام می دانند.(به بهانه کشتار از دور، یا بی هوا زدن) ناچار توپ و تانک را به عثمانی ها می دهند، و عثمانی ها که خودی هستند( ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) میتوانند به ایران حمله کنند. و چون شاه اسماعیل صفوی ها، با شمشیر می جنگیدند. لذا کردستانات، آذربایجانات و قفقاز را از ایران جدا می کنند. البته شاه عباس با علما مانوس شده، و از انها می خواهد که این فتوا را لغو کنند . بعد به کمک شرلی ها! توپ و تانک را آموزش می بینند، و دوباره به جنگ عثمانی ها می روند. و متاسفانه فقط تبریزی ها را نجات می دهند . و بقیه هنوز هم در قیمومت آمریکا و اروپا هستند. لذا تئوری دست خالی می گوید: بعد از حملات وسیع ایران، که هیچ پایگاه نظامی را برای اسرائیل باقی نگذاشت، نوبت موج انسانی است که: از همه جای جهان به سوی اسرائیل حمله برده، بقیه پایگاههای مانده، مانند ایستگاههای مرزی و بازرسی را فتح کنند، تا راه زیارت بیت المقدس و :راهپیمایی جهانی به سوی قدس برای: برگزاری نماز در ان باز شود. و زمینه را آماده نمایند، تا اولین نماز به امامت سید حسن نصرالله اقامه شود. وقتی که همه دنیا این آمادگی را پیدا کردند. و مخصوصا خود فلسطینی ها و اسرائیلی ها، پشت سر او نماز خواندن. نوبت به نماز خواندن ولی فقیه، و بعد هم امام زمان خواهد رسید. زیرا نماز باید با امنیت کامل، و آرامش جهانی برگزار شود. و هیچکس نتواند در ان اخلال کند. نماز عید فطر نشان داد که :جمعیت عظیمی به بیت المقدس خواهند آمد. و اگر پیشنماز مسجد قدس، امامت را به سید حسن پیشنهاد کند، او هم بعنوان پیشقراول، در اقامه نماز وارد خواهد شد. آیا امام جماعت بیت المقدس این فداکاری را خواهد کرد؟ تا برگزاری نماز جهانی، به امامت سید حسن نصرالله برگزار شود. و آیا سید حسن نصرالله هم، بعد از برگزاری نماز جماعت، و تامین امنیت کامل منطقه، به گروه چک و خنثی بیت رهبری، اجازه حضور خواهد داد؟ تا آنها با تایید امنیت بیت المقدس، آقا را به برای برگزاری نماز:جهانی بیت المقدس دعوت نمایند؟ اگر این مسیر ادامه پیدا کند. جهان برای ظهور امام زمان عج، امن خواهد شد. میلیشیا علاوه بر پیگیری این وضعیت ها، باید گوشه چشمی هم به مکه داشته باشد! و آنجا را برای ظهور آقای اصلی فراهم کند. فرج به معنی همین است. یعنی هر مانع امنیتی ظهور، بايد از بین برود. نه آنکه چشم شیطان در برج الابراج، مامور نا امن کردن مکه باشد، تا ظهور اقا به تاخیر بیافتد. حتی باید وسیله های صوتی و تصویری هم، با امنیت کامل در انجا نصب باشد. تا وقتی منتقم فاطمه، به دیوار کعبه تکیه داد: ندای انا بقیت الله به گوش همه برسد.

کارناوال 8میلیاردی

همه شما دعوت هستید به جشن، راهپیمایی و قدم زدن در راه قدس شریف. همانطور که دیدید اسرائیل عقب نشینی کرد، نماز عید فطر با حضور تمامی اقشار، و در سطح میلیونی در بیت المقدس انجام شد. و اسرائیل قول داده بود که: هیچکس را برنگرداند. بخاطر همین قول بود که ایران انتقام نگرفت. اسرائیل در خیلی از جاها ایست و بازرسی را هم برداشته بود، قبلا که زیر 50سال را اجازه نمی داد، ان روز خبری نبود. بسیاری از یهودیان ناراضی هم ،شرکت کرده و نماز عید فطر را خواندند. و این موضوع باید دائمی شود. یعنی اسرائیل جلوی هیچ زائری را نگیرد. زیرا بیت المقدس، طبق کنوانسیونهاي میراث مشترک، به همه مردم جهان تعلق دارد. علاوه بر گردشگری دینی، گردشگری تاریخی و بین المللی هم بوده، و مردم برای زیارت آنجا مبالغ هنگفتی هزینه می کنند. اما در اسلام گردشگری هم مانند دیگر امور، برعکس گردشگری در غرب است. از نظر غربی ها گردشگر: بصورت دلار دیده می شود! یعنی باید هرچه می تواند، هزینه کند تا او را گردشگر به حساب آورند. ولی در اسلام مهمان محسوب شده! همه چیز انها رایگان است. نمونه آن را در گردشگری اربعین می بینیم. هیچ کس مجبور به پرداخت هزینه نیست. اصولا راهپیمایی بخاطر این است که: فقیر ترین مردم هم بتوانند شرکت کنند. و غذای نذری هم استفاده کنند. امام حسین ع با اینکه در سال 61هجری شهید شد، ولی امروز به خواب خیلی ها می اید. و آنها را به شرط غذای نذری دادن، حاجت روا می کند. همه کسانی که کارناوال می زنند، یا به اصطلاح موکب بنا می کنند، اعتراف دارند که امام حسین ع خودش مدیریت می کند! غذایشان پر برکت می شود، و کسی بدون غذا نمی ماند. ممکن است روشنفکر بازی در آوریم، و اینها را باور نکنیم! اما شما در هیچ تاریخی و در هیچ سرزمینی، اینهمه جمعیت را در یکجا پیدا نمی کنند: آنهم با امنیت کامل، بدون هزینه که: هر سال بیشتر هم می شوند. ما بمب اتم را نمی بینیم، ولی اثر تخریب ان را نمی توانیم انکار کنیم. در حالیکه غرب به دنبال تخریب هست، و قهرمان سازی از نابودگران را، در سرلوحه کار خود دارد، اسلام دنبال صلح و زندگی و رفاه مردم است. در حکومت 5ساله حضرت علی ع هیچ :گرسنه یا فقیری وجود نداشت. زیرا سیستم تقسیم بیت المال بود، و به همه یک میزان داده می شد. احیانا اگر از این چرخه کسی جا می ماند، امام علی شخصا شبها انبان به دوش، می رفت و به آنها رسیدگی می کرد. به قول ابو بصیر یکی از شرایط امام معصوم، این است که به همه زبانها مسلط باشد! تا مردم فقیر هزینه مترجم! ندهند. اغلب ائمه ما با مردم ایران مهربان بودند، و به فارسی صحبت می کردند. الان هم همه مسلمانان جهان مفتخر به سلمان فارسی هستند. زیرا اگر کلمه مسلمان به معنی عربی بود، مسلم گفته می شد. اما مسلمان یعنی کسی که سلمان گونه شده است. کار بجایی رسیده بود که: مردم ادعا می کردند: پیغمبر اصلی سلمان است، چون هم سواد داشت و هم سیصد سال تجربه: علم آموزی و پژوهش در تاریخ ادیان. و لذا مي گفتند:قران را او به پیغمبر یاد می دهد! قران این فرضیه را رد می کند: ( لسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ، أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ «103) زبان او گنگ است (فارسی) ولی قران عربی سلیس می باشد. در زمان ما هم به این بهانه، می خواهند ایران را سرکوب کنند، اما بیت المقدس ثابت می کند که: دین برای همه بشر است حتی، یک نفر هم برای خدا مهم است(فتبارک الله احسن الخالقین). خدا دوست ندارد: خلقت او از بین برود یا بیهوده تلف شود. بلکه دوست دارد با ابتکار خودش جهان را بزرگتر و آباد تر کند. عمل صالح همان عملی است که: به صلح کمک کند. صلح بین زن و شوهر، فامیل، شهر ها و روستاها، کشورها. وما در صدد هستیم اربعین را کش بدهیم! و از همه مردم دنیا دعوت می کنیم: به راهپیمایی عظیم اربعین که آمدند، کار خود را پایان یافته تلقی نکنند، با هر وسیله و امکانی، خود را به بیت المقدس و بقیع برسانند.

چرا از امریکا کاندیدا شدم؟

از انجا که امریکا، در همه انتخابات ایران دخالت می کند، نشان می دهد جزو ایران است. لذا اینجانب متولد آمریکا محسوب می شوم. و بیش از ۶۹سال است که در تهران زندگی می کنم. یعنی طبق اصل دوم قانون اساسی آمریکا، مشمول کاندیداتوری می شوم. مگر اینکه آمریکا کودتای ۲۸مرداد (همزمان با تولد من) را انکار کند. و بگوید که آمریکا همان واشنگتن است. البته در آن هنگام برعکس امروز، ایران را جزو آمریکا می دانستند. و دکتر مصدق در تمام ایالتهای امریکا، سخنرانی داشت و همه ایالت ها از او حمایت کردند. زیرا گفت: همانطور که شما برای چای و امثال آن، با انگلیس مبارزه کردید ما هم، ملتی هستیم که در بیابان زندگی می کنیم! و فقط چاه نفت داریم، آنهم انگلیس می خورد. در هر صورت از سال ۱۳۳۲تا ۱۳۵۷یعنی ۲۵سال ایران جزو آمریکا بوده! بنده هم ساکن ایران بودم. الان هم که آمریکا یکی از استانهای ایران است، باز هم فرقی نمی کند. زیرا مسئولین آمریکایی، فکر و ذکری بجز ایران ندارند. حتی در انتخابات و انتصابات هم حضور دارند. در همین دور اخیر انتخابات مجلس ایران، بعد از اینکه نامزدهای مورد نظر آنها انتخاب نشد، گفتند: در ایران آزادی انتخابات وجود ندارد! ما مطمئنیم که در انتخابات ریاست جمهوری امریکا هم، اگر بنده رای بیاورم انتقاد خواهند کرد. زیرا ازطلوع انقلاب اسلامی تا کنون، همه رئیس جمهورهای امریکا، توسط ایران تنفیذ می شدند: وقتی امام خمینی گفت کارتر باید برود. مردم هم به او رای ندادند. وهمه کاندیداها موفقیتشان به نظر ایران بستگی داشت. چنانچه ترامپ نیز با ادعای نابودی داعش، روی کار امد. و اکنون هم برای جلب آرا مردمی، از بایدن بخاطر حمایت از اسرائیل، انتقاد می کند. اما آزموده را نمی توان دوباره آزمود. ترامپ یکبار وعده داد و دروغ عمل کرد. حالا هم مردم باور نمی کنند. و به او رای نخواهند داد. و اگر هم رای بیاورد، دادگاه ایالتی بخاطر فرار مالیاتی، او را بازداشت خواهد کرد: بایدن هم بخاطر دفاع از اسرائیل، دچار افت شدید رای هست، و در جلسات انتخاباتی هردو، تشنج ایجاد می شود. اغلب هم توسط ایرانی تبارها هست! مثلا یک کرد ایرانی، به ترامپ در حضور همه هواداران، سیلی و پس گردنی زد. و در تمام همایش های انتخاباتی بایدن هم، موضوع غزه مطرح و باعث متفرق شدن هواداران می گردد. اما بنده سه طرح اساسی دارم: اول اینکه فقر را ریشه کن کنم(با تقسیم اموال دولتی و سرمایه داران بزرگ) کاخ سفید را به کارتن خواب ها می دهم، کاخ های ترامپ هتل بی خانمان ها می شود. و همه مراکز پلیس یا ادارات دولتی، برای تامین مسکن و ارزاق مردم تقسیم می شود.دوم صلح را به جهان برگردانم . برای اینکار قرار است: جمعیت زیادی از سراسر جهان، با راهپیمایی طولانی برای زیارت بیت المقدس بروند. و اسرائیل ناچار است آنها بپذیرد، و از انها پذیرایی کند و یا اینکه اجازه دهد: موکب ها در تمام سرزمین های اشغالی، زائران را حمایت کنند. و اگر دست از پا خطا کرد، نامش از لیست کشورهای سازمان ملل حذف می شود. طرح سوم من یکپارچه سازی همه مردم دنیا هست: که دیگر دشمنی نباشد. وقتی دشمنی نبود، هزینه های نظامی صرف هزینه های اقتصادی: و تهیه نان و مسکن برای مردم می شود. از انجا که همه مردم دنیا یکپارچه شوند ۲۲۰ارتش دنیا، بیکار می شوند. از نیروی انها برای ساخت مسکن و: ترمیم زیرساخت ها استفاده خواهد شد. این طرح ها البته در زمان حضرت علی ع اجرا شد، که هیچ فقیری یافت نمی شد. و زمینه را برای یک حکومت واحد جهانی، به رهبری کسی آماده خواهد کرد: که مردم را دوست دارد. و همه احوال آنها را خبر دارد. نه کسانیکه هرچه میتوانند برای خود برمی دارند! و آن کسی جز امام مهدی نیست. و بنده ۲۳۱هکتار زمین در مشهد را وقف امام زمان کرده ام. با تشکر احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری امریکا از حزب ماهین

روز دیپلمات

دکتر ظریف در یکی از نشست های خبری: روز خبرنگار گفت: در ان روز در مزار شریف ۷دیپلمات، و یک خبرنگار شهید شدند! و باید ان روز بنام دیپلمات نام گذاری می شد. اما خبرنگاران زرنگی کردند! لذا امروز جواب ان را باید داد که: روز شهادت ۷تن در سفارت ایران در سوریه، باید روز دیپلمات نامگذاری شود. تا پاسداشتي هر چند كوچك، از همه ديپلمات هاي شجاع ، خطر پذیر و شهادت طلب باشد. زیرا در ان روز بنده از نزدیک شاهد بودم: در مرز بوکمال(شهر قائم عراق) عازم رفتن به سوریه بودیم، تا پس از زیارت زینبیه، به بلندیهای جولان رفته، از طریق موج مردمی، وارد خاک اسرائیل شویم. اما ناگهان، ما را با اسکورت محاصره کردند، و گفتند باید برگردید. گفتیم چرا؟ ما که با سرکنسول ایران در کربلا، هماهنگ کردیم، گفتند متاسفانه آنها بخیال اینکه: شما به سفارت رفته اید انجا را بمباران کردند. حتی یکی از شهدا مانند گروه ما(از خراسان تا فلسطین) از زیات مشهد به زیارت قم، و از انجا به سوریه پرواز داشت: و شک اسرائیلی ها را بیشتر کرده بود این نشان می دهد دیپلماسی ایران، اشتباه بزرگی که دارد: تابع عرف دیپلماتیک دشمنان ما هست. روش دشمنان ما براساس تکیه بر تشکیلات و سانترالزم هست. در حالیکه روش اسلامی تکیه بر مردم هست. به همین دلیل با شهادت یک دیپلمات، کلیه اقدامات ما برای حضور مردمی در :نمازعید فطر بیت المقدس باد هوا شد. از همان ابتدا دشمن بدنبال حذف ستاره ها بوده، تا مردم راه را اشتباه کنند، و لی حضور مردمی، تمامی توطئه ها را خنثی کرد. امام خمینی حتی به تشکیلات هم بصورت مردمی نگاه می کرد: و تشکیلات منسوب به رهبر یا فردی را، منسوخ می دانست. گفته معروف ایشان: رهبر ما آن طفل سیزده ساله ای است.. بعد از شهادت بهشتی، از او بعنوان یک امت نام برد، نه یک فرد تشکیلاتی. بنا براین دیپلمات ها در این مواقع، معمولا مات می شوند. و قادر به ادامه راه نیستند: تا جاییکه میدان از دیپلماسی جلو میزند. طبیعی است که از نگاه دیپلماسی غربی، فقط حق اعتراض برای ما باقی می ماند. اما دیپلماسی اسلامی می گوید: حتی اگر پیامبر هم شهید شد، شما نباید عقب نشینی یا توقف نمایید!( أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ؟) لذا در روز دیپلماسی باید جهاد تبیین به نهایت برسد. نهضت قائم به شخص نیست. در حالیکه دیپلماسی همه راه ها را می بندد، و آنها را غیر دیپلماتیک می خواند. و لذا عرف دیپلماتیک باید تغییر کند. حتی سخنان رهبر معظم انقلاب هم، در انجا منظور نشده است. ایشان دیپلماسی را فعالیت براساس عزت، حکمت و مصلحت می داند. ولی آنها فقط مصلحت را پذیرفته اند! آنهم مصلحت دشمن! یعنی اگر دشمن به منظور توقف عملیات، فرمانده یا دیپلماتی را شهید کرد، با او مهربانانه برخورد کنند! تا جاییکه مثلا: قاتل شهید سلیمانی، جرات کند دوباره کاندیدای ریاست جمهوری بشود. و همه دیپلمات های ایرانی هم، پیروزی او را قطعی بدانند. و منتظرند تا کی نوبت آنها می شود: تا تن را به موشک های ترامپ بسپارند. و این تازه آنهایی هستند که ولایی هستند. غیر ولایی ها از همین الان،خودشان آماده کرده اند تا موانع دوازده گانه برجام را(که یکی از انها حذف شهید شلیمانی بود) از میان بردارند. و راه روحانی را ادامه دهند. و بگویند دیدید ما زبان دنیا را بهتر می فهمیم. بر اثر همین دیپلماسی، فهم دیپلماتیک و عرف دیپلمات ها هست که: اسرائیل با قدرت تمام غزه را نابود می کند. زیرا خود را یک واقعیت می داند، و غزه را غیر واقعی. دیپلماسی جهانی هم او را بعنوان واقعیت پذیرفته. پیشنهاد این است که اولا از کاندیداتوری بنده، برای ریاست جمهوری امریکا حمایت شود. ثانیا آقای سید محمود نبوی رئیس مجلس شود. دیپلماتها هم کلاس های حوزوی بروند. و با روش دیپلماسی حضرت علی ع، و پیامبر اسلام که از یک قوم بدوی و و حشی، یک تمدن جهانی ساخت، آشنا شوند.
با تشکر احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا

سياست زمين سوخته

متاسفانه ایران در گیر سیاستهایی شده که: به ان سیاست سرزمین سوخته می گویند. و به همین دلیل از دادن اس سیصد، یا پدافند هوایی از هر نوع منع شده است. و مردم یمن، غزه. مشترکا در حال کاملا بی دفاعی هوایی قرار دارند. تا جاییکه دشمن هر موقع و هر جا بخواهد: عملیات می کند. حتی یک تیر به آنها شلیک نمی شود. اساس و تئوری این سیاست بر پایه: فرضیه ضد بشری است. که کاملا ضد اسلامی می باشد. و آن توسعه فرا سرزمینی، و کاهش جمعیت جهان از طریق جنگ است. جنایات جنگی که بعنوان: دفاع از سر زمین صورت می گیرد. مثلا شوروی سابق، طرفدار فلسطین بود اما نه بخاطر مردم فلسطین، بلکه برای الحاق ان به امپراتوری معظم خودش و یا جلوگیری از الحاق ان به رقیب. اگر از ویتنام دفاع می کرد، به این معنی نبود که مردم ویتنام زنده بمانند: و دوباره حکومت خود را تشکیل دهند. بلکه تبدیل آن کشو، به یکی از کشورهای همسود و اقماری بود. ولو اینکه همه مردم ویتنام هم کشته می شدند. لذا همیشه در این گونه سیاستمداری ها، سیاست شکلات را پیش می کشند . وبا دادن چند کلاشینکف، آنها را ذوق زده می کنند، در حالیکه آمریکا با ب ۵۲همه آنها را: با کلاشینکف هایشان، به گورستان می فرستاد. الان هم ممکن است بگوییم، فلسطینی ها، قبلا فقط سنگ می انداختند. ولی الان موشک می اندازند! ولی می بینیم موشک آندازی انها، باعث قتل عام بیشتر مردم می شود. یعنی بهانه به دست اسرائیل می دهد تا: غزه را با خاک یکسان کند. در حالیکه اگر اس سیصد یا پانزده خرداد، یا حتی موشک انداز دوش پرتاب: مثل استینگر داشتند، هیچ هواپیمای اسرائیلی جرات نمی کرد: به داخل خاک غزه نگاه چپ بکند. پس بنابراین در مقابل مردم غزه، مردم جهان و سیاستمداران آنها چهار دسته اند: عده ای مثل آمریکا، اسرائیل نه مردم غزه را می خواهند، و نه کشور بنام فلسطین را تایید می کنند. تا جاییکه وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، فلسطینی ها را یک مشت حیوانات آدم نما می داند: که بعلت خطرناک بودنشان باید از بین بروند (اقتلوالموذی قبل ان یوذی). دسته دوم کسانی هستند که هم مردم فلسطین را دوست دارند، و هم خواهان ایجاد کشور فلسطینی با رای خود آنها هستند، که در راس آن جمهوری اسلامی ایران، یمن، عراق و جنوب لبنان هست. بسیاری از دولت ها خواهان حفظ فلسطین هستند. ولی با اداره دیگر کشورها، یعنی مردم فلسطین را دوست ندارند. بلکه سرزمین آنها را می خواهند. و عده ای هم می گویند: فلسطینی ها اگر می خواهند زنده بمانند، باید کوچ کنند. یعنی سرزمین بدون فلسطینی ها. لذا باید دانست که خطرناک ترین شیوه آن است که: بنام جمهوری اسلامی، مانع کشته شدن و قتل عام فلسطینی ها نشویم! در حالیکه امام جعفر صادق می فرماید: خانه خدا بسیار با عظمت و مهم است. اما اهمیت یک مومن از ان بالاتر است. و یا خداوند می فرماید: شما فکر می کنید: خلقت اسمان و زمین سخت بود یا خلقت آدم؟ اما من همه آسمانها و زمین را، برای آدم خلق کردم.(ءأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها) و پیامبر هم می فرماید من: به زیادی شما افتخار می کنم، ولو کودکی سقط شده باشد. زیرا یکی از کودکان حضرت فاطمه س، بر اثر سیلی عمر سقط شد، که نامش محسن بود. و شاعر گفت: یا کشتن محسن، یک سوم سادات جهان را کشتند. و در قران هم، قتل هابیل توسط قابیل قتل عام ذکر شده است(فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا) به همین جهت است که: ایران با ساختن فیلیمی بنام بازمانده، از یک کودک فلسطینی که در جریان قتل عام: صبرا و شتیلا باقی مانده بود الهام می گیرد. همانطور که شیعه از کشته نشدن یک نفر: بنام امام سجاد در کربلا، نسل سادات را کوثر می داند. همه سادات ایران نواده یزدگرد سوم (از طرف مادری) هستند، و نوه امام علی ع از طرف پدری هم محسوب می شوند. مهمتر از ان غزه، که نام اصلی اش غزه هاشمی است. اردن هم اردن هاشمی. و لذا ریشه تاریخی آن دشمنی یهود با نسل اسماعیل است. لذا در فیلم حضرت محمد حتی یک مورد جنگ با یهودیان نیست.

ريشه كني فقر در جهان با فرمول امام علي ع

حضرت علی ع در دوران حکومت خود، اعلام فرمود که هیچ فقیری در سرتاسر آن امپراتوری وسیع، از چین تا مصر و از ارمنستان تا یمن، وجود ندارد. در حالیکه در حکومت فعلی ما، نوانخانه اعلام کرده که فقرا، نه تنها کاهش نیافته بلکه: هر روز افزایش می یابند. باید دید که علی چه کرد؟ اولا دید علی ع جهانشمول بود، نه ملی گرایی. لذا با این دید ۸میلیارد نفر در جهان، همه عائله خداوند هستند (الناس عیال الله) و فقیر بودن آنها، یعنی گرسنگی، تشنگی، بی مسکنی و بیکاری است. و خداوند انسان را خلیفه خود قرار داده که :این مشکلات را حل کنند. زیرا این مشکلات دست ساز بوده، و از سوی آدم ها برای دیگران رقم می خورد. در حالیکه خداوند میفرماید: روزی شما را قبل تولدتان، در شیرمادر قرار دادیم. و یا می فرماید فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید یا سقط نکنید. ما هم شما را، روزی می دهیم هم آنها (نحن نرزقکم و ایاهم)طبیعتا امام زمان ( ونایب او)هم برای یک محله،یا قوم تعیین نشده بلکه ماموریتی جهانی دارد. بطوریکه اگر خلخالی از پای زن یهودی، در دور ترین نقطه جهان هم، دزدی شود حضرت علی می فرماید: اگر مسئولی از شنیدن آن دق کند و بمیرد، او را سرزنش نمی کنم. در مرحله دوم برای کارکنان دولت و غیر دولتی، مستمری تعیین کرده بود. بطوری که حتی برادرش زیاده خواهی کرد، او را با آهن گداخته نصیحت نمود.الان کارکنان دولت و یا بخش عمومی و شرکتهای دولتی و بخش خصوصی، حقوق های نجومی می گیرند. ولی هیچکس در دنیا، یارانه نمی گیرد. و اگر هم در آمریکا داده میشود، در حد کمتر از حداقل هاست. لذا اختلاف طلقاتی شدیدی بوجود آمده: که امکان گریز از ان نیست . و باعث تورم و گرانی می شود. زیرا دولتی ها مانند بریتانیا، همه ارزاق را به بهای گرانتری می خرند، چیزی برای ضعفا باقی نمی ماند. مثلا کل یارانه سرانه هر فرد، به یک کیلو گوشت هم نمی رسد. سومین حرکت و برنامه امام علی تقسیم بیت المال بود. در حالیکه حالا بیت المال پس انداز می شود! یعنی فقر مردم برای پرکردن خزانه، ایجاد می شود. فرض کنید که همه حکومت های جهان، بانک مرکزی و خزانه داری خود را تعطیل، و همه را بین مردم تقسیم نمایند، آیا فقیری باقی می ماند؟ طبق آیه قران این کار کنز مال محسوب شده، عذاب شدیدی در انتظار مسئولین خزانه ها هست.عذاب شدید می تواند همان انقلابات کارگری و پابرهنه باشد، میتواند گرانی و تورم و نارضایتی عمومی باشد. و همه اینها به کنار، عذاب الهی برای بی ثمر کردن: روزی رسانی خداست که: وعده آتش جهنم داده شده. و هرکس بیت المال یا انفال را ملک شخصی یا دولتی نماید، و آن را بین مردم تقسیم نکند مشمول این عذاب شده، و حکم امامت از انها برداشته می شود. حتی در تقسیم بیت المال، نباید ملی گرا بود! یکی از شرایط امام معصوم این است که: همه زبانهای دنیا حتی حیواات را بداند. و این نشان می دهد انفال یا اموال عمومی، برای همه هست حتی کسانی که ما زبان آنها را نمی دانیم. همانطور که قرار نیست چاه نفت را به فرد بدهند، بلکه باید در امد آن بین مردم همه مناطق تقسیم شود. حضور معادن و منابع و نعمت های الهی در: برخی از مناطق دلیل خصوصی شدن آنها نیست. همه دنیا باید در اختیار امام زمان یا نایب برحقش باشد. و اوهم آن را تقسیم کند. اگر تقسیم نکند منع حق کرده است. آیا در جاییکه مردم :از زمین و جنگل و کوه و دشت و معدن، سهم مساوی داشته باشند کسی فقیر خواهد ماند؟ البته آنهاییکه از سیستم خارج هستند. یا امکان پرداخت به انها نیست: مانند کودکان یا معلولان به سرپرست آنها داده می شود. و اگر سرپرستی هم نداشتند، خود حاکم باید سرپرستی انها :و رسیدگی را بعهده بگیرد. چنانچه حضرت علی به تنهایی و: در خارج از وقت اداری(شبانه) برای جاماندگان و فقرا، نان و غذا می برد. و شبها از شدت اینکه نتوانسته: به همه سر بزند و شاید کسی جامانده باشد، سر در چاه فرو می برد. و از خدا طلب مغفرت می کرد. چنانچه در رسیدگی به یک خانواده شهیدکه، غفلت کرده بود، صورت خود را مقابل آتش گرفت.