چرا سی زبانه؟

ماهین نیوز در ادامه رسالت جهانی خود، توانسته است کلیه مقاله های خود را، به سی زبان ترجمه و در سایت قرار دهد. که این امر تا کلیه زبانها ادامه خواهد داشت. زیرا معتقد است که همه مردم دنیا، از یک پدر و مادر هستند. لذا فرقی با هم ندارند! و طبق گفته قران کریم، همه آنها دارای فطرت خداجویی هستند، که باید به وسیله علما بیدار شود. و حضرت علی ع فرموده که: خداوند از علما تعهد گرفته! نه از جهال. لذا بر همه علما فرض است که کلام وحی را، به گوش همه مردم دنیا برسانند. و در این عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، گوشی نباشد که حرف خدا را نشنیده باشد. مسابقات قرانی حداکثر، با 44کشور جهان برگزار می شود. ولی این به معنی آن نیست، که وظیفه ما نسبت به 120کشور دیگر، از گردن ما ساقط است. لذا در روز قیامت اگر کسی بگوید: من قران را نمی شناسم! و یا آن را نخوانده ام، هیچگاه از او سوال نخواهد شد: بلکه یقه مسئولین نظام را خواهند گرفت: آنهاییکه ادعا می کنند: رهبر شیعیان جهان هستند، یا آنکه جانشین رسول الله و ائمه اطهار می باشند. زیرا دین اسلام فقط مخصوص تهران نیست. بلکه فراگیر، جهانتاب و عالم شمول است. زبانهای مختلف هم از نشانه های خداوندی است.( مِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوَانِكُمْ) لذا نباید اختلاف رنگ پوست، یا زبان مانع شنیدن حقایق شود. و چون وزارت ارشاد متولی فرهنگ عامه هست. لذا باید عموم مردم دنیا را بصورت: یکجا نگاه کند. یا سازمان تبلیغات اسلامی و شورای هماهنگی، خود را محدود به تهران و خیابان فاطمی نکند. که فقط چند نشست خبری تشکیل دهد. و فکر کند مسئولیت از دوش آن، برداشته شده است. بنده اوایل انقلاب اسلامی، در دفتر تبلیغات امام خمینی بودم. در مدرسه عالی شهید مطهری. هنوز وزارت ارشاد، وزارت فرهنگ و هنر سابق بود، وهیچ سازمان تبلیغات اسلامی، یا شورای هماهنگی یا اعزام مبلغ نبود. لذا بنده از سوی آیت الله کاشانی، به همه شهرستانها و مکانها حتی خارج از کشور میرفتم، تا با سخنرانی و تشکیل کلاس های اندیشه شناسی، دانشجویان را بعنوان مبلغ تربیت کرده، به میان مردم خود بفرستیم. به نقل یکی از دوستان، حتی خود ایت الله وقتی به هندوستان تشریف برده بودند،(1360) در انجا از آقای حسینی (یعنی بنده) تشکر کرده بودند: که ایت الله را برایشان فرستادم! و گویا ایشان رنجیده خاطر شده، عذر بنده را خواسته بودند. در همان زمان گروههای حسن نیت: فراوانی به دستور شهید رجایی تشکیل شد، تا سلام انقلاب اسلامی را به جهانیان ابلاغ کنند. و بنده در قالب یک هیات به سرپرستی آیت الله خزعلی، به کشورهای اندونزی و تایلند، سنگاپور هند و ..رفتیم. پس از انکه وزارت خارجه مستقر شد. وزیر خارجه وقت (مهندس موسوي)از من 60نفر نیرو خواست، تا بعنوان كاردار رمز! به 60کشور جهان بفرستد، که در اختیارشان گذاشته شد. و اولین سفرا و مبلیغان رسمی هم، از مدرسه عالی شهید مطهری ان موقع بودند: که بنده مسئول آموزش بودم. حتی این افراد را قبل از رفتن، با مدیریت اسلامی اشنا کردم. لذا هیچگاه انقلاب اسلامی از دغدغه جهانی خود غافل نبوده، متاسفانه با حاکمیت فکر لیبرالیستی، به بهانه ممانعت از صدور انقلاب! و عدم دخالت در امور دیگر کشورها، این جریان محدود تر شد. تا جاییکه با فتنه های 88و78و 98 و غیره!هرسال ارتجاع بیشتری اعمال شده، مسئولین گفتند: کلاه خودمان را نگهداریم، که باد نبرد! یعنی تصور تاریکی از انقلاب اسلامی، تصویر کردند: که بزودی از بین خواهد رفت! لذا به تبلیغ رژیم های قبل از انقلاب اسلامی پرداختند. که دو گروه عمده آنان در پی: بازگشت پهلوی و قاجار، دست به مبارزه با انقلاب اسلامی زدند. سلطنت طلبها که در راس انها پسر شاه مخلوع بود. و منافقین که در راس آنها، مریم قجر عضدانلو. اما انقلاب اسلامی راه خود را پیش می رفت، و علیرغم تبلیغات ارتجاعی و بازگشت به دوران طاغوت، همچنان پرصلابت و دور از چشم مسئولین، رشد می کرد. و برجهان آگاهی می افزود.

مساحت غزه زیاد می شود

هر بار که حزب الله، به یکی از پایگاههای اسرائیل حمله می کند، آنها مجبور می شوند 7کیلومتر عقب تر بروند! در قضیه طوفان الاقصی نیز، همه اطراف غزه را تا 7کیلومتری خالی کردند: که امکان بازگشت به این مناطق، با توجه به افزايش قدرت مردم فلسطین، براي اسرائيل وجود ندارد. لذا مساحت غزه نزدیک به دو برابر شده . و دائما در حال افزایش است. یا در واقع اسرائیل، کوچکتر و محاصره تل آویو، تنگ تر می شود و: آیه قران در حال اجرا است که فرمود: (فجاسو خلال الدیار). لذا یکی از نشانه های کاندیدهای :انتخاباتی تراز جهانی، همین است: اعتقاد به گسترش غزه تا محو کامل اسرائیل. این امر از دو جهت کاملا مشخص باید پیگیری شود: نامزد های انتخاباتی چه در ریاست جمهوری و فدرال های امریکا، و چه در خبرگان رهبری و نمایندگی مجلس شورای اسلامی ايران، باید این مشخصات را داشته باشند . و الا مردم به آنها رای نخواهند داد: این دو عبارتند از چانه زنی از بالا و: فشار از پایین! چانه زنی از بالا یعنی پیگیری های: رفع موانع نابودی اسرائیل: در سازمان ملل و دیگر سازمانهای ملی و بین المللی. از جمله اینکه چرا تا کنون سازمان ملل، نتوانسته به تعلیق اسرائیل رای بدهد؟ زیرا همانطور که اسرائیل در ۱۱ مه ۱۹۴۹ به: عنوان عضو سازمان ملل پذیرفته شد، امروز نیز باید از عضویت خلع شود. حال چرا این مصوبه اجرا نمی شود؟ و موانع آن چیست؟ مباحث چانه زنی از بالا را تشکیل می دهد. اکنون اکثریت آرا سازمان ملل، برنعلیق قرار گرفته ولی دبیرکل باید اعلام جلسه فوق العاده کند. در این جلسه باید اکثریت مجمع عمومی، رای به جنایت کار بودن اسرائیل بدهند. وآن را از عضویت خلع کنند. البته ممکن است آمریکا از حق وتو استفاده کند، ولی احتمال آن ضعیف است. و اگر هم استفاده کند، حد اقل در مصوبات مجمع عمومی تایید، و بعنوان مصوبه ثبت شود. همچنين مجمع عمومی ميتواند:هر دو را از عضویت خلع کند. زیرا آمریکا هم باید تبدیل به ابالات مستقل شود. مردم دنیا در این خصوص نقش مهمی دارند. باید در همه کشورها و ایالت های دنيا،برعلیه اسرائیل راهپیمایی شود. تا روسای کشورها را مجبور کنند: به محو اسرائیل رای مثبت بدهند. مخصوصا ایالات مستقل آمریکا، باید نقش فعالی داشته باشند. تا بتوانند مرزهای خود را نجات دهند. کاندیدهای ریاست جمهوری هم در امریکا، باید از 2نفر به صد نفر افزایش یابد. و هر ایالتی برای خود رئیس جمهور تعیین کنند. احمد ماهینی کادیدای ریاست جمهوری: از ایالت نیویورک: از این موضوع حمایت می کند. اما فشار از پایین! به عهده محور مقاومت است: یعنی همزمان با چانه زنی از بالا، باید مساحت تحت سلطه غزه را افزایش دهند: تا بطور فیزیکی اسرائیل محو شود. امروزه، حزب الله بیش از 2000پادگان نظامی اسرائیل را منهدم کرده است. لذا همه آنها تخلیه شده اند. باید آنها را تصاحب و یا در اختیار حماس قرار دهد. حماس هم علیرغم صلح طلبی های محمود عباس، بیش از سه هزار نقطه را، تخریب و تخلیه نموده است. باید گردان های پاکسازی اعزام شوند: تا این مکانها را پاکسازی و در اختیار: مردم غزه قرار دهند براي کشاورزی . البته برای سکونت همه فلسطینی ها، شهرک های صهیونیست نشین هم، کاملا تخلیه شده اند. و منتظر گردان های پاکسازی هستند.ارتش حماس باید بدون توجه به :محمود عباس و نتانیاهو، امارات و قطرو عربستان و آمریکا! که همگی یک روح در چند بدن هستند. پاکسازی و مین روبی از تمام مناطق اسرائیل را آغاز کند. و مردم سراسر دنیا هم راهپیمایی به سوی قدس را آغاز کنند. و در روز جهانی قدس،(جمعه آخر ماه رمضان) همه با هم در بیت المقدس نماز بخوانند. زیرا دستور قران است: (الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ). یعنی وقتی در زمین قدرت پیدا می کنند، اولین وظیفه آنان اقامه نماز است. اقامه نماز در بیت المقدس یعنی پایان جنگ: اعلام نشده و مستمر جهانی سوم است. زیرا این نماز جماعت باید با شرکت همه مردم دنیا، در صفهای مرتب و مرتبط باشد.

تصاحب کنگره

کنگره خانه ملت است! ولی تبدیل به خانه اسرائیل شده است. و لذا باید که دوباره، تصرف شده و به ملت آمریکا بازگردانده شود. امروز بطور نمادین، ما آن را اشغال کرده و پرچم فلسطین را در ان به اهتزار در اوردیم. ولی این کافی نیست. همه بی خانمان ها دعوت می شوند: تا در این محل اسکان بگیرند. و یکی از اتاق ها را برای خود بردارند. حداقل هزار نفر از بی خانمان ها در ان، جا می شوند. فقط اولویت با آنهایی است که زودتر بیایند. فرداشب همگی راس ساعت ده اینجا باشند. ما از درون قفل ها را باز می کنیم! ماموران حراست و نگهبانی هم، قول داده اند همکاری کنند. لذا باید جمعیت بیش از هزار نفر باشند، تا چنانچه نگهبانان جدید اضافه شدند، بتوانند مانع حضور انها بشوند. طبیعی است که در این کار از هبچگونه سلاح کمری، سرد یا گرم استفاده نخواهد شد. لذا ماموران حراست، بهانه ای نخواهند داشت. اما باز هم تاکید می کنم: نباید به درگیری مسلحانه برسد. زیرا ما هنوز کار داریم! و اگر این کار با موفقیت صورت گیرد، برای بقیه به سوی کاخ سفید خواهیم رفت. کاخ سفید میتواند هزار نفر دیگر را در خود جای دهد. و اگر باز هم تعداد نفرات زیاد بود، و متقاضی بیشتری وجود داشت، به برجهای ترامپ باید برویم. ترامپ محکوم به اعدام و زندان است. ولی در حال فرار و پول خرج کردن می باشد. طبق قانون کاپیتولاسیون، ایران، انتقام سخت را هم به ما واگذار کرده است. لذا بی خانمان ها میتوانند: با کشتن ترامپ وفاداری خود را به ایران هم اعلام کنند. ایران 200هزار موشک بالستیک و برد بالا دارد، که تا جنوب کالیفرنیا را هم میتواند: بصورت دقیق زیر موشک باران بگیرد. و پنتاگون و پایگاههای دیگر را از بین ببرد. اما آنها نمی خواهند که چیزی: از بین برود بلکه می خواهند: بین مردم تقسیم شود. همانطور که در انقلاب ایران اتفاق افتاد. و پابرهنگان صاحب: همه مکان ها شدند. و این دستور قران کریم است که می فرماید( ان الارض یرثها عبادی الصالحون): زمین را بندگان صالح باید به ارث ببرند، نه افراد قلدر و قاتل. لذا برای تقویت ما، لازم است که راهپیمایی در سراسر آمریکا، آغاز شود. البته مقصود پیاده روی طولانی است. از جنوبی ترین نقطه تا شمالی ترین نقطه، مردم پیاده به راه بیافتند و: بسوی کنگره آمریکا و کاخ سفید و برج های ترامپ، حرکت کنند، در مسیر نیز، دیگران به انها ملحق شوند این افراد: مانند راهیان خراسان تا فلسطین، میتوانند از مبادی تمام شهرها، بی خانمانها و بینوایان را جمع کنند، و مانند پیاده روی کربلا، بقيه مردم هم که: میتوانند موکب بزنند و: به انها غذا و اسکان رایگان بدهند: و آنها را جمایت کنند تا: در مقابل کنگره برسند. آنگاه با تصرف کنگره برای همیشه، به حیات حزب دموکرات و جمهوریخواه! پایان بدهند و ایالات مستقل را اعلام کنند. هر ایالتی باید به نسبت جمعیت خود، در بین متصرفین نیرو داشته باشد. و تا موقع استقرار دولت های محلی، در انجا بمانند. پس از تصرف کاخ سفید و برجهای ترامپ، میتوانند آنها را به حسینیه تبدیل کنند. و افرادی که جایی ندارند، در ان ساکن شوند، و بقیه به خانه های خود برگردند. در ایران هم وقتی انقلاب شد، همه کاخها، کلانتری ها و: پادگانها را تصرف کردند، و سلاحخ های لازم را از انجا خارج نمودند، و مدتی برای انجا نگهبانی دادند. اما چون دولت جدید، به همه آنها خانه و زمین داد، همه به خانه های خود برگشتند. الان با پول نفت(یارانه) زندگی خوبی را می گذرانند. البته دشمنان نمی گذارند این حرفها، به گوش ما برسد زیرا از: اشغال کنگره لذت نمی برند. آنها می خواهند که مردم آمریکا، همه فقیر باشند و برای یک لقمه نان، در خیابان های سرد و برفی، به دنبال زباله ها بگردند. جدیدا خیلی زرنگ تر شده اند! زباله ها را هم پسماند می کنند، تا مردم از گرسنگی بمیرند و: جمعیت آمریکا کمتر شود. همه این تیراندازی های ناخواسته هم، کار خودشان است. تا بیمه شده و بازنشستگان، همه بمیرند و کسی از انها پولی نخواهد. علت شعار(مرگ بر امریکا) هم همین است. زیرا دولت آمریکا، مي خواهد با هوش مصنوعي، مردم آمریکا را نابود کنند.

چنانچه محجبه شوند

کاملا هریس و کاندولیزا رایس چنانچه محجبه شوند، به آنها رای خواهیم داد . و هرکدام زودتر اقدام کند، به نفع او کنار خواهیم رفت! با توجه به سرخوردگی مردم آمریکا، از جوبایدن و ترامپ: و یا اصولا از حزب دموکرات و جمهوریخواه،، یک ایراني تبار بنام احمد ماهینی کاندیدا شده است: و امیدو ار است که بتواند اعتماد را به مردم برگرداند. او با روش مدیریتی انقلاب اسلامی ، آمریکا را اداره خواهد کرد. و دوباره آمریکا میتواند: به کشور قدرتمند و ثروتمندی تبدیل شود. اما این بار باید به وعده خود عمل کند. ماهینی می تواند این تعهد را در مردم یاد آوری کند: موضوع از این قرار است که در سالهای 1932آمریکا مانند امروز: دچار فقر و فلاکت و بیکاری و بحران اقتصادی شده بود. در ان موقع مردم، به مذهب روی اوردند. حتی بر روی صد دلاری آمریکا! بسمالله را هک کردند: تا برکت داشته باشد. هنوز هم این نوشته بر روی صد دلاری ها هست، و به دلیل همین نوشته محبوب مردم، وباصطلاح برکت دارد. اما مدیران و مسئولان، وعده های خود را فراموش کرده و از خدا دور، و دورتر شدند مخصوصا در سال 1945با انفجار بمب اتمی (پسر كوچولو)در ژاپن، به جهان دندان تیز نشان دادند. و آنقدر مغرور شدند که: خود را خدای جهان تصور کردند. و ابر قدرت و نظام نوین و غیره را مطرح کردند. حتی خود را نژاد برتر دانسته و: همه سیاهپوستان را به بردگی گرفته، سرخپوستانی که حاضر به اطاعت نبودند، همه را قتل عام کردند. با این قدرت و افتخاری که نام خد،ا برای حکومت آنها افریده بود، بخوبی تا نکردند. و بر همه کشورها مسلط شده: به غارت اموال آنها پرداختند. مردم ایران که این ناشکری ها را دیدند، انقلاب کردند و شیرهای نفت را: بر روی آمریکا بستند. و اکنون بعد از 45سال آمریکا مفلوک شده، و بیش از 25تریلیون دلار بدهی ایجاد کرده! امروزه آمریکا بدون پول ایران، هیچ است. لذا هر وقت لازم بداند، اموال ایران را مصادره کرده! برای هزینه های انتخاباتی برمی دارد. امروز با تحریم چند شرکت جدید ایرانی، خود را برای دزدی جدیدی آماده کرده. چرا که صهیونیست ها از آن سالها، به تدریج لابی ایران و زبان فارسی را، تضعیف کرده و با تاسیس هالیوود و امثال آن، مردم را به فساد و فحشا کشاندند: تا همه آنها را غارت کنند. امروز حتی برای بازنشسته ها، كه عمری جان کنده اند، چیزی جز زباله دانی! غذای نوانخانه و کارتن خوابی نیست. لذا همانطور که کاملا هریس گفته: امریکا نباید به کمک اسرائیل برود، و آنهاییکه گوش نکردند و: نیروی دریایی را برای کمک به اسرائیل، جهت کشتار فلسطینیان فرستادند: الان شاهدند که نیروی دریایی باعظمت آمریکا، در دریای عدن در حال غرق شدن است. و باید کاری کرد. کامدیداتوری احمد ماهینی، برای سر وسامان دادن این اوضاع و برگرداندن مردم به سوی خدا است. آزادی الهی این است که :ایالات مستقل آمریکا تشکیل شود. و مردم با اتکا به ثروت ایالت خود، نیاز ها را برطرف کنند و خودکفا شوند(شکر گزاری کنند) تنها دراین صورت است که: مردم نجات پیدا می کنند، والا افب بی آی و سی آی آ. و پنتاگون، همه ثروت آمریکا را برای قدرت طلبی خودشان خرج خواهند کرد. مردم نیازی به پلیس ندارند. چون مردم آمریکا دشمن ندارد. این دشمنی های بین المللی، با دولت آمریکا و سازمان های جاسوسی است. وقتی همه از بین بروند، نه جنگی خواهد بود و نه حمله ای! همه مردم دنیا دریک موقعیت مساوی، از همه امکانات برخوردار خواهند شد. لذا نهضت 99درصدی توجه کنند: که موقع سکوت و رضایت نیست.هنگام ادامه مبارزه تا تامین استقلال و :آزادی ابنا بشر مخصوصا همشهری های انها است. خداوند انسانها را از یک پدر و مادر خلق کرده، آنها را دوست دارد. هریک از انسان ها برای خود: یک امپراتور است! زیرا جانشین خدا بر روی زمین است:( انی جاعل فی الارض خلیفه.) بیایید با رای به احمد ماهینی، برای همیشه زبان دروغگویان را ببندید، و دزدان بیت المال را بکشید! آنها همینکه دستشان به بیت المال آمریکا(خزانه داری)نرسد، خواهند مرد

مطبوعات تراز انقلاب

باز طراحی فرضیه ها، نظریه پردازی و تئوری سازی برای انقلاب، آغاز شده و این حرکت مبارکی است که: امروز در دانشگاه جامعه المصطفی، کلید خورد و رئیس دانشگاه آن را از دانشجویان خواست. کاری که البته قبل از انقلاب شروع شده بود. مثلا علامه مطهری در مورد حجاب، علامه طباطبایی در فلسفه و علامه صدر در اقتصاد، در مرز دانش و محل تلاقی جهان کمونیزم و امپریالیزم، بروز و ظهور داشته است. اما این نظریه پردازیها، دو ایراد مهم داشت: اول اینکه تدافعی محسوب می شد. یعنی نظریه پردازی های غرب را، منسجم و استوار فرض کرده، بر بنای ان چکش کاری کرده اند. یا به اصطلاح در زمین انها بازی کرده، و حداکثر نظریات را رفو کرده اند. مثلا در اقتصاد و روابط کار، نظریات مارکسیسم و امپریالیزم را فقط نقد کرده اند. در حالیکه در اسلام. نظریه کار و سرمایه گذاری، اساسا تفاوت می کند:کار و سرمایه، در اسلام شکر گزاری است.(لئن شکرتم لازیدنکم) یعنی با شکر گزاری، به آنچه داریم واقف می شویم، و اگر کافی نبود خداوند آن را زیاد تر می کند. لذا کارگر اصلا برای سرمایه دار کار نمی کند، که روابط کار تعریف شود: برای خدا هست: الکاسب حبیب الله. هر کاسبی با نام خدا مغازه خود را باز می کند. لذا مشتری محوری: بازاریابی هم فرق می کند. ایراد دوم: اینکه در فضای خفقان، این تئوریها تهیه شده است. یعنی علمای اسلام مبسوط الید نبودند . و دربسیاری از حوزه ها، نمی توانستند وارد شوند. فرضا اگر استاد مطهری راجع به حجاب، اگر واقعیت ها را می نوشت، زن روز چاپ نمی کرد. لذا باید طوری می نوشت که: آنها نیز تایید کنند. و یا در نظریات فلسفی و حکومتی، اصلا نمی توانستند ورود کنند! لذا همه اجکام راجع به نماز و روزه هست، در مورد جهاد و نولی و تبری، همه سکوت کرده اند در حالیکه امام صادق می فرماید: اسلام بر پنج چیز استوار است که: اولین آن ولایت است. ما هنوز هم در مورد مسئله ولایت فقیه، در رساله ها چیزی نداریم! یا احکام انتظار امام زمان عج، اصلا بیان نمی شود. فقط وعده ظهور نزدیک است را بیان می کنند! که آنهم انعکاس منفی دارد. یعنی 50سال است که: همه علائم ظهور را یک به یک می شمارند. ولی این را نمی دانند که برخی از: یاران امام زمان هنوز بدنیا نیامده اند! در مورد مطبوعات هم به همین شکل است: اغلب مطبوعات افتخار خود را مسئله آفرینی می دانند. در حالیکه مطبوعات تراز انقلاب: حل مسئله و پاسخگویی مردمی است. بطوریکه هیچ مسئله ای در ذهن ها باقی نماند. تا همه به فکر اینده سازی و آمادگی برای ظهور باشند. در یک بررسی اجمالی از 200شبکه فارسی زبان، حتی شبکه های صدا و سیما و مطبوعات معلوم شده که: همه آنها نصف خالی لیوان را می بینند. و هرگز تمایلی ندارند نیمه پر را نشان دهند. اگر کسی هم این کار را بکند، با تمسخر و نیشخند و طرد از جامعه مطبوعات و انجمن روزنامه نگاران، آنهم با مارک دولتی! محکوم می شوند. یک مثال روشن آن موضوع آب وبرق است، که مطبوعات به تبع روندی که امیر انتظام جاسوس، پایه گذاری شده، همه مدعی هستند که باید حامل های انرزی، رایگان باشد! اما این نظریه دو اشکال اساسی دارد: اول اینکه رایگان هست! وجهی که بابت آب و برق و گاز و نفت و گازوئیل و نان .. داده می شود، همگی فقط دستمزد ماموران و کارگران آنها هست. نانوایی آرد را مجانی دریافت می کند! و از پول مشتری فقط :اجاره محل و دستمزد کارگر را می پردازد. ثانیا خود اینکه کسی می گوید: پول آب و برق باید مجانی باشد، دربطن خود ثابت می کند که: منزل و مغازه وبلکه مزرعه و ویلا هم دارد! که مصرف برقشان زیاد است و :قدرت پرداخت آن را ندارند. یعنی همین شخص جزو طبقه برخوردار است. و الا کسی که خانه مغازه نداشته باشد، پول برق و آب برایش نمی اید. یا در مورد فرار مغزها! که آن را فاجعه دانسته، و سرکوب می زنند، در حالیکه معنی آن مرغوبیت نیروی انسانی ایرانی است، که جهان حاضر است بالاترین قیمت را برای جذب انها بپردازد.

غارت اموال صهیونیست ها

در این زمستان سرد و سیاه، از همه بی خانمانها، مفلسین، فقیران و یتیمان و اسیران،( یک کلمه مستضعفان و پا برهنگان)در خواست میشود: نسبت به غارت اموال و شرکتهای صهیونیستی اقدام نمايند. زیرا دستور ولی امر مسلمین جهان است، که ارسال هر گونه کالایی را، به مقصد اسرائیل مانع شوند. لذا همه مردم دنیا حق دارند: در این فراخوان شرکت کنند. و سهم خود را بردارند. این موضوع به 30زبان زنده دنیا، درج می شود ولی شما میتوانید: آن را به زبان های دیگر هم ترجمه، و در شبکه های اجتماعی انتشار دهید. هرکس هرچه قدر فالوور دارد، مسئولیتش در رساندن این پیغام بیشتر است. فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان، کافر و بی دین و بت پرست نیست! زیرا خداوند همه آنها را، از یک پدر و مادر افریده هست. دلیل دیگر اینکه: قبلا محصولات شرکت های صهیونیستی را، می خریدند و سود آن به جیب شرکت های صهیونیست میرفته. لذا در هرجایی بیشتر این محصولات هست، وظیفه مردم آنجا سنگین تر است: برای تشریح بهتر این ماموریت باید دانست که: اموال صهیونیست ها همه از نزولخواری بوده، حرام بوده لذا متعلق به خودشان نیست. لذا هرکس از بانکها، پول ربوی گرفته، همه را باید برای خودش بردارد! تا میزان پولهایی که به صهیونیست ها، و شاگردان و شرکتها و بانکهای انان داده، تسویه شود. پس مرحله اول مصادره سهام، اوراق بهادار و بانکهای صهیونیست ها هست. شما می توانید به تاسی از مردم انقلابی ایران: در سال 1357 تمامی بانکها، را تصاحب کنید و پول های: نقد و طلا و جواهرات را برای خود بردارید. محل آن را هم برای سکونت بی خانمانها استفاده کنید. این یک فرمان 8میلیاردی است! که شامل همه مردم دنیا می شود. در مرحله دوم شرکتهای تولیدی صهیونیستی را شناسایی کنید، خرید از انها حرام است. لذا با تصاحب این شرکت ها، همه محصولات آن را بین فقرا تقسیم کنید. وکلای قانونی باید با مردم همکاری کنند. نام شرکتها را عوض کرده، به نام مالکان جدید ثبت نمایند، تا در تولید ان وقفه ایجاد نشود. مرحله سوم: شناسایی شرکتهایی ايت که: به صهیونیست ها غذا و محصولات می فروشند! آنها ممکن است خودشان صهیونیست نباشند. ولی چون با صهیونیست ها همکاری می کنند، در معرض این حکم قرار می گیرند. اغلب شرکتهای ترکیه ای و اذربیجان و آمریکایی و اروپایی و غیره، مشمول این بخش از طرح می شوند. آنها باید تمامی محصولاتی که به اسرائیل فروخته اند، در اختیار فقرا قرار دهند. و از این به بعد نیز نفروشند. و چنانچه فرمان را اجرا نکنند، مردم حق دارند برای همیشه، آنها را ادب کنند. و مالکیت انها را سلب. و به نام فقرا و پابرهنه ها ثبت وضبط کنند. مردم کشورهایی چون اردن که شاهد عبور: کامیونها و محصولات خریداری شده توسط :دولت صهیونیستی هستند، حق دارند همه اموال و حتی کامیون ها را، مصادره و به غزه ارسال دارند. رفح، خان یونس و کرانه باختری نیز مالکان واقعی این محصولات هستند. البته به میزانی که حق عبور محاسبه شود، میتوانند برای خود بردارند. و بین فقرای انجا تقسیم کنند. بنا بر این ای مردم دنیا، امروز روز مرحمت هست. روز پیروزی پابرهنگان: بر مستکبرین است. آن را گرامی بدارید و به دستورت عمل کنید، و نگذارید دوباره صهیونیست ها، و سرمایه داران وابسته، احیا شوند. و برای چپاول بیشتر در اینده، از دست شما بگریزند. هر یک صهیونیست که از دست مبارزان غزه، رفح و یا سراسر دنیا فرار کند، به معنی پایه گذاری یک اسرائیل جدید، و کشتار بیشتر فلسطینی ها هست. در این خصوص رحم و مروت لازم نیست. طبق دستور قران: همه خانه های انها را جستجو کنید. و هر چه دارند از انها بگیرید و خودشان را بکشید. هرگونه مماشات، آنها را برای انتقام بزرگتر، جری تر می کند.( فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ) آنقدر آنها را بکشید و اموالشان را مصادره کنید، تا صلح برجهان حاکم شود.

وفاداری و بازاریابی

بازار یابی در اسلام هم مانند: بقیه فعالیت ها، نظریه سازی خودش را می خواهد. و نباید با اهرم دیگران، و نظریات آنها کار خود را اغاز کنیم. مثل این است که با کلید درب خانه دیگری، بخواهیم درب خانه خود را بگشاییم! پس همه علوم! نیاز به بازنگری دارند. زیرا همه علوم زایده فکر بشری هستند. درک ما از واقعیت را، علوم تشکیل می دهند. یعنی علوم بخودی خود، در جهان وجود ندارند. مثلا چیزی بنام شیمی یا فیزیک، وجود خارجی ندارد. بلکه ساخته و پرداخته ذهن بشر است. طبیعت کار خود را می کند! و راه خود را می رود. این ماهستیم که گاهی فیزیک را، از ان بیرون می کشیم و گاهی شیمی! علوم سخت که از این قاعده پیروی می کنند، علوم نرم بطرق اولی. زیرا چیزی بنام مدیریت! در بیرون ما نداریم. یا اقتصاد و مثلا سیاست. بلکه ذهن ما است که در مواجهه با پدیده های اجتماعی، بعد خاصی را برش می دهد. و آن را نامگذاری می کند. در واقع تمام علوم، همان نامگذاری است. به همین دلیل خداوند در قران هم می فرماید: ما همه اسما را به آدم آموختیم. لذا باید اساس فرضيه ها و نظریه ها عوض شود. و منابع فرضیه سازی، از متون غربی به سوی متون اسلامی حرکت کند. زیرا غرب به انتهای خود رسیده! و علت اینهمه افول هم، منابع علمی آنها است. بطور مثال در بازاریابی: سالها تحقیقات کردند، عمل کردند وبرای ما هم کلاس گذاشتند! هنوز هم می گذارند! ولی با یک امضا ترامپ، همه آنها از هم گسیخت. و نشان داد چیزی بنام بازاریابی، دروغی بیش نبوده. اینکه ما بیاییم 95درصد هزینه های کالا را، به بازاریابی تخصیص بدهیم. و با یک امضا، از صادر کردن آن یا فروش ان: به مشتریان خود منع شویم. كه در هیچ تفکر منطقی نمی گنجد. ولی نشان اوج تمدن غربی! و علوم بازاریابی آن است. البته آنها هنوز علوم بازار یابی: قبل از انقلاب را به ما آموزش می دهند(قبل از تحريم كارتر) که با هزینه بیشتر، سهم بازار بیشتری پیدا کنیم. و مي گويند تبليغات هزينه نيست! سرمايه گذاري است. نوکینزی، ها مي گويند بايد نیاز خلق کنیم! و مردم را محتاج کالای خود بکنیم، تا جاییکه نسبت به آن اعتیاد پیدا کنند. که این عمل شنیع را، وفاداری مشتریان می نامند. اعتیاد یا وفاداری به کالا، یعنی اینکه نیاز هم نداشته باشیم، ان را بخریم تا اشباع توليد بي اثر شود. یا بصورت مصنوعی، در خود نیاز تولید کنیم. مواد مخدر و سیگار و مشروبات و سکس و خشونت، همه در این مقوله جای می گیرند. یعنی مردم احنیاجی به آنها ندارند. ولی بخاطر وفاداری، ان را می خرند و مصرف می کنند. پس: مصرف مواد مخدر یا سیگار، نیاز ذاتی بشر نیست: بلکه حتی عدم مصرف ان بهتر است. ولی برای پرستیژ اجتماعی، یا جامعه پذیر شدن که خود، ساختن افکار عمومی توسط بازاریاب ها هست: مجبورند آن را مصرف کنند، تا جان بدهند. یعنی یک معتاد! مردن در کنار خیابان را، نهایت وفاداری خود می داند. و هیچ از ان باکی ندارد. به همین دلیل نباید انها را جزو انسان به حساب آورد، زیرا احساس و روح انها، توسط شیطان تسخیر شده است. برای روشن شدن موضوع: دشمنان انقلاب اسلامی، کارتن خوابی را برای ما، یک عیب می دانند! ولی برای کشورهای پیشرفته، یک نوع توسعه شهری و رشد سرمایه داری! ارزیابی می کنند. حتی در فرهنگ معتاد ها برعکس مردم عادی، کارتن خوابی افتخار است. لذا هرچه شهر داری آن ها جمع می کند، باز با یک بهانه ای، میان همالان خود رفته. و ژنده پوش تر از قبل، به انها اعلام وفاداری می کنند. درست مثل زباله گردی! که دشمنان برای انقلاب اسلامی، آن را یک پدیده زشت معرفی میکنند، ولی خود زباله گردها، معتقدند که به معدن طلای کثیف دست یافته اند! و به هیچ وجه حاضر نیستند حتی سرقفلی محله خود را، واگذار کنند. لذا علت اینکه ما باید اساس نظریه ها را تغییر دهیم، در همین است که در چاله ای که آنها کنده اند، نیافتیم. چاله آنها یک تضاد درونی یا استانداردهای دوگانه است. مثلا ما طفل نامشروع را نمیپسندیم، ولی انها تبلیغ می کنند که بیشتر شود. در اسلام ازدواج دختران از 9سالگی واجب است، تا در فحشا نیافتند. ولی انها در فحشا می اندازند، تا ازدواج نکند.

بی بصیرتی نسبت به امام زمان عج

اگر از ۸میلبارد جمعیت روی زمین، در قیامت بپرسند چرا شیعه نشدی، و او بگوید من نشنیدم! خداوند با انها کاری ندارد، بلکه یقه علما را می گیرد و: از همه بالاتر از ولی فقیه سوال میکند: چرا در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، فقط به ۸۰میلیون توجه کردی؟یا حتی کمتر فقط به تهران و منطقه 6! از این رو باید ولی فقیه را، یاری کنیم تا صدای او به همه 8میلیارد بشر برسد. اگر مانعی بر سر راه است، برداریم. و اگر به گوش آنها رسید، با انها ارتباط داشته باشیم. و اگر خودش نخواست، مسئولیت ما برداشته شده است. البته اگر نخواستن او، بی عملی باشد ، و الا اگر دشمنی کند: و اطلاعات دریافتی او در دشمنی صرف کند، باید از بین برود. زیرا که باعث فساد در جامعه می شود. و باید که جلوی فساد گرفته شود. و این نشان می دهد که ما باید مواظب امام زمان و نایب ایشان باشیم! تا آنها را مثل 11امام قبلی، شهید نکنند. و این بصیرت است. در حالیکه ممکن است اشتباه محاسباتی، ما را برعکس بار بیاورد. یعنی همیشه منتظر باشیم که: امام زمان فقط ما را یاری کند! و به دیگران کاری نداشته باشد . و از ایشان یک کارمند یا کار گر خصوصی! در ذهن خود بسازیم. و هر موقع کار داشتیم! یا مشکل داشتیم او را صدا بزنیم. البته باید این موضوع ساماندهی شود، و از سوی علمای اعلام، بعنوان رساله عملیه یا بخشی از ان، مانند مسائل دیگر بند به بند بیان شود. زیرا ولایت و امامت هنوز وارد رساله عملیه نشده، و هرکس وظیفه خود را نمی داند! مجبور است که به افواه مراجعه کند، یا از روش سینه به سینه و: تاریخ و فلسفه شفاهی استفاده کند. به همین دلیل نظام خاصی ندارد، و مردم نمی دانند چگونه عمل کنند: که هم مورد رضای خدا باشد، و هم به نفع امام زمان عج و هم اینکه: جایگاه علما در سلسله مراتب کجاست. البته غرب همان تئوری امام زمان را، برداشته و برای خودش بنام هرم قدرت، و با استفاده از همان اعداد تدوین کرده است. مثلا در هرم قدرت ابتدا یک نفر است(بجای خدا، ملکه)بعد 14جعبه 12 نفري و دو نفر، هم تقسیم می شود. بعد از اینها 313نفر درقاعده هرم می باشد. لذا کسانیکه در این خصوص دستی بر اتش دارند. باید : نظریه پردازی نمایند و: تکلیف و جایگاه همه را معلوم نمایند. تا با این کار، هم افزایی درست شده و مانند تیم یازده نفره فوتبال، هرکس جایگاه خود را بشناسد. تا چنانچه فراخوان شد(اعلام ظهور) هرکس بداند: چه تخصصی دارد و در کجای سازمان امام زمان میتواند: بهتر خدمت کند. مثلا اگر همه فقط نظامی باشند، طبیعی است که جایگاه کار فرهنگی، خالی است یعنی: مردم توجیه نمی شوند. در حالیکه اولین سخن امام زمان بنابر مشهور: می فرماید من فرزند صفا و زمزم هستم! من فرزند کسی هستم که: با لب تشنه شهید شد! طبیعی است که اگر مردم دنیا، شیعه نشده باشند، این سخن ها را نمی فهمند. البته عده ای که به نظم و سازماندهی معتقد نیستند: می گویند حضرت، دستی به سر انسانها می کشد و عقل آنها تکمیل می شود و: همه چیز را می فهمند. یا تصور مدیریت خطی دارند: یعنی همه افراد مستقیما باید به: حضرت رجوع کنند! و مدیریت میانی لازم نیست. اما در روایات داریم که همه آن 313نفر، توجیه شده و پست سازمانی مخصوصی باید داشته باشند. و خودشان هم، باید 313نفر دیگر را سازماندهی کنند. اشکال اساسی در این است که علمای اسلام هم، كه می خواهند مدیریت بخوانند، به آرا ماکیاولی و یا تیلور و یا دکتر رضائیان، مراجعه می کنند. یعنی اسلام را داری: تئوری مدیرت نمی دانند. در حالیکه اسلام دارای تئوری مدیریت است: اولا روایات فراوانی داریم که: به نظم و دیسیپلین اشاره شده، و حتی فرموده اند: اگر دونفر باشند حتما یکی را امام انتخاب کنند. ثانيا:فرموده اند رهبر بد باز هم بهتر از نبودن رهبر است. و حضرت فاطمه سلام الله فرمودند: خداوند ما را فرستاده، تا مردم هدایت شوند. تمام اصول مدیریت فایول! تصحیح شده اش در نهج البلاغه موجود است: مثلا حضرت در نامه به مالک اشتر وظائیف مدیریت را ،چهار گانه توصیف می کند.

ضرورت حفاظت و اطلاعات

برخی ها تصور می کنند، حمایت از ولایت فقیه، فقط شعار است. هرچه بیشتر مرگ بر ضد ولایت فقیه بگویند، بهتر است. در حالیکه حمایت در اینجا، به معنی حفاظت است. یعنی ما موظف هستیم از نایب امام زمان ع، حفاظت و نگهداری، اطاعت و حمایت بکنیم. تا اوامر ایشان اجرا و جامعه جهاني به سوی حکومت: واحد جهانی هدایت شود. با این عمل نشان می دهیم که: اگر: امام زمان عج هم بیاید، از او حفاظت خواهیم. مثال خوبی اقای قرائتی در علت غیبت امام زمان می ند: اداره برق لامپي سرکوچه شما نصب می کند :تا روشنایی ببخشد، اما بچه ها یا بزرگتر ها، آن را به شوخی یا جدی سنگ می زنند، ناچار دومی و سومی را نصب می کند. وقتی می بیند وضع همانطور است، آخری را نصب نمی کند و منتظر می ماند: تا خود مردم تقاضا کنند. و قول هم بدهند که: از آن حفاظت می کنند. و از نور ش استفاده می نمایند. اینقدر نقش حفاظت و دریافت فیض و نورانیت و اطلاعات لازم، مهم است. آنهم نه هر علمي و اطلاعاتي! زیرا گذشتگان ائمه را جدی نگرفتند. و همه ائمه و معصومین شهید شدند و یا مسموم! لذا هیچ احدی نباید از پیام های ایشان دور بماند، و این وظیفه علما هست که: اسلام ولایت فقیه را به گوش همه جهانیان برسانند، زیرا که خداوند از علما تعهد گرفته! نه از جاهلان. اگر در روز قیامت، کسی ادعا کند که من، اصلا کلام وحی را نشنیدم، و نمی دانم شیعه چیست! خداوند یقه او را نمی گیرد! بلکه یقه علما را می گیرد که: چرا در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، اینگونه افراد در جهل مرکب باقی ماندند؟ (وقفواهم انهم مسئولون)یا( أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ) این یعنی که علما طراز، باید حکومت کنند، حکومت آنها بقدری قوی و مورد حمایت مردم باشد که: بتوانند به راحتی ظالمان را از بین ببرند. و زمینه برای شنیدن حقایق آماده شود. رهبری مستضعفان جهان، به قدرتی برسند: که کسی مانع آنها نشود! زیرا باید زمین را از انها پس گرفته، و وارث زمین بشوند. يعني آن را از دست ستمگران خارج کنند. در حالیکه امروز ولی فقیه از دست ظالمان، و توطه های انان، راجع به ثروت و سرزمین های ازدست رفته چیزی نمی گوید. زیرا دشمنان چنان توطئه می کنند، که او ناچار مصلحت را درصرف نظر کردن می بیند. نزدیک 80تریلیون دلار از دارایی های شیعه، چه بصورت چمدان های طلا، نفت رایگان و عتیقه جات و نیروی انسانی ایران، غارت شده. ولی تنها چند میلیون دلار ان آزاد شده است. و این هم نتیجه اطاعت رئیس جمهور: از ولی فقیه بوده، نه اینکه مثل رئیس جمهور قبل، طرفدار مذاکره و امتیاز دادن، به بهانه تعامل با دنیا باشد. در حالیکه مردم شعار می دهند: ما همه سرباز توایم! و یا برای فرج امام زمان دعا می کنند. (البته شعاری) زیرا فکر می کنند، امام زمان خودش می اید، و همه دنیا را به تنهایی درست می کند! ظالمان را از بین می برد. لذا تفکر تدریجی لازم است نه تفکر دفعی! منتظر واقعی با منتظر صوری، در همین جا مشخص می شود. عده ای فکر می کنند، فقط بايد دعا کنند و شعار بدهند، امام زمان خودش می اید و همه کارها را درست می کند. اما اینطور نیست. وقتی ظالمان باشند، نمی گذارند. و مانند یازده امام دیگر، ايشان را هم، شهید می کنند. مثل الان که برخی مسئولین، دوستی امام زمان را با دوستی آل سعود جمع کرده اند. امام خمینی فرمود: اگر از صدام بگذریم، از آل سعود نمی گذریم! زیرا آنها اطلاعات وسیعی در مورد امام زمان عج دارند، ولی از ان برای مبارزه کردن استفاده می کنند. آنها به همین جهت وهابیت را ترویج می کنند. تا اگر چنانچه امام زمان ظهور کند، کسی با او همکاری نکرده، بلکه در همان مکه به شهادت برسانند. مردم واقعی باید کمک کنند تا مکه، از لوث وجود وهابیت پاک شود. و قبله اول مسلمین هم، از دست صهیونیست ها، اینطور نمی شود که فقط: بخواهیم امام زمان عج در محله ما! ظهور کند. فقط فرمان ما را اجرا ، و مشکلات ما را برطرف نماید. بايد مشكلات همه مردم دنيا، مد نظر باشد. زيرا همه از يك پدر و مادرند.

ترجمه بیانیه انتخاباتی

ستاد انتخاباتی احمد ماهینی طی اطلاعیه ای اولین بیانیه انتخاباتی خود را صادر کرد: در این بیانیه آمده است که آمریکای نوین، آمریکای 99درصدی ها است نه یک درصدی ها. لذا باید همه بنیان های فعلی امریکا دچار تحول شوند و از بنیاد تغییر کنند: اولین تغییر آن است که کاخ سفید اشغال گردد، و به بی خانمان ها داده شود. زیرا در این زمستان سرد و سیاه 40درصد خانواده ها از داشتن سرپناه محروم هستند. و تمامی واحد های مسکونی ان توسط بانکها مصادره شده است. غذای نوانخانه ها به انها نمی رسد واغلب زباله گردی می کنند و یا از ریشه گیاهان برای خود غذا تهیه می کنند. زمین های زراعی انها نیز توسط شرکت های بزرگ از بین رفته است. لذا گام دوم آن است که به هر خانوار آمریکایی، چهار صد متر مربع در شهرها زمین شهری داده شود. و در روستاها ده هزار متر مربع از زمین های بایر و در دست شرکتهای بزرگ. داده شود. با این روش هر خانواده خودکفا شده و میتواند محصولاتی را بدست آورد و با دیگران به اشتراک بگذارید. لذا سیستم پولی نیز باید دچار تحول شود. یعنی بجای کسب درآمد از پولف به سوی کسب درآمد از کار حرکت شود. و لذا بانکها همگی باید بین سپرده گذارن خود تقسیم شود و بجای دفتر بانک واحد مسکونی به آنها داده شود. زیرا داریی بانکها به اندازه ای نیست که بتوانند سپرده های مردمی را نقدا بازپرداخت کنند. چون صاحبان بانکها تصور داشتند که پولهای مردم هم مال آنها است. لذا همه را خرچ پاداش و حقوق و خرید خانه و مغازه برای خود کرده اند. لذا مردم بی پول و طلبکار بی خانمان و بی غذا مانده اند. حتی غارت فروشگاهها هم نتوانسته تامین امنیت غذایی کند. چه رسد به بیمه و مستمری. علت اینهمه فقر و فلاکت مردم آمریکا هم صندوق بین المللی پول و خرانه داری امریکا است. خرانه داری امریکا 22تریلیون دلار بدهکار است و لذا هر پولی به دستش برسد دیگر بازگشت ندارد. ولی صندوق بین المللی کلک جدیدی زده است: از همه بانکهای دنیا پول خواسته به بهانه اینکه به انها وام می دهد! ولی نه از وام خبری هست نه از برگشت پول مردم. لذا اینطور به نظر می رسد که وال استریت، صندوق بین المللی پول ، خزانه داری و بانکها همه مصادره شوند. و بصروت واحد های مسکونی به طلبکاران داده شوند. این پیشنهاد انتخاباتی صرف نیست بلکه جلوگیری از فاجعه جدید بنام برج های دوقلو و حادثه 11سپتامبر است. زیرا اکنون دیگر بر همه ثابت شده که حادثه 11سپتامبر نه تنها یک عملیات تروریستی خارجی نبوده، بلکه بوسیله مدیران مالی برنامه ریزی شده بود تا اسناد مطالباتی همه در اتش سوخته شود. و اتفاقا بیشتر از همه، اعراب و ایرانیان ضرر کردند. زیرا خزانه داری امریکا بیش از 40سال پول نفت ایران و عربستان را نداده بود. و انها مطالبه داشتند. ولی الان هیچ سندی در دست آنها نیست. یعنی درواقع کسی نیست که از او مطالبه کنند، همه در اتش سوخته. فاجعه آمیز تر ان بود که بلافاصله به عراق و افغانستان حمله شد تا نفت عراق و موادمخدر افغانستان جایگزین نفت ایران و عربستان شود. اما به گفته ترامپ فقط7تریلیون دلار در عراق هزینه شد. واگر هزینه تجاوز به افغانستان و غیره را هم اضافه کنیم همان بدهی تابلو! یعنی 30تزیلیون دلار می شود. پس هر قولی نامزدها برای ترمیم اقتصاد آمریکا بدهند. فقط حرف پوچ است و برای رای اوردند. البته برخی ها فکر می کنندف ترامپ از دارایی های خود! برای مردم هزینه خواهد کرد. و مثلا بودجه بیمه و مستمری را تادیه خواهد کرد. اما ترامپ هم ثروتی ندارد. همه ثروتش گرو سازمان های حفاظتی هست که او را از انتقام سخت نجات دهند. من بعنوان یک نامزد انتخاباتی حاضرم در مناظرات شرکت کنم. و ثابت کنم که ترامپ اولا دارایی و ثروت خود را از دست داده، دوما، او برای حفاظت از جان خودش کاندیدا شده است نه کمک مالی به مردم. اشتباه نکنید! او فکر می کند: اگر رای بیاورد مصونیت سیاسی پیدا می کند.

نامزد های انتخاباتی آمریکا

یک ایرانی

در میان نامزد های انتخاباتی آمریکا، نام یک ایرانی به چشم می خورد: احمد ماهینی در همه دوره ها، بطور مستقل نامزد شده است. گرچه بر اثر آپارتاید شدید در امریکا، هنوز از او برای مناظره های انتخاباتی، دعوت نشده. و نداشتن حزب را، از دلایل رد صلاحیت ایشان اعلام کرده اند. اکنون او با گرایش به حزب سبزها در امریکا، و نیز در لیست نامزد ها، آمادگی خود را اعلام می دارد. و برای اثبات مدعای ایرانی تبار بودن خود، تلفن دفتر کار ایرانی را درج کرده است: 00982136878594 یا 0098912083649 که تمامی شبکه های اجتماعی به آن متصل هستند. ایمیل نیز به شرح زیر است:sahmahini@yahoo.com. وی که دانشجوی دکترای رشته مدیریت، از دانشگاه نیویورک هست، مدتی نیز با دانشگاه میشیگان،وسترن انتاریو، و دانشگاههای استرالیا،مکاتبه داشته و از سال 1990مرتبا با تمام دانشگاههای انگلیسی زبان دنیا در ارتباط بوده است. و تا کنون بیش از دوهزار مقاله، به زبانهای انگلیسی اسپانیایی و آلمانی و فرانسه نوشته است. وی عضو همکلاسی ها دانشگاه نیویورک نیز هست، و برای جشن های فارغ التحصیلی دوستان، دعوت می شده. اولین نطق او در تگزاس برای حمع دانشجویان بوده که: در جهت تقویت بنیه ملی و ایالتی تگزاس، سخنرانی کرد. وی معتقد است که مردم تگزاس حق دارند که: سرزمین های از دست رفته خود را، حتی به زور اسلحه پس بگیرند. لذا این سخنرانی را در میان جمع هواداران: استقلال تگزاس انجام داده است: از بیانات او برمی اید که خواهان: استقلال همه ایالات آمریکا می باشد. نقشه راه طراحی شده را مختصری در اینجا از او سوال می کنیم: او همچنین آماده است در مناظرات انتخاباتی آمریکا، شرکت کند و از این نظریه دفاع کند: این نظریه به عنوان (ایالات مستقل آمریکا) معروف شده، و در میان همه ایالات آمریکا طرفدارانی پیدا کرده است. شرح تئوری (ایالات مستقل آمریکا) را به این شکل بیان می کند: مردم آمریکا تاریخ خود را مدیون: طوفان نوح هستند. زیرا آنها که از آرارات مهاجرت کرده، و در انتهای ربع مسکون آن موقع، ساکن بودند. براثر رانش زمین قاره آمریکا، قاچ شده و از اروپا جدا می شود. و بوسیله اقیانوسها، میان انها فاصله می افتد. لذا بومیان آمریکایی که هفت هزار سال قدمت دارند، فارسی دری صحبت می کنند، و خط مایا دارند. که همان خط حضرت نوح هست. تا سیصد سال پیش، آنها فکر می کردند دنیا همان قاره آمریکا هست. داستان نژاد خود را اینطور تعریف می کردند: حداوند چهار عدد خمیر انسان را، از خاک درست کرده و در کوره ای گذاشت: تا پخته شود: اولی را که در اورد، هنوز نپخته و سفید بود، که نژاد سفید از انهاست. دومی را که در اورد، کمی پخته وزرد رنگ شده بود. کمی تاخیر کرد، و سومی را در اورد، سرخ شده بود! چنان محو زیبایی او شد که: چهارمی یادش رفت و سیاه شد. لذا نژاد سرخپوستان، خود را از دیگران جدا کرده، و به قاره آمریکا عقب نشینی نمودند. در خوشی و ابادی زندگی می کردند که: ناگهان سرو کله کریستف کلمپ و یارانش پیدا شدند. البته قبلا هم کسانی امده بودند، ولی بدون آزار و اذیت رفته بودند. ولی این بار همگی با سلاح های گرم آمدند. تمام سرخپوستها را از زمین هایشان بیرون کردند. اسرائیل واقعی آمریکای سفید پوستان است! و اینکه امام خمینی ره، شیطان بزرگ را آمریکا می دانست، به همین دلیل بود. زیرا اسرائیلی ها فقط توانستند: صحرای سینا را اشغال کنند، ولی سفید پوستان آمریکا، همه سرخپوستان را کشتند، و همه سرزمین ها را تصرف کردند. حتی بعد از جنگ دوم جهانی،به تمام دنیا لشکر کشی کرده، در همه شهرها و کشورها پایگاه نظامی درست کردند. تا زمین ها و دارایی های انان را هم، برای خود بردارند. و نام آن را نظم نوین جهانی گذاشتند. تا اینکه امام خمینی در ایران ظهور کرد. و مانع بزرگی برای: طلمها و ستم های آمریکاییان ایجاد نمود. اکنون تمامی کاندیدها باید قول بدهند که: آرمان ایالات مستقل امریکا را: پیگیری خواهند کرد.

تعليق اسرائيل

در خواست مردم دنیا از: سازمان ملل متحد برای لغو نام اسرائیل، از فهرست کشورهای عضو. امروز تمام مردم دنیا، مرگ بر اسرائیل گفتند و از سازمان ملل: درخواست کردند که نام اسرائیل را حذف کنند. واگر خذف نکنند، در دادگاههای مردمی محاکمه، و همه آنها به اعدام محکوم خواهند شد. زیرا شریک جرم اسرائیل بوده، و مدارک همگی آنها در دادگاه، ارائه خواهد شد. امپراتوری ماهین که امپراتور همه امپراتوری ها است. مدارک کاملی از تمام روسای جمهور جهان، در دست دارد. مخصوصا از آل سعود، قطر و شورای همکاری خلیج فارس. حتی مدارک از چین وروسیه، امریکا و اروپا موجود است. و همه کمک های مالی انان را به اسرائیل، افشا خواهد شد. در دادگاه معلوم خواهد شد که قطر، به چه میزان (بالای صد میلیارد دلار)، به اسرائیل کمک کرده است. وهمه میانچیگری های او، برای مشروعیت دادن به این رژیم هست. البته کمک عربستان در گذشته زياد بوده، و امروزه قطر جایگزین آن شده است.آل سعود در شکست اعراب در جنگ شش روزه، نقش اساسی داشته است. وی با پرداخت رشوه های کلان، به داماد عبدالناصر، نقشه حمله اعراب را دریافت کرده، آن را در اخیتار اسرائیل گذاشت. اسرائیل نیز مانند طوفان الاقصی فعلی، در یک حمله پیش دستانه، تمام پایگاههای هوایی مصر و سوریه را درهم کوبید. زیرا اعراب با یکصد میلیون جمعیت، با هم متحد شده بودند تا در یک حمله بزرگ، اسرائیل را نابود کنند. اما نقشه حمله آنها لو رفت. و شب قبل از جمله، همگی بمباران شدند. لذا اعراب در شش روز شکست خوردند! صحرای سینا از مصر و بخش اعظمی از سوریه و لبنان، به دست اسرائیل افتاد و نقشه امروزی اسرائیل، شکل گرفت. کمک های امریکا که سالانه: حتی در بودجه هم منظور می شده است. البته لابی صهیونیستی این کمک ها را تامین می کردند. و اغلب از مصادره اموال ایران تامین می شد. زیرا هیچ کشور منابع مالی نداشت..به همین جهت در ایران کودتا کردند، حکومت را به دست طرفداران خودشان دادند، تا بتوانند کل درآمد نفت ایران را خرج اسرائیل بکنند. از این جهت است که انقلاب اسلامی، درواقع فقط ضد صهیونیستی است. زیرا امپریالیزم و کمونیزم را، هم صهیونیستی ارزیابی می کند. به همین خاطر تنها کشوری که در دنیا، از سوی ایران به رسمیت شناخته نشده، رژیم جعلی اسرائیل است. اخیرا فدراسیون فوتبال ایران، رسما از فیفا خواسته تا اسرائیل را تعلیق کنند. اما فشار امریکا و اروپا بر ایران، و اجرای کاپیتولاسیون باعث شده: بخش هاي خقوقي و سياسي ایران، تاکنون رسما برای تعلیق اسرائیل اقدامی نکند. زیرا اکثر وکلا و قضات ایرانی، تحصیلکرده آمریکا هستند. لذا با اینکه در این 45 سال، مردم مرگ بر اسرائیل می گفتند، ولی انان هیچگاه نگفتند. بلکه هر نوع اعتراضی را هم، نقد می کردند. مثلا خاتمی گفته بود که: دیگر شعار مرگ بر اسرائیل ندهید! حتی با موشه کساب رئیس جمهور وقت اسرائیل، دست داده و گفته با هم در یزد همکلاس بودیم. هاشمی رفسنجانی در سخنرانی های بی شماری، خواستار منحل شدن سپاه قدس بود. یکبار علنا گفت: آلمان و ژاپن، که در جنگ جهانی دوم شکست خوردند، از داشتن ارتش محروم بودند. و لذا همه کوشش خود را بر صنعت گذاشتند و: برترین اقتصاد دنیا شدند. این شعار البته از اول انقلاب بود: همهن مایندگان مجلس و مخصوصا حسن روحانی، خواستار منحل شدن ارتش بودند. تنها دکتر چمران بود که: از موضع امام خمینی در طرفداری از: ارتش باقی مانده از قبل، اصرار داشت. زیرا به کمک همینها، کلیه سایت های موشکی و: اتمی دنیا را دستکاری کرده بود. امام خمینی هم با قدرت تمام می گفت: امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. همچنین ااسنادی در اختیار هست، که حامیان اسرائیل، برعلیه ایران هم متحد بودند. و تقریبا تا 80کشور، در جنگ علیه ایران، به صدام کمک می کردند. و در انقلاب اسلامی نیز، در کشتار مردم در هفده شهریور نقش داشتند. بطوریکه مردم در همان جمعه سیاه، شعار می دادند که: هلی کوپتر هایی که مردم را کشتار می کند، اسرائیلی هستند.

به دست هر كسي كه برسد

این نامه هدایت است که: به دست تو می رسد! و به 26زبان مختلف تر جمه شده! و میتواند به وسیله تو اضافه تر شود، تا به دست همه برسد! از 8میلیارد بشر موجود و آیندگان، هیچکس نباید جا بماند. زیرا قطار انقلاب اسلامی، برای همه جا دارد: تا همه صدای وحی را بشنوند، که در روز قیامت، عذری از آنها پذیرفته نخواهد شد. بدانید که ما، خودمان را خلق نکردیم. بلکه یک قادر متعال، با هوش و بافضیلت، ما را طراحی و ساخته است. او همچنین مواظب ما هست! و هر کاری انجام می دهیم، می بیند. و ما را هدایت می کند: تا براثر رفتار اشتباه، خود را از بین نبریم. او محافظ ماست. و برای هدایت ما، انبیا را فرستاده و با هر کدام معجزه ای همراه کرده است. آخرین آن پیامبر اسلام، حضرت محمد ص است: که قران معجزه او ست و تا به امروز به دست ما رسیده است. قران کتاب جامعی هست که: زبان و خط را به ما یاد می دهد. ما باید با همان خط بخوانیم و بنویسیم، تا مورد رضایت خداوند باشد. و به زبان و خط مشترکی برسیم. کلیه معارف زندگی را در آن نوشته است. و برای تفسیر ابعاد این معارف، علاوه بر پیامبر جانشینانی برای او: قرار داده که برحسب زمان، و موقعیت هرکسی، آنها را راهنمایی کند. 13نفر از اینها معصوم بودند. یعنی همه رفتار و گفتار و نوشتار انها، مطابق استاندارد قرانی بوده، و هیج انحراف از استاندارد نداشته اند. اما بقیه با یک درجه تخفیف، بالاترین معصومیت نسبت به دیگران، رهبری را بعهده می گیرند. که نایب امام زمان هستند. و فیوضات ایشان را، به همه مردم جهان می رسانند. لذا همه بشر باید خود را، به این سازمان متصل کنند. نامهای گوناگون، را کنار بگذارند. و در دل خود، مطیع حدا و رسول و ائمه و ولایت فقیه باشند. چرا که غیر از اینها، ساخته پرداخته دست بشر است. و ما را به جایی نمي برد. فقط از ما یک برده ای می سازد که: برای ارباب خودش کار کند. مثلا در نظام سرمایه داری، همه کارگرند! و برای سرمایه دار کار می کنند. دستمزدي که دریافت می کنند، بخور و نمیر است: تا زنده بمانند و به استثمار خود ادامه دهند. اما در قران، همه آدم ها، یک امپراتورند. زیرا جانشین خدا، بر روی زمین هستند. زمین و زمان و تاریخ، همه برای انسان آفریده شده است. خلقت خداوند محدود نیست: و برای ادامه بیشتر ان، به انسان قدرت خلاقیت هم داده است. تا او نیز به توسعه و تکامل و رشد، مشغول باشد. همه باید بدانند که خداوند قادر متعال، همیشه همراه آنها هست. حتی زبان تکلم هم، با هدایت ایشان است. مخالفت انسانها با خدا، نیز مخلوق خداوند است! زیرا هیچ چیزی خارج از حیطه نظارت او نیست. و علت اینهمه نام گذاری ها، دوست داشتن بهتر خدا هست. کسی که مشرک هست، یا با خدا قهر است، نه اینکه او را قبول ندارد. بلکه به او اعتراض می کند: مانند یهودیان که اعتراض کردند: گفتند چرا پیامبر از نسل اسحق نیست؟ و از نسل اسماعیل است. یا کفار قریش اعتراض داشتند: چرا خداوند یک بچه یتیم را، پیامبر کرد. و سران قریش را قابل ندانست. من و شما هم اعتراض می کنیم: اگر دستم رسد بر چرخ گردون، از او پرسم که این چون است و آن چون، یکی را می‌دهی صد ناز و نعمت! یکی را نان جو آلوده در خون. ببینید شاعران ما، راه رفتنشان شعر است. و چه خوب خودخواهی ما را برملا می کنند. آنها، همه انحرافات بشری را، زاییده ناشکری می دانند. یعنی هرکس کافر و بت پرست و کمونیست و سرمایه دار شده! فقط یک دلیل داشته: به قسمت کردن خدا نسبت به خودش! اعتراض داشته. مثل الان مردم ایران که: همگی، از گرانی خوشحالند! ولی تا موقعی که مربوط: به خودشان شوند. مشکلات اقتصادی مردم هم، از همین جا است: دوست دارند هرچه خودشان دارند، گران شود! ولی آنچه دیگران دارند، ارزان شود. فقط به این دلیل که همه را بخرند، و دیگران هیچ نداشته باشند. و این نهایت رذالت است. پس اگر خود را از این رذالت برهانیم، به قسمت خداوند راضی باشیم. هیچ مشکلی بوجود نخواهد آمد.

قطعنامه پایانی22بهمن

مردم جهان! فردا روز 22بهمن است، و باید که به خیابان ها بیایید. و بعد از راهپیمایی قطعنامه ای را بخوانید که: در ان از سازمان ملل متحد درخواست شود: تا نام اسرائیل را حذف کند. برای این منظور، همه ابعاد امروز آموزش داده می شود: همه مردم دنیا از بزرگ و کوچک در راتش 8میلیاردی: بسیج جهانی عضو هستند. چون از یک پدر و مادر هستند، و همه از حقوق مساوی برخوردارند. اینها اعضای عادی هستند. اما میتوانند به اعضای فعال بسیج تبدیل شوند: قدم اول خودسازی و قدم دوم دیگر سازی است. خودسازی یعنی اینکه آنقدر مطالعه کنند، که هیچ سوالی در ذهن شان باقی نماند. طبیعتا تنها منبعی که میتواند: به همه سوالهای انها پاسخ دهد. فقط منابع شیعه هست یعنی: قران، سنت، اجماع و عقل. لذا تنها بایک سوال شما خداپرست شده و: سوال دیگر شیعه!سوال اول اینکه ایا ما، خودمان را بوجود آورده ایم؟ یا کس دیگری؟(توحید) سوال دوم این است: کسی که ما را بوجود آورده، ما را رها کرده؟ یا مواظب ما است که از بین نرویم؟(نبوت ) سوال بعدی: آیا پیامبر اسلام حق داشته: جانشین خودش را انتخاب کند؟(امامت). وقتی جواب این سوالها را در وجدان خود پیدا کرديد، نوبت دیگر سازی می شود: این سوالها را از آنها هم بپرسد. و دامنه افراد را بیشتر کنيد: حالا یک هسته مقاومت بسیج دارید. نام سازمانی آن: حلقه معرفتی صالحین هست. این حلقه به تناسب در مساجد، حسینیه ها، محله ها و روستاها ، میتواند تمرکز داشته باشد. ولی اشنایی آنها بایکدیگر، تشکیل حلقه های صالحین است. مرحله بعدی اتصال آن به بسیج 8میلیاردی، از طریق یافتن رابطین می باشد، که مهم نیست. یعنی فرماندهی بسیج 8میلیاردی، به شما اطمینان دارد و شما را، به رسمیت می شناسد. آنهاییکه مرحله خودسازی و: دیگر سازی (تشکیلات)را انجام داده اند، باید واحد عملیات برای خود تعیین کنند. وظیفه واحد عملیات برگزاری :کلاس یا مراسم برای تجمعات دائمی است. تا نیرو ها همیشه در دسترس باشند. آنها میتوانند روزانه سه یا پنج بار، در مساجد همدیگر را ملاقات کنند(نماز بخوانند). مساجد یا محلات، میتوانند هفته ای یکبار، در مصلی یا معابد(نماز جمعه) میتینگ داشته باشند. درواقع نماز جمعه ها، کنگره هفتگی است. عتبات میتواند محل همایش های ماهیانه باشد :زیرا ما 12 امام داریم. و هرماه به زیارت يکی از انها برویم. و گردهمایی سالانه هم، باید در مکه باشد. اما به دلیل ممانعت عربستان، این کار در عراق و ایام اربعین، صورت می گیرد. غیر از این تجمعات روتین، باید به مسائل روز نیز، واکنش نشان داد. لذا مانند مردم ضد صهیونیست اسرائیل، می توان شنبه های اعتراض تا سقوط اسرائیل را داشت. یا مانند یمنی ها و ایرانی ها، جمعه های اعتراض تاسقوط اسرائیل را برپا کرد. یا مانند لندنی ها، پولهای خود را از بانکها بیرون کشید. البته پیشنهاد ما این است که بخاطر هوای سرد. و:ازدیاد بی خانمانها، اولین کار، اشغال کاخ سفید و کاخ ورسای و باتینگهام باشد. اگر کفایت نکرد، ساختمانهای سازمان ملل و یا موسسات جاسوسی نیز، مصادره شوند. قتوای حلال بودن این کار، قبلا صادر شده است. زیرا حضرت علی می فرماید: هیچ کاخی ندیدم مگر اینکه: گرسنگان در اطرافش! یعنی کاخ ها از پول همین بی خانمانها ساخته شده. ولی دیگران از ان استفده می کنند. علی ایحال امروز، روز 22بهمن، جشن تولد جهانی انقلاب اسلامی است. در هر مرحله هستید، میتوانید گروههای خود را به خیابان ها بیاورید : جشن و شادی داشته باشید. زیرا کارناوال شادی: برای 22بهمن، میتواند امید در دل جهانیان را زنده نگهدارد. چرا که آنها میفهمند 8میلیارد! پشتیبان دارند. که به قول امام خمینی ره: هرکدام یک سطل آب بریزد، اسرائیل را سیل می برد. چرا که این عمل یک عمل: سینرژیک و هم افزا هست. و از آب نرم و روان! سیلی بنیان کن می سازد. و خداوند هم آن را تایید کرده: میفرمایند (یدالله مع الجماعه). دست خدا با جمع هست. چونکه اسلام دین کمپانی، مشارکتی و کلکتیو هست. و باید دانست که دست خدا بالاتر از :همه دستهای دشمنان هست(یدالله فوق ایدیهم)

ثبت جهانی ارتجاع

روز جهانی انقلاب اسلامی، باید ثبت جهانی شود

ارتجاع در سازمان های اداری غوغا می کند. و بدنه فرهنگی و اجتماعی: اسیر لاطائلات لیبرالیزم غربی می باشد. در حالیکه خود غربی ها برعکس، به سوی اسلام آمده اند.میتوان گفت که تئوری تعامل، باعث شده تا ظرفداران آن، به گذشته غرب برگردند. و خود غربی ها و مردم آن، به سخن نوین انقلاب اسلامی گوش فرا دهند. بعنوان نمونه: یونسکو نسبت به ثبت میراث ناملموس، بسیار جدیت نشان می دهد. در حالیکه از تخریب اثار باستانی توسط داعش، عربستان و اسرائیل چیزی نمی گوید: عربستان بیش از سه هزار آثار با ارزش اسلامی را تخریب، و اتوبان یا هتل ساخته است، اسرائیل علنا اثار پیامبران را از بین برده، وشهرک سازی نموده، داعش نیز هزاران میراث مشترک بشری را از بین برده. اما یونسکو ساکت است. گویا چیزی اتفاق نیافتاده. اما دنبال ثبت جشن سده، آنهم بصورت کاملا فاجعه آمیز است. جشن سده مربوط به صد نفره شدن: اولاد آدم است، و این نشان می دهد که حضرت آدم، زبان فارسی داشته است. ولی یونسکو اصرار دارد، آن را به زرتشت و امثال ان نسبت دهد. که هیچ تناسب زمانی ندارد. در ایران نیز نتوانستند با جنگ و خونریزی، اقوام را از ایران جدا کنند، حالا تحت عنان میراث اقوام! این کار را می کنند. مردم خودشان لباس محلی را کنار می گذارند. ولی سازمان میراث به آنها پول می دهد: تا لباس را بدوزند و نمایش دهند. حتی گاهی آنقدر مصنوعی می شود که: یک تهرانی نقش محلی بازی می کند! و می گوید: من دانشجوی رشته هنر هستم، به من پول می دهند که چند روز، لباس ایل بختیاری یا کرد را بپوشم. در اوایل انقلاب هم عزالدین حسینی چند بادیگارد داشت، که همگی دانشجوی دانشگاه تهران بودند. وباجبار لباس کردی هم پوشیده بودند. اکنون بیش از نیم قرن هست که :مردم به خیابان ها می آیند و در هر مناسبتی جشن انقلاب اسلامی بپا می دارند. ولی تا کنون نسبت به ثبت این میراث ناملموس، هیچ اقدامی نشده است. گویا مسئولین اعتقادی به پیروزی انقلاب اسلامی ندارند. مانند شبکه های معاند فکر می کنند: انقلاب اسلامی یک اتفاق بوده! و بزودی از بین می رود. لذا نیازی به ثبت آن نیست. معجزات انقلاب اسلامی: از سال 1342آغاز می شود. ولی هیچکدام: نه ثبت جهانی شده و نه حتی ثبت ملی. آیا قیام مردم ورامین ثبت جهانی شده است؟ در حالیکه اشغالگري اسرائیل ثبت جهانی شده! و هنوز هم نمی خواهند آن را، از لیست کشورها خارج کنند. کشتار مردم فلسطین، و اشغال آن، تاسيس يك کشور، به عنوان یک واقعیت! در همان سالها ثبت شد. و کشوری بنام اسرائیل را بوجود آورد. و هنوز هم نمی خواهند: به اشتباهات خود اعتراف کنند. اما پیروزی مردم ایران بر رژیم تا دندان مسلح، و مورد حمایت همه کشورهای جهان، نه تنها بعنوان واقعیت ثبت نمی شود! بلکه دائم خبر از کم شدن طرفداران! و کم شدن تعداد رای دهندگان! صحبت می شود. مسئولین هم درگیر این فشار های تبلیغاتی شده، دائم مردم را به رای دادن! تشویق می کنند. و دائم از انها می خواهند که: در راهپیمایها شرکت کنند. ولی وقتی ثبت جهانی شد، مانند اسرائیل، دارای قوی ترین ارتش خاورمیانه می شود! چرا مسئولین کوتاهی می کنند؟ چون خواست ابر قدرتها هست. و هنوز اسرائیل را ابر قدرت می دانند. هنوز فکر می کنند: جنگ شش روزه هست. در حالیکه جنگ 11روزه! 33روزه، پشت سرگذاشته شده. و امروز جنگ 120روزه! را تجربه می کنیم. و سازمان ملل و یونسکو، فقط ابرا تاسف می کنند. لذا امپراتوری ماهین اعلام می دارد: سازمان ملل و یونسکو، به دلیل انحراف از اهداف خود و:حمایت از ستمگران، منحل می گردد. و باید که دبیرکل و اعضای شورای امنیت، استعفا دهند. و اگر چنانچه استعفا ندهند، عقوبت سختی در انتظار آنها است. و باید مجازات حمایت از اسرائیل را بچشند. لذا از مردم تمام دنیا می خواهد:به منافع آمریکا و اروپا و اسرائیل و حامیان آن: در قطر و مصر، حمله کنند. کلیه کاخ های سفید و ورسای و باتینگهام را تصرف کنند، مقر سازمان ملل را برای بی حانمان ها قرار دهند. تا در این زمستان سرد سرپناهی داشته باشند

ابطال نظریه تعامل با جهان

فرضیه تعامل در روابط خارجی، یک فرضیه ابتدایی، برای حرکت اولیه یک حکومت یا ملت است. به این معنی که مثلا در ایران، انقلاب اسلامی رخ داده و: دنیا آن را به رسمیت نمی شناسد. لذا با اعزام گروههای حسن نیت، سعی می کند که: روابط خارجی را ترمیم، و به حالت قبل برگرداند. و این نامگذاری محترمانه: دیپلماسی التماسی است. این نظریه از دوجهت مردود است: یکی اینکه تصور ارتجاعی است. یعنی سعی دارد روابط را مثل گذشته! بازسازی کند. و این یعنی برگشت به رژیم قبل. و به اصطلاح مردمی: به گه خوردن و غلط کردن افتادن! دلیل دوم از ان جهت است که: ترمیم در سطح گذشته روابط، امکان ندارد مگر اینکه: همه چیز بجای خود برگردد! یعنی شاه دوباره زنده شود! شریف امامی و آموزگار و هویدا، از اعدام رهایی شوند. تا از انقلاب دست شست. و آن را یک اشتباه تاریخی توصیف کرد. و برای جبران ضایعات انقلاب، هزینه های دو برابری پرداخت کرد: مثلا لانه جاسوسی را به آمریکا پس داد، لوله های نفت را برای ان گشود. با سلام و صلوات، 15هزار مستشار نظامی را برگرداند: و دختران دبیرستانی را به آنان اهدا کرد، تا نسل جدید آمریکایی در ایران، ادامه تخم ریزی داشته باشند. و خیلی کارهای دیگر. که ساده ترین آن (غلط کردم نامه) است. مثلا پیامبر اسلام نامه به دربار روم و ایران و حبشه فرستاد. وقتی که نامه توسط کیخسرو پاره شد، روابط تیره گردید. و پیامبر برای تعامل با جهان! می بایست عذر خواهی کند. و از اینکه احساس تکلیف نموده، اظهار پشیمانی نماید. در واقع میتوان گفت: این تئوری، ساخته پرداخته سلطنت طلبان است، تا جمهوری اسلامی را منزوی، و سلطنت قاجار یا پهلوی را برگردانند. پهلوی بیشتر با استعمار نو، یعنی آمریکا گره خورده، ولی قاجار با سیاست استعماری کهنه، یعنی بریتانیا هماهنگ هست. بنا براین سلطنت طلبها، بیشتر مایل هستند که آمریکا برگردد. و مدیریت کشور را به دست بگیرد. از این رو بر ضعف مدیریت و ناکار آمدی دولت، تاکید دارند. اما قاجار (مریم عضدانلو قاجار) بیشتر بر بازگشت اروپا، مخصوصا انگلیس یا فرانسه تاکید دارند. لذا مسعود رجوی و بنی صدر، هم که فرار می کنند، به دامن فرانسه پناه می برند. و جهت یابی بی بی سی هم، بیشتر با منافقین هست. آنها معتقدند که رژیم پهلوی از ابتدا، بد بوده و نباید بوجود می امد. زیرا باعث از بین رفتن قاجار شد. لذا مبارزه آنها با پهلوی ها، نه برای خاطر جمهوری اسلامی، بلکه جمهوری قجری است. و اساس اختلاف این دو گروه هم، برمبنای خاستگاه آنها هست. لذا می بینید در مساله مهسا گیت، منافقین، هیچگاه روسری های خود را برنداشتند. از سوی دیگر دیپلماسی التماسی، یا همان تعاملی،كه جنبه انفعالی دارد، باعث می شود که مطالبات اقتصادی هم مسکوت بماند. مثلا 800میلیارد دلار پول 50سال نفت به چین، اصلا مطرح نشود! تا چین در شورای امنیت، رای بر علیه ایران ندهد: یا روسیه! هند و حتی پاکستان و عراق! حتی تخریم امریکا به رسمیت شناخته، و کاپیتولاسیون اجرا شود.نتیجه آن هم فقر مردم ایران، تورم و بیکاری است. در حالیکه تئوری جدید، باید تئوری امپراتوری باشد، روابط براساس تئوری انقلابی تعریف شود. ولذا مانند: امام خمینی باید گفت: روابط با آمریکا را می خواهیم چکار! امام خمینی براساس تئوری امپراتوری، و قدر قدرتی ایران، می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! ولی تعامل گرایان (اعم از سلطنت طلب قاحاری یا پهلوی) به بهانه فهم زبان جهان! هميشه می گفتند: امریکا قصد دارد حمله کند. و می تواند غلطی بکند. لذا هیچگاه به دنبال مطالبات، اموال بلوکه شده و سرقتی ایرانیان نرفتند. در ظاهر می گفتند: آمریکای جنایتکار! ولی مانند رهبران مافیا در ایتالیا! برای انان مصونیت قائل بودند. هرکس هر جنایتی می کرد، کافی بود از مرزها خارج شود. کل گناهان او بخشیده! و به گردن مسئولین نوشته می شد. طلا و جواهرات، عتیقه جات، دلار ها و تومان ها بود که: سر از آمریکا و کانادا در می اورد. و مردم با تورم وبی پولی، روزگار می گذراندند تا پشیمان از انقلاب شوند.

امپراتوری با اجازه

فرق است بین امپراتوری: با اجازه و بی اجازه. امپراتوری های غیر ایرانی، همه امپراتوری های خود خوانده بودند: و بدون اجازه خداوند بوجود آمده بودند. مخصوصا امپراتوری روم که قیصر گفته بود: خداوند را در زمین جایی نیست. و باید در همان آسمانها بماند. و زمین را به قدرت ما بسپارد. در واقع برای رسیدن به امپراتوری، برعلیه خدا شورش کرده، و یا حد اکثر او را در کوه المپ، زندانی می کردند. فیلسوفان یونان هم به همین شکل، خدا را بیرون می کردند، بعد با هم فلسفه می بافتند تا ببینند که :خدا را میتوانند قبول کنند یا خیر. نتیجه هم معلوم بود: خدا در پشت در عقل باقی می ماند، و اجازه ورود نداشت. زیرا خداوند را نمی شد لمس کرد و یا دید. این است که کلیه امپراتوری های این گونه، فقط چند روزی بوده اند. حتی نامگذاری امپراتوری بر انان اشتباه بوده، زیرا فقط یک شهر را در اختیار داشته اند. و بقیه را بربر یا وحشی می دانستند. اصطلاح تمدن هم به همین معنی است: زیرا از مدنیت یعنی شهر (سیتی) درست شده است. لذا اطلاق تمدن به ایران یا اسلام، تحقیر جهانشمولی آن است. و به همین خاطر دشمنان ایران، آن را ایرانشهر می خوانند. تئوری ایرانشهری، باید جای خود را به جهان شهری یا حتی فرا جهان شهری بدهد. عظمت ایران را نباید فقط: در شیراز و تخت جمشید خلاصه کرد. و یا حتی به همدان، بابل و ایلام. زیرا تنها یکی از این شهرها، برابر آتن و روم است. ایران بزرگ، امپراتوری با اجازه بوده: امپراتوری یکتا و یکتا پرست. فراگیر و جهانشمول. با انقلاب اسلامی، از جهانشمولی هم بالاتر رفته: و فرا زمینی گشته است. امروز حضور ایران در فضا، این نوید را می دهد که: امپراتوری فضایی بی اجازه هم، منقرض شود و به تاریخ بپیوندد. زیرا ماهواره های ایران، همگی تازه و نوهستند. و مامور پاکسازی فضا از زباله های فضایی. قمر های مصنوعی! یا ماهواره های مخابراتی که :روزی برای خود امپراتور بودند، امروز تاریخ مصرفشان تمام شده( اکسپایر شده ). و به زباله های فضایی تبدیل گردیده اند. و باعث بیماریهای فراوانی از قبیل: ازدیاد سرطان در روی زمین گشته اند. و سلامت کره زمین را تهدید می کنند. حتی ماهواره های تبلیغاتی هم، به سرنوشت پایانی خود رسیده اند. که نمونه آن تعطیلی شبکه من و تو هست. زیرا به دلیل فرسودگی، هزینه های زیادی را به اسپانسرها تحمیل می کنند. علاوه بر اینکه هیچ پیامی ندارند. تا مدتی از سکس برای بقای خود استفاده می کردند، که حضور عنتری مانند مصیبت! نشان داد که به ته قضیه رسیده اند. اما بر سر ویرانه آنها، امپراتوری با عظمت و با اجازه از خداوند تشکیل شد. علف های هرز تبدیل به شیر گوسفند! و برای بزرگ شدن این امپراتوری، مصرف شدند. گرچه این امپراتوری از اول بزرگ بود. زیرا همیشه با خدا بود. و از خدا اجازه می گرفت. واز درب اصلی وارد حیطه قدرت می شد. نه مانند دیگر امپراتوری ها، که دزدانه و با عنف از پنجره ها، وارد می شدند تا صاحبخانه را بیرون کنند.ابتدای صبح تاریخ! جمشید جم بود که با یک سکو(پلتفرم) بنام جام جم، برجهان حکومت می کرد. یعنی قدرت مطلق بود. و هیچ گردنکشی، نای نفس کشیدن نداشت.شاید اولین گردنکشان همان رومی ها بودند! که تخت جمشید را هم به اتش کشیدند. اما رفتند!و به تاریخ پیوستند. ولی ایران ماند. و تا به امروز قد کشید. رومیهای جدید هم نتوانستند باقی بمانند. امروز آمریکا از دست یمنی ها! و عراقی ها، در امان نیست. و هرچه اعلام می کند: ما نبال درگیری با ایران نیستیم، فایده ندارد. انگشت کوچکه ایران! دائما آنها را قلقلک می دهد. و همین بس است که بگوییم: ایران امروز کشف شده همان ایران دیروز است. دوباره باید بخوانیم: بخوان، دوباره بخوان! بخوان بنام گل سرخ ، در صحاری شب، که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند! بهار آمده، از سیم خاردار گذشته. حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!(شفیعی کدکنی) بخوان بنام امپراتوری با اجازه، که از مرزهای زمینی فراتر رفته! و درآاسمانها 22بهمن را جشن می گیرند.

اصل مطلب را بگویید

دهه فجر راز بزرگی را برملا کرد: و آن گفتمان فراجهانی شیعه بود. اما مسئولین از درک آن عاجز، زبانشان کوتاه! و یا تحت تاثیر القائات دشمنان، آن را تکذیب می کنند! راز دهه فجر: گشودن آسمان ها به روی انسان زمین گیر شده بود. انسانی که با ابزار مصنوعی، می خواست از این زمین بگریزد! اما نمی توانست. کره ماه برایش مثل: پنیر بود که فقط باید خورده می شد، و قابل سکونت نبود. کره خورشید، سوزان و پر آتش بود که حتی: با چشم غیر مسلح نیز نمی توانست: به آن نگاه کند! حسرت پرواز او برای گرفتن ستاره درمشت! فقط به ارتفاع 15هزار پایی :محدود شده بود. دست و بالش بسته بود. پرهای او قیچی شده بود. و دانش راه انحرافی برگزیده. او صاحب خانه را نادیده گرفته، و می خواست با دزدی، از پنجره حارج شود. در های علم را پشت گوش انداخته بود: و به دنبال درب مادی علم می گشت. همه چیز بود: ولی هیچ چیز نبود. عاقبت این آرزو ها منفجر شد: فجر انقلاب اسلامی را ایجاد کرد. فجر انقلاب اسلامی نتیجه آرزوهای فروخفته بشریت، در میان زندان هایی از آهن بود. آدم هاییکه در هواپیمای آهنی می نشستند، و یا در تانکهای چیفتن، خود را زندانی می کردند تا: راهی برای آزادی و آبادی پیدا کنند. از انفجار جمعیت ترسیده بودند! و دست به کشتار های وسیع می زدند. گویا می اندیشیدند: دنیا بزودی تمام می شود. و آنها گرسنه خواهند ماند. واپسین امید های بشری، برای رفتن به کره مریخ! یخ زده بود. زیرا کره مریخ نه جایی برای زندگی کردن، بلکه جایی برای یخ زدن! و زیبایی هالب گونه بر: دور سیاره شدن. باید خود را برای منجمد شدن آماده می کرد. تا شاید چند سال دیگر، ذوب شود و زندگی بیشتری را تجربه کند. کهکشان راه شیری، برایش ترسناک بود. زیرا که مادر هرکول، در هنگام شیردادن فرزندش، پا به فرار گذاشته بود. سیاهچاله ها دهن گشوده بودند. تا زمین را ببلعند. و شهاب ها بر سر انسان ها، باریدن گرفه بود! قیامتی بود و رستاخیزی! و بشری که هرچه دست و پا می زد، چیزی دستگیرش نمی شد. ایام الله دهه فجر آئینه ای شد و: خورشید اسلام در ان تابید، و بر مردم منعکس شد. و دیدند همه:! که خورشید نه سوزان، که گرمابخش و نیرو بخش و حیات بخش است. اگر جهنم هست، برای خودش است! اما برای ما نور تولید می کند. اگر مریخ! یخ زده بود، یخ هایش آب شد و بوی زندگی از ان به مشام رسید: کره ماه، که به وسیله پیامبر اسلام، دونیمه شده بود در شیارهای خود، زندگی را جوانه زد. و :هوا و فضا! بجای زباله دانی ماهوارک ها! اکنون پیام های محیط زیست را مخابره می کنند. چون: ایران پا به فضا گذاشته بود. دیگر هیچ چیز هولناک نبود: حتی مرگ، شیرین ترین رویای انسانها شده بود. شهادت در راه خدا، معنی خود را تفسیر کرده بود: زندگی در جهانی بزرگتر و آباد تر: و پرواز بدون هیچ ترسی، به تمامی اقطار جهان . شهدا چنان قهقهه مستانه میزنند و(عند ربهم یرزقون) هستند که همه را به خود می خوانند. آنها نه تنها به کره مریخ که: در جوار رحمت الهی رفت و آمد می کنند. (طی الارض) برایشان تمرین بالندگی است. امروز هوش مصنوعی هم: دچار سرگیجه شده است: می خواهد برعلیه انسان بشورد! اما نمی تواند. جنگ ستارگان به دوستی ستارگان تبدیل شده. و همه در راه توسعه و رشد همگام شده اند. دیگر کسی از بی اطلاعی رنج نمی برد. هیچ سوالی در ذهن هیچ کسی نیست. همه کس همه چیز می دانند. دیگر استعماری وجود ندارد: که اسنان ها را تحقیر کند. و خود را هوش برتر بداند. امروز هوش ایرانی، همه را مبهوت کرده، تا دیگر به هوش مصنوعی نیازی نباشد. دشمن که نقاب هوش مصنوعی زده بود: تا دنیا را به دست نابود گرها! بسپارد، در یک طوفان الاقصی، برای همیشه زمین گیر شد. آنچنان که ترجیح می دهند: در اسارت فلسطینی ها باشند. و برای اعدام! از اسارت آزاد نشوند. نفس گرم گردان های قسام، در روح سرد هوش مصنوعی دمیده. حالا، همه جهان بعثت پیامبر را جشن می گیرند. کسی نیست که قران را آتش بزند. و یا برنابودی اسلام شادی کند.

پیامبر فرا جهانی

دشمنان پیامبر، سعی دارند پیامبر اسلام را، در عربستان دفن کنند! در حالیکه پیامبر اسلام نه تنها جهانی، بلکه فرا جهانی هست. زیرا پیامبر اسلام، حتي قبل از تولد حضرت آدم بوده است. و برای تمام اسمانی ها اشنا هست. وقتی ایشان به دنیا آمد، آسمان نورباران بود. و در زمین هم بینی ابرقدرت زمان، به خاک مالیده شد. کنگره کاخ امپراتوری ساسانی (تیسفون) ترک برداشت. دریای ساوه خشک شد، و آتشکده زرتشتی ها خاموش گشت. پیامبر اسلام در یک شب از مکه به بیت المقدس رفت! از انجا با سرعت نور، به اسمانها سری زد و برگشت. در حالیکه زمان برایش صفر شده بود. بنا بر این رحمت للعالمین است. اگر فقط برای دنیا بود، می فرمود عالم! ولی فرمود عالمین. یعنی همه جهان ها. در بسیاری از روایات آمده که: معصومین در اسمان ها، معروفتر از زمین هستند. یک روز شیطان مجسم شد و گفت: من حضرت علی ع را دوست دارم! گفتد چرا؟ گفت: وقتی خدا را عبادت می کردم، یک روز نور بسیار زیادی، بسرعت از بالای سر ما گذشت. پرسیدم این نور چیست گفتند: نور حضرت علی ع است. لذا فراجهانی به این معنی است. در مکان و زمان جاری است. یعنی همه زمان ها و همه مکان ها پیامبر اسلام را می شناسند. (هوش مصنوعي هم به دنبال راز اين كار است)بهت بحیرا از مهر نبوت، در کودکی پیامبر اتفاق افتاد. ولي شق القمر در زمانی اتفاق افتاد که: مردم معجزه خواستند. لذا با این دید همه کسانی که به پیامبر اهانت می کنند، یا او را محدود می دانند، کاملا در اشتباه هستند. محدود کنندگان پیامبر بر چند دسته هستند: دسته اول که می گویند: او دیوانه، شاعر یا ساحر است. که قران جوب آنها را داده: (ماهو بشاعر و مجنون!) دسته دوم گفتند: او سواد ندارد بنابر این: از سلمان فارسی اقتباس می کند. یعنی الکی از خانه بیرون می رود: و برمی گردد و می گوید: به من وحی شده! یزید شعر معروف خود را می خواند که: نه وحی درکار بوده و نه پیامبری! اما خداوند جواب آنها را هم داده: او یک عجمی است، ولی قران عربی فصیح. دسته سوم کسانی هستند که امروزه ادعا می کنند: او مربوط به 14قرن پیش است. و: مسائل روز تغییر کرده است. یا می گویند: فقط مربوط به عربها هست. که هر دو اینها اشتباه است. زیرا پیامبر قبل از رحلت، حضرت علی ع را جانشین: خود معرفی کرد. و بعد هم فرزندان او به امامت رسیدند: تا 250سال. چون مردم به فهم و بلوغ رسیده بودند، امام غایب شد تا در انتهای تاریخ ظهور کند. و در این فاصله، نواب و نمایندگان حکومت را به دست گرفته اند. اکنون وظیفه تمام مردم دنیا هست: از ابتدا تا انتها! که پیامبر را بشناسند. و به حرفهای او عمل کنند. و اگر کسی بگوید من نمی دانستم، از او پذیرفته نیست. امروز، این مطالب را به 22زبان تالیف می کنم تا به گوش همه برسد. و اگر جاهایی هست که نمی رسد. وظیفه شما است. گرچه وظیفه خود مردم هم هست. اما ابتدا خداوند از علما تعهد گرفته. است. اما مردم هم تک تک مسئولند: که مانند سلمان فارسی جستجو کنند. وی سیصد سال عمر داشت! و همه آن را در سفر و تحقیق بود. وی زمان پارتیان و افراد قبل از ساسانیان را، تجربه کرده بود. وی شاهد بود که ساسانیان همه کتب ماقبل خود را سوزاندند. او شاهد بود که پادشاهان ساسانی، برای مقابله با اسلام، زرتشتیان را به دربار دعوت کردند. و از انها خواستند مانع نفوذ اسلام شوند. وی می دید که حتی انها در مقابل اذان مسلمانها! برای خود موی گوش شدند. یعنی موهای خود را تا بناگوش تاب می دادند. وعربها به ان مجوس می گفتند. اما همه را رها کرد و به مدینه رفت. و نزد پیامبر اسلام عرضه کرد. و آنقدر مقرب شد که پیامبر فرمود: (سلمان منا اهل البیت). و همشهری های او را مسلمان نامید! بنا براین بعثت پیامبر نه بوسیله سلمان، بلکه در غار حرا اتفاق افتاد. جبرائیل او را مجبور به خواندن کرد(چیپ کامپیوتری زیر پوستش کار گذاشت!)(اقرا و ربک الاکرم): بخوان پیامبر. و او خواند. برهمه خواند. و تولد قران را اعلام کرد. و جشن تولد قران هم همان روز مبعث است.

روز فراجهانی 22بهمن

دشمن سعی دارد: جشن 22بهمن را هرچه محدود تر و کمتر نشان دهد! دوستان نادان هم، به او کمک می کنند تا فقط: در چهار چوب ایران جشن گرفته شود. برخی ها پارا فراتر گذاشته: به تهران نگاه می کنند. يكي هم مانند بی بی سی، فقط جاهای خالی خیابان های تهران را نشان می دهند! می گویند یک نفر چلو کبابی تاسیس کرد، ولی هیچ مشتری نداشت! ماهها گذشت و عاقبت از یک فرد پر تجربه، علت را جویا شد! او گفت: شرح فعالیت روزانه ات را بگو! وی گفت: تا ظهر کار می کنیم، ظهر برای نماز و نهار 2ساعت تعطیل می کنیم! حالا وضع دشمنان 22بهمن، همین است: درست موقع ظهر 22 بهمن، همه دوربین ها را خاموش می کنند: و می گویند چیزی ندیدیم. اما واقعیت تغییر نمی کند. امام خمینی این روز را یوم الله نام گذاری کرد: یعنی روزی که نه تنها توسط انسانها، بلکه از سوی آسمانها هم، گرامی داشته می شود. در قران هم آمده:( فذکر هم به ایام الله) یعنی روز هاي خدايي را یاد آوری کنید: روز های خدا، روز هاییست که مردم را به یاد خدا می اندازد. چون فراموشی ذاتی بشر است. کلمه انسان از نسیان و فراموشی می اید. انسان ها فراموش می کنند که: خداوند دنیا را در شش روز خلق کرد. لذا نوروز را بوجود آورد، تا مردم همه ساله تولد زمین را جشن بگیرند. از این رو نوروز 6روز است. اما جشن تولد ماه! به آنها اضافه شده و 12روز گردید. هر ماه نیز جشن گرفته می شود. البته به فرموده امام صادق ع : مردم پارس آن را ادامه دادند، ولی اعراب آن را ضایع کردند. شبهای چله، یاد آور طولانی ترین شب سال است. در ان شب انسانها با بیداری و: شاهنامه خوانی و قران و حافظ، یاد خدا را گرامی می دارند. و نعمت های او را پاس می دارند. روز نجات مردم مصر از دست فرعونیان، ایام الله است. که مصریها آن را فراموش می کنند، ولی فرعون را (اهرام ثلاثه)فراموش نمی کنند. برخی از ایرانی ها نیز، 22بهمن را فراموش می کنند، ولی طاغوت را دائم یاد آوری می کنند. از این رو باید دانست که 22بهمن، در آسمانها هم جشن گرفته می شود. لذا در روی زمین ، همه مردم دنیا، در روستا و شهر و: با هر دین و ایین، با هر نژادی باید آن را جشن بگیرند. زیرا به فرموده امام خمینی 22بهمن: ایینه ای است که خورشید اسلام، بوسیله آن برما تابید. و نباید قربانی مطامع افراد سودجو و: انحصار طلب قرار بگیرد. وآن را فقط به فجر آفرینان تبریک بگویند. سازمان تبلیغات اسلامی یا شورای هماهنگی تبلیغات، به همین دلیل کلمه ایران را با خود حمل نمی کنند. زیرا اسلام برای همه مردم جهان است. هر نوزادی که متولد می شود، بایدد در گوش راست او اذان، و درگوش چپ او اقامه بگویند. هر فردی به سن بلوغ رسید، باید نماز بخواند و زکات بدهد. این دستور الهی است. دستور یک ایرانی، یا اهالی نجف یا مکه و مدینه نیست که: آن را محدود به جغرافیا کنیم. همه مردم دنیا را خداوند از: یک پدر و مادر خلق کرده و نباید: آنها در خطر گمراهی بمانند، و به اتش جهنم بسوزند. مقصر آنهایی هستند که محدود کننده هستند.(و قفوا هم انهم مسئولون) محدود کنندگان هستند که: از اسامی چون مسیحی و یهودی و زرتشتی و بودایی و مایا،استفاده می کنند. و الا خداوند همه را عبد خطاب می کند. و ناس می گوید. چرا که یکسان هستند و: چیپ! وجودی انها یکی است. فطرت، عقل و غریزه انسانی، دستگاه هدایت گر خودکاری است که در: وجود همه انسانها کار گذاشته شده است. فقط انسان ها باید اراده کنند: آن را روشن کنند! انبیا وظیفه کلید زدن را دارند. و کلید همه زده شده، اما محدود گران، آن را خاموش می کنند. لذا ای همه انسان های جهان، بیدار شوید به خدا ایمان بیاورید! و در راهپیمایی 22بهمن در محله ها و شهر ها شرکت کنید. با توجه به توان خود، این موضوع را به 22زبان! ترجمه کردیم، ولی شما باید ان را به تمام: زبانهای محلی و شهری و روستایی ترجمه کنید. و به همه آحاد مردم برسانید. دوربین های خداوند، آنها را ضبط می کند. ملائکه آن را بازبينی و مشاهده می کنند. و خداوند خوشحال می شود.

فرق درآمد و غنیمت

بودجه ایران شامل دو نوع درآمد هست: در امد حلال و حرام! دولت باید درآمد نفت را به مردم بدهد: امام صادق عليه السلام فرمود: سهم خداوند از انفال، زير نظر رسول خدا صلى الله عليه وآله مصرف ميشود. یعنی مصرف می شود! نه پس انداز. در روايات و كتب فقهى، منابع طبيعى و ثروت‏هاى عمومى، غنائم جنگى، اموال بيصاحب مثل زمينى كه صاحبش آن را رها كرده و اموال مردگان بيوارث، جنگل‏ها، درّه‏ ها، نيزارها، زمين‏هاى موات، معادن و... همه از انفال محسوب شده ‏اند. بعد از تقسيم، اگر درآمد شخص از :هزینه های شخصی اضافه آمد، از آنها مالیات بگیرد. لذا اخذ مالیات بدون پرداخت درآمد نفت(یا انفال) ممنوع است. و تفاوت ماهوی مالیات با زکات و خمس همین است: که بودجه ولی فقیه از خمس، و بودجه دولت از مالیات و بودجه جاری هم، از محل زکات جبران شود. لذا در این خصوص حوزه ها و مراکز اندیشه ورزی، باید مطالعه کنند، نه اینکه بگویند: ببینیم آمریکا چه کرده! ما که مقلد آمریکا نیستیم! مقلد آیات عظام هستیم، و با کمال احترام نکته ای را گوشزد بايد كرد: جلوی تبدیل اندیشه ورزی به: ترجمه ورزی را بگیرید. زیرا کارشناسان و داوران انتخاب شده، کاملا ترجمه ای هستند. یکی از این داوران به صراحت می گفت: ایران کشوری توسعه نیافته است، و باید اصول توسعه یافتگی را از: کشورهای پیشرفته! بیاموزد و آن را باور کند. این درست همان حرفی است که: مرحوم تقی زاده در صد سال پیش گفت. یعنی نهضت ترجمه. و از آن بدتر یعنی: ممنوعیت اندیشه ورزی داخلي، و ترویج مصرف اندیشه های غربی. متاسفانه کلیه موارد حرام در مکاسب را، همين ها، به بهانه اجرایی شدن در کشورهای پیشرفته، حلال می دانند. فاجعه آن است که اصلا: حلال و حرام سرشان نمی شود. لذا بهره بانکی، درآمد نفتی، بجای برکت داشتن برای دولت ها، باعث سقوط آنها می شود.بنا بر این یک بار برای همیشه، دولت باید بپذیرد در مسائل جاری و اقتصادی کشور: حلال و حرام سرش می شود یا خیر! آیا می خواهد با سیستم ربوی صهیونیستی، بودجه را ببندد یا روش اسلامی؟ این نقطه همان پل صراط است، که می گویند از مو باریک تر است، و از شمشیر برنده تر: آیا می خواهد مانند آمریکای سابق! با زور از مردم مالیات بگیرد؟ که نهایت آن بدهی 30تریلیارد دلاری است؟ یا اینکه اول آنها را مستغنی کند، تا آنها به میل خود خمس و زكات و مالیات بدهند؟ زیرا دستور خدا هم به پیغمبر: اخذ مالیات از اغنیا(خذ من اموالهم صدقه)هست. لذا برای حلال شدن و با بركت شدن بودجه، بدون استناد به عمل کشورهای پیشرفته!عناصر زیر تغییر یابد: تمامی انفال در اختیار مصرف شود، نه پس انداز. مراتع، جنگل ها، کوهها و دشت ها همه باید به: نسبت مساوی بین مردم تقسیم شود. و چون، اسلام جهان شمول است، و همه انسان های کره زمین، از یک پدر و مادر هستند. لذا برنامه و بودجه ای تنظیم شود که: مردم جهان بطور مساوی از نعمات خداوندی استفاده کنند. سیستم خود اظهاری در خمس باید ساماندهی شود، تا همه مردم دنیا خمس خود را بپردازند. کسی نگوید دسترسی نداشته ام، یا نمی دانم چیست! هرکس به سن تکلیف می رسد، در هر کجای دنیا هست باید رعایت کند. کسانی هم که نماز می گذارند، باید زکات هم بدهند. صدقه و مالیات، سهم فقیران در جیب ثروتمندان هستند. باید از انها گرفته شود.( وفی اموالهم حق معلوم) و به این وسیله به سوی فقر زدایی از: کل جهان اقدام کرد. البته در ایران ممکن است، قابل اجرا نباشد زیرا از یکسو: برنامه ریزان با مکاسب اشنا نیستند. و از سوی دیگر، فقها نباید در چارچوب دولت ها عمل کنند. دربسیاری از موارد، احکام ثانویه، بر احکام اولیه ترجیح داده می شود!. و اکل میته جایز است. مثلا می گویند تورم بالا است، نرخ بهره را هم بالا ببریم. و چون حکم حکومتی مرجح هست، لذا بانک مرکزی با تصمیم :مافوق قانونی و مافوق عرف جهانی، نرخ بهره را به 40درصد می برد. كه درواقع بدهی دولت را افزایش می دهد! تا آن را مصادره كند، چون اغلب هزینه های دولتی، بدهی به بانکها است.

ظریف بار مطمئن

ظریف بار مطمئن

اسنپ بار تهران

مستند ۱۳قسمتی اسلم قزوینی

توجيه فني و اقتصادي: مستند 13قسمتي اسلم قزويني (سلمان ماهيني)
روستای ماهین در دامنه البرز بین قزوین و زنجان، در میان کوههای سربفلک کشیده، و پر برف چون نگینی زیبا می درخشد. این روستا چهار راه بزرگی برای اتصال بین جاده زنجان و جاده رشت است. میتوان از لوشان به سلطانیه رفت و: از صائین قلعه به منجیل. به همین جهت مرکز بسیاری از حوادث مهم تاریخی، مخصوصا حوادث بیرون از جاده ای بوده، گنجینه ها و معادن فراوانی را در دل خود جا داده است. تا جاییکه برخی ان را (مادین) یعنی مرز مشترک: ماد های همدان و ماد های دیلم می دانند. برخی نیز آن را ماهین به معنی دو ما: قمرین بنی هاشم:حضرات عباس و علی اکبر می گویند: و برخی نیز ان را از به معنی زیبا و برگرفته از ماه و پسوند می گویند: مانند سیمین و زرین. اسلم قزوینی هم به همین دلیل، نامهای متفاوتی داشته است: او را سلیمان ابن عمرو ترکی گفته اند. سلمان و سلیم هم نام دارد. و اصالتا ماهینی است: زیرا پس از شهادت در کربلا، سر او را جدا کرده، به این محل فرستادند و در ماهین دفن است. او تنها یاور ایرانی: امام حسین ع در کربلا بوده است. و مهمترین نقش او: یا آوری وقت نماز ظهر عاشورا است، که امام حسین ع هم او را دعا می کند. وی به سه زبان ترکی و فارسی و عربی، مسلط بوده. قراین تاریخی نشان می دهد که: حضرت علی ع او را در یکی از سفرهای: تبلیغی اش به شمال ایران، همراه می برد. البته کتب تاریخی از او: بعنوان غلام حضرت هم یاد می کنند. و چون خط خوشی داشته، بعنوان کاتب نیز رقم خورده است. اهالی ماهین نیز بر سه زبان فارسی، عربی و ترکی مسلط هستند. کتیبه ها و دست نوشته های آنان، قدمت هزار ساله دارد. فقط اگر سلمان ماهینی یا اسلم قزوینی را، درنظر بگیریم تاریخ ماهین به 1400سال بالغ می شود. که بیش از اینها هست. اما پس از شهادت و دریافت سرمبارک، اهالی متوجه فاجعه کربلا می شوند. و به قیام دست می زنند: و در روستای همجوار بطور خودجوش، بر علیه آورندگان قیام می کنند. که مذاسم علم جوشان روستای سزنق، این را حکایت می کند. در این قیام دو فرزند اسلم، نیز شهید می شوند که مقبره آنها در کنار باش امامزادا می باشد. و به گلندام معروف است. این موضوعات دستمایه: مستند 13قسمتی هست که به ترتیب: قسمت اول: شيعه شدن او به دست امام علي قسمت دوم: همراهي با امام علي قسمت سوم استفاده از استعداد او در سه زبان، و خوشنويسي او قسمت چهارم:همراهي با امام حسن ع قسمت پنجم: معلم قران امام سجاد قسمت ششم جایزه معلمی از امام حسین ع قسمت هفتم شرکت در کربلا و جنگیدن قسمت هفتم: سربریدن و ارسال آن به وطن (ماهین) قسمت هشتم: استقبال مردم ماهین و فرزندان او(گلندام) قسمت نهم دفن سرمبارک(باش امامزادا) و شورش مردم سزنق(علم جوشان)قسمت دهم : عزاداری و سالگرد و اجرای تعزیه های کوتاه قسمت یازدهم تداوم تعزیه ها و تکمیل آن به سه زبان ترکی و عربی و فارسی به تبع از این شهید همشهری قسمت دوازدهم تکمیل دیوان اشعار و لباس های بازیگران و ترتیب نسل اندر نسلی نقش ها قسمت سیزدهم: اجرای تعزیه ی اسلم در ماهین امروز، به نظر میرسد که از همان سالها مردم تعزیه ها را اغاز کرده اند. توجیه فنی به لحاظ لوکیشن و و مستندات، میتوان آن را برشی از تاریخ ایران دانست. زیرا تمام حوادث تاریخی به هم مربوط هستند، و ما در جریان بررسی و تنظیم این مستند، ناچار به اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هم پرش خواهیم داشت. نکته اساسی در این نگرش، خاستگاه تاریخی، امپراتوری و سرآمد بودن: ایرانیان در همه زمینه ها هست. بخصوص اینکه تهران امروزی، و البرز مرکزی توسط :جنگ های عمر و ابن سعد فتح نشده است، بلکه توسط سفرهای معنوی حضرت علی ع در دوران سکوت، شیعه شده اند. حضرت علی ع از باکو و تاتارستان، تا مزار شریف افغانستان را با مشاوره، مسلمان و شیعه نموده است. آثاری مانند چشمه علی، آبعلی و آبیک دسترنج ایشان برای اهالی بوده است. چنانچه یمن نیز به دست: مبارک ایشان بدون هیچ جنگی شیعه شده است. از نظر مالی نیز این سریال سعی می کند: کم هزینه ترین باشد. زیرا برای بیان تاریخی، به اندازه کافی مستند، فیلم وسریال وجود دارد. شاید تنها هزینه تدوین گر بر ان بار شود، البته اگر صدا و سیما موافقت نماید، از تاریخ پژوهان نیز استفاده می شود: که جمعا صد میلیارد ریال می شود.

بودجه ی مردمي

بودجه ریزی و برنامه، امری تازه و نورس نیست، که یک عده نوکیسه و کراواتی، بخواهند بما یاد بدهند. ایران امپرا توری 15هزار ساله دارد. و تا کنون بودجه و برنامه هم داشته، از همه مهمتر، خداوند است که سازمان برنامه هم دارد! خام اندیشانی که از گاوچرانی، به کاخ ریاست راه پیدا کرده اند، هرگز نمی توانند بودجه ریزی را به ما یاد بدهند. چون عمرشان به تکرار پذیری، و تجربه پذیری قد نمی دهد. بدتر از انها کسانی هستند که: هر نوع پیشرفت ایران را نادیده می گیرند و هنوز هم، می گویند ایران کشوری توسعه نیافته است! و باید اصول توسعه را از غربی ها یاد بگیرد، آن را بپذیرد و اجرا کند! واقعا وقتی خانه اندیشه ورزی، چنین کسانی را داور! انتخاب می کند معلوم است که: اصلا قصد اندیشه ورزی ندارند. بلکه می خواهند همچنان، به ادبیات ترجمه بپردازند و: تقلید صد درصد از برنامه ریزی غربی. آنها فکر می کنند 15هزار تمدن ایرانی، با آب دهن اداره می شده! می گویند روزی :مظفرالدین شاه برای ابطال نظریه بودجه غربی ، هرکس بودجه می خواست، یک تف به کف دستش می انداخت. ناصرالدین شاه که اصلا قبول نمی کرد. لذا مردم ضرب المثل درست کردند که: یک تف هم به کف دست ما نیانداخت! بودجه را ميتوان معادل حسابداری ملی! یا خزانه داری يا مديرت مالي ملي! گرفت كه حرام است. مثلا می گویند اولين کسی که حسابداری را بعد از اسلام، به رسمیت شناخت، حجاج ابن یوسف ثقفی بود! او که شیعه ها را دسته جمعی می کشت! و این نشان می دهد خزانه داری و حسابداری، برای از بین بردن شیعه هست. زیرا اساس شیعه برمبنای: بودجه توده ای ، و اساس ظالمان برمبنای بودجه متمرکز است. در واقع تنها دموکراسی واقعی و ازادی اصیل، در احکام اسلامی است. چرا که سانترالیزم در ان وجود ندارد. و کسی بر دیگری برتری جویی نمی کند. و همه 8میلیارد مردم ،جهان از یک پدر و مادر هستند. همه دارای حقوق مساوی. و کار ها هم، به همه مردم سپرده شده است. اما دموکراسی غربی، دست و پای انسانها را می بندد. و می گوید حالا آزاد هستی! زیرا مهمترین اصل در غرب و عالم ماده پرستان، اقتصاد و خورد و خوراک است. و آنهم براساس ارزش پولی: ارزیابی و تقسیم می شود: یعنی هرکس پول داشته باشد زندگی می کند، ولی کسی که نداشته باشد، باید بمیرد.(قانون تنازع بقا یا همان تعارض منافع) با این مبانی و تئوری های آن،دولت باید تمرکز داشته باشد، همه پولها دست دولت باشد. آنگاه دولت به کسانی که می خواهد زنده بمانند، به اندازه بخور و نمیر اجازه داشتن پول را بدهد. قبلا گفتیم دولت غیر اسلامی، فرقش با ملت این است که: ملت خزانه را پر باید بکند، و دولت آن را خالی کند. البته در دولت سرمایه داری، سرمایه دار این کار را می کند. با مکانیزم نامرئی مانند: کاهش دستمزد و یا حداقل دستمزد، تمام ثروتها را نزد خود، نگه می دارد. در حالیکه اسلام هر گونه جمع اوری نقد، مسکوکات و املاک را توسط: هر نهاد یا فردی حرام می داند. و باید هرچه در خزانه هست، بدون فوت وقت بین مردم به طور مساوی تقسیم شود. درواقع خزانه دولت اسلامی، مردم هستند: نه گاوصندوق ها.هر سرپرست خانوار، یک خزانه دار و برنامه ریز هست. لذا پول و نقدینگی باید: به سرپرست خانوار داده شود. او قیم فرزندان خود هست. اما در سرمایه داری ، سرمایه دار یا دولت، قیم مردم هستند. می گویند پولها را به ما بدهید، تا ما به نمايندگي مردم هزینه کنیم. درواقع می گویند: مردم عقل معاش ندارند، اگر بین آنها توزیع کنیم، مثلا کار های عمرانی انجام نمی شود. سیستم الهی هم یک سیستم توده ای، یا کلکتیو است: یعنی خزائن نزد خدا هست. و خدا به هرکس که دلش می خواهد می دهد. و این خواستن، هم به خدا برمی گردد. و هم به مردم. یعنی کسی که دعا کند، دعایش مستجاب می شود. آنقدر این سیستم مردمی هست که: می گویند: ملک رزق(میکائیل) سربازانی دارد که: آنها وظیفه دارند یک قطره باران را، حفاظت و هدایت کند تا به یک مورچه، یا گیاه و یا انسان مورد نظر برساند.

نقش خزانه در سقوط دولتها و يا دولت سازی

نقش خزانه در دولت سازی
در دولت سازی آینده، حذف خزانه داری مهمترین نقش را دارد. زیرا در قران می فرماید: (ولله خزائن السمواوات والارض) خزانه ها، همه برای خداست. و کسی حق ندارد خود را مالک آن بداند. و یا می فرماید (ولله ملکوت السماوات والارض) مالکیت آسمانها و زمین ها، برای خدا است و مالکیت خصوصی: یا دولتی و خصولتی، همه باطل است. ممکن است حتی شرک باشد. یعنی با خدا شریک شدیم! ولی نه یک کفر است(كفران نعمت): زیرا حق خود را می پوشاند، آن را باطل می کند و خود را مالک می داند. بنا براین ذات اصلی دولت سازی جدید، مبتنی بر عدم مالکیت حتی مالکیت فکری است: زیرا فکر هم مخصوص خدا است. علم هم در مالکیت خدا است:( العلم نور، یقذفه الله فی قلب مایشا): علم و دانش پرتو و جرقه ای از نور خدا است، که در ذهن ها ایجاد می شود.(روزی همان روزشخص است) پس شورای نگهبان مواظب باشد: قانون مالکیت فکری هم مانند :قانون اراضی نشود.(الارض لمن احیاها) این مالکیت، مالکیت اعتباری است. یعنی از خداوند مجوز گرفته، نه از زمین شهری! زمین شهری فقط واسطه هست. تا حکم خدا را اجرا کند. یعنی زمین شهری یا سازمان جنگلها، نمی توانند: بطور دائم مرتع یا زمین را حتکار کنند، یا به شخص بخصوصی واگذار کنند. تنها ملاک واگذاری، کار است. و هنگامی که شخص يا دولت کاری نمی کنند، مالکیت انان بالذات لغو می شود. لذا اینهمه زمین و مراتع که: در دست سازمان جنگلها و مراتع و یا زمین شهری و حتی شهرداری، بیکار افتاده همه باید واگذار به: کسانی شود که مسکن یا مزرعه ندارند. در دولت سازی جدید که ما در حال انجام آن، در سراسر دنیا هستیم، این موضوع شاخص ما است. یعنی در امریکا، اروپا، اسیا، افریقای جنوبی، اقیانوسیه حتی کره ماه و مریخ، دولتها حق ندارند: خود را مالک بدانند. این مفهوم دیگر خزانه داری است: خزانه داری نقدی مشمول ایه( کنز) می شود: كه باعث سقوط دولت ها(عذاب شدید) می گردد( مي گويند بودجه قرمز است). و مالکیت انفال (غیرمنقول) فقط در اختیار: مردم قرار می گیرد و: به مالکیت ابدی آنها در نمی اید. یعنی برای کار کردن میتوانند: آن را تصرف کنند. برای سود آوری یا سرمایه گذاری یا خرید وفروش، فقط از محصولات آن می توانند بهره ببرند. چرا که ایجاد خزانه، چه منقول و غیر منقول، شک داشتن به خزانه داری خداوند است: سعدی علیه الرحمه می فرماید:ای کریمی که از خزانهٔ غیب، گبر و ترسا وظیفه‌خور داری، دوستان را کجا کنی محروم؟ تو که با دشمنان نظر داری. لذا مردم بدانند که اگر حتی، دشمن خدا هم باشند، مستمری خود را باید: از خدا دریافت کنند. و دولت خدایی را حذف کنند. از امروز وظیفه همه مردم دنیا هست: اولا شیعه شوند. و سپس به حذف دولتهای ضد شیعه اقدام نمایند. مطالبات خود را در مورد زمین، خانه، شغل و غیره، فقط از خدا بخواهند. دشمنان خدا آنقدر قوی و پر رو هستند که: با اينكه همه امکانات خود را از خدا می گیرند، ناشکری هم می کنند. تا همه را هم به بردگی خودشان ببرند. آنها می گویند هرچه می خواهید از دولت بخواهید! اشتغال، مسکن و ازدواج شما، فقط به دست دولت، آنهم بانکها، حل می شود: خدا بانکی! یا خداخزانه داری و یا خدا دولتی! را تبلیغ می کنند. تا هیچ چیز باقی نماند. و شما نیازی به عبادت خدا پیدا نکنید. و حتی دشمن خدا بشوید. اکثر دشمنان خدا، همان دولت پرستان هستند. مانند قیصر روم كه می گفت: خدا به همان اسمانها برود و حکومت کند. روی زمین را به ما واگذار کند. در صورتیکه امام رضا ع فرموده: حتی نمک خود را از ما بخواهید! برای همین در اکثر مواقع در حرم امام رضا ع، نمک توزیع می کنند. یا در امامزاده صالح(برادر ایشان) تجریش، مردم نذر نمک می کنند و حاجت می گیرند! بعد هم نذر خود را ادا می کنند. و دائما در مقابل درب آن امامزاده، خیرات بسته های ده تومانی نمک است. اما دولتها، پزشکان خود را مامور می کنند: که ما نمک نخوریم! تا احتیاجی به امام رضا هم نداشته باشیم. حتی پارا فراتر گذاشته :نمک را بدتر از هرویین معرفی می کنند.

تحول در دولت سازی

برخلاف تئوری های غربی، دولت سازی فقط در قرن 21نیست، بلکه از ابتدای تاریخ بوده است. ولی اسامی مختلف داشته است: از جمله برده داری! فئودالیسم، سرمایه داری و امپریالیزم. برحسب تعریف دولت، ملت در واقع تحت ستم دولت بوده است. یعنی دولت و ملت از هم جدا بودند. هرکه در سیستم دولتی وارد می شد، باید از سیستم ملت جدا شود. این جدایی لازم بوده چه: از نظر تئوری و چه از نظر عملی! زیرا یکی حاکم و دیگری محکوم، یکی ارباب، دیگری دهقان. یکی کارگر و دیگری سرمایه دار. امپرالیزم به معنی جمع دولتها: در مقابل جمع ملتها. به همین دلیل آنها را میتوان متقاعد کرد: که هرکس پایگاه اجتماعی اش تغییر کرد، دیدگاهش هم تغییر می کند. یا اینکه باید دیدگاه خود را، تغییر دهد تا بتواند طبقه اجتماعی خود را عوض کند. مثلا مردم با مالیات مخالفند، اما دولتها جانشان به آن بستگی دارد. آنهم نه پرداخت مالیات! بلکه اخذ مالیات. پس تفاوت ماهوی این دو کاملا آشکار است: که امروزه به نام تعارض منافع گفته می شود. عامل اصلی جدایی دولت و ملت، همین تعارض منافع هست: مردم می خواهند که پول نفت، بدون کم و کاست و به دلار بین آنها تقسیم شود. ولی دولت نمی خواهد: حتی یک دلار به مردم بدهد، می گوید حودمان می مانیم بی پول. شاخص مهم جدایی دولت و ملت، خزانه داری است. مردم، یعنی کسانی که خزانه را پر می کنند، دولت یعنی کسانی که خزانه را خالی می کنند. این نظریات، سلسله وار هست، و تمام ابعاد دولت سالاری و ملی گرایی را، روشن می کند بطوریکه هیچ نقطه مشترکی بین دولت و ملت، ساخته نمی شود. برای همین است: کسی که کاندیدا هست: یک تفکر هجومی دارد. ولی وقتی برنده شد، تفکر دفاعی می گیرد. قطع رابطه کامل با هواداران را، سرلوحه کار قرار می دهد :تا هرگز این تغییر رفتار را مواخذه نکنند. اما اینها همه تئوری های مادی است. دولت سازی در اسلام، که امروز آغاز شده است. همه دولت ها را تغییر می دهد. بدون کودتا و خونریزی. و حتی برعکس، انها کودتا می کنند!و خونریزی به راه می اندازند. بعنوان نمونه دولت اسرائیل است. که در مقابل تغییر دولت: به سوی دولت اسلامی، کودتا و جنگ به راه انداخته، هزاران کودک و زن را بخاک و خون کشیده، تا جلوی اعمال تغییر دولت را بگیرد.فرق امپراتوری ماهین در همین نکته است: که یک (دولت ملت) است. یعنی بجای نقاط افتراق، به نقاط مشترک می رسد. در اینجا بنا به دستور پیامبر و امام علی، نیازی به خزانه داری نیست. همه غنایم بین مردم :عینا و بلافاصله تقسیم می شود. به همین دلیل همه کشتی هایی که یمن می زند، متعلق به یمن است. و باید آن را بین مردم خودش تقسیم کند. و یا وقف زائران بیت المقدس کند. حزب الله لبنان هرچه میتواند: باید سلاح های پادگان های بمباران شده را، سالم بیرون آورد. و برای خود بردارد. حماس باید تمام ساختمان های شهرک سازی صهیونیستی را، مصادره کند. و بجای ساختمانهای تخریب شده، به صاحبان فلسطینی بدهد. از این رو در کشورهای دیگر هم باید: دولت های غربی که از ملتها جدا هستند، از بین بروند. و دولت ملت جدید ساخته شود. وكاخ سفيد و ورساي و باتينگهام، به بي خانمها داده شود. در اين دولت سازی جهانی كه آغاز شده. مردم باید در میدان باشند. تصور نکنند اگر در خانه بنشینند، مردم غزه پیروز می شوند! آنها برای پیروزی به همه شما احتیاج دارند. کسانیکه میتوانند کار تبلیغی كنند، کسانی که نمی توانند، کمک مالی و کسانیکه قدرت بدنی دارند، باید خود را به غزه برسانند. همه 8میلیارد جمعیت جهان، از کوچک و بزرگ در این دولت سازی سهیم هستند. زیرا آرزوهای انان مهم است. مردم ایران در زمان انقلاب، کاملا دست خالی بودند. رژیم پهلوی از همه کشورها: پشتیبانی مالی و تسلیحاتی می شد. آنها هیچ دريچه اي به پیروزی نداشتند. ولی به خاطر اميد و آرزوهای شان مبارزه می کردند. در جنگ تحمیلی هم هشتاد کشور جهان بیش از: هشتاد تریلیون دلار به صدام کمک کردند. ولی باز ایران انقلاب شده، پیروز شد.

ما ايالات مستقل آمريكا را به رسمیت می شناسیم

ما به رسمیت می شناسیم
مردم آمریکا سالها است که برای: ایالات مستقل مبارزه می کنند. اخیرا حتی تگزاس با نیروهای زرهی، به این کار اقدام کرده است. لذا باید همه جهان مبارزات اینها را، به رسمیت بشناسد. امپراتوری ماهین که این مبارزات را دنبال می کند، از مردم استقلال خواه آمریکا، عذر خواهی می کند که: دیر اقدام کرده است. و اعلام مي دارد: آنها به سازمان ملل امیدوار نباشند. آنجا فقط نامش سازمان ملل است، ولی در واقع مزدور دولت جعلی امریکا هست. همانطور که مردم اسرائیل هم، سالهاست به شکل های مختلف، با صهیونیزم مبارزه می کنند. اخیرا بنام شنبه های اعتراضی، برعلیه نتانیاهو شعار می دهند. اما سازمان ملل که مزدور: دولت جعلی آمریکا است، ناچار است به: دولت جعلی اسرائیل هم، روی خوش نشان دهد. و اینهمه اعتراضات را پیگیری نکند. اما ایران توانسته با سازماندهی جمعه های اعتراض، همبستگی خود را با ملت ضد صهیونیست اسرائیل نشان دهد. امپراتوری ماهین حکم می کند که: تمام نهاد های دولتی اسرائیل باید: از هواداران نتانیاهو تخلیه شوند: و سران آنها اعدام گردند. و سپس حکومت به دست مردم بیافتد. زیرا مردم باقی مانده در اسرائیل، جایی ندارند بروند. لذا با هر گونه شرایط حماس موافق هستند. آنها در شعار های خود، خواسته حماس را مطرح می کنند: شعار اصلی آنها، آزادی تمام اسرا در مقابل: تمام اسرای فلسطینی است. همچنین آنها به طرح ایران، مبنی بر رای گیری اعتراف می کنند. و خواستار حذف دولت دستوری هستند. دولتی که باید سالها پیش ساقط می شد، ولی بزور برمردم حکومت می کند. آنها ضمنا به حضور زائران بیت المقدس اعتراضی ندارند. و طرح امپراتوری ماهین را هم پذیرفته اند: لذا نشان مردمی بودن در اینجا سه چیز است اولا: اعلام پایان جنگ و ستیز، دوم آزادی کلیه اسرای دوطرف، سوم برپایی پیاده روی جهانیان به سوی زیارت بیت المقدس. همچنین برای مردم فرانسه هم عذر خواهی می کند! زیرا آنان نیز سالها است که: برای آزادی مبارزه می کنند. اکنون مهد آزادی و دموکراسی، تبدیل به مرکز کشتار فرانسویان شده است. آشکار و مخفی، مردم و انقلابیون دزدیده و به زندان برده شده، یا آنها را سربه نیست می کنند. بار دیگر از تمام کشورهای جهان می خواهیم که: دولت و زورگوی ماکرون را، به رسمیت نشناسند و با آن قطع رابطه کنند. و از مردم فرانسه هم می خواهیم که: مکرون را ترور کنند، و کاخ ورسای را به بی خانمان ها واگذار کنند. تا در این سرمای سوزان، آنها نیز پناهگاهی داشته باشند. آنها سالها برای این کشور زحمت کشیده اند. و حالا هیچ ندارند. این است نتیجه آزادی و لیبرال دموکراسی که :بعد از 50سال باید مردم فرانسه کشته و زندانی شوند، و یا در خیابانها از گرسنگی و سرما بمیرند. در انگلیس نيز! در حالی شاه چارلز برای خود: جشنهای افسانه ای می گیرد، مردم در خیابان های لندن، جایی برای خوابیدن پیدا نمی کنند. اغلب انها به دریا و رودخانه پناه برده، و کلبه ای چوبی هم درست کرده اند، ولی رود تايمز نیز، با انها مهربانی نمی کند. نتیجه صد سال استعمار بریتانیای کبیر، همین است که مردم قیام کنند و: شاه چارلز را بکشند و قصر های او را، برای خود بردارند. و بریتانیای کبیر را با یک خط قرمز باطل کنند. آیا مردم چین و هند و اندونزی و هنگ کنگ، چه گناهی کرده اند که باید زیر بار کمونیستهای: بودایی بروند. همه چیزشان مصادره شود. و بنام توسعه، معادن و دارایی آنان غارت شود. و مردم ایران چه گناهی کرده اند: که باید 800میلیارد دلار پول نفت خود را از چین، نمی توانند بگیرند؟ تورم در ایران بیداد می کند، در حالیکه حتی بخشی از این مطالبات را، به ایران می داد، کل زندگی مردم کم هزینه تر می شد. زیرا کل بودجه ارزی ایران 50میلیارد دلار است. یعنی 16سال بودجه ایران تامین می شد. مسئولان ایران بدانند، قبل از انکه به فکر فروش نفت، باشند، یا بخواهند از گردشگری در مقابل نفت حمایت کنند، باید اولویت را به اخذ مطالبات بدهند. زیرا در هر صورت این کیسه سوراخ، راه به جایی نمی برد.

جاسوس دوجانبه و چند جانبه

در داستانها می خواندیم که: یک نفر مثلا در زمان جنگ دوم جهانی، جاسوسه دوجانبه بود! يعنی اطلاعات آلمان را به فرانسه می داد، و پول می کرفت. اطلاعات فرانسه را هم به آلمانها می داد. و باز هم پول می گرفت. اما امروز چشممان به جاسوس های :چند جانبه روشن شد: جاسوسی از ایران برای: فرانسه و انگلیس و هلند! و جاسوسی از انها برای ایران. و چون ایرانی ها، در همه زمینه ها باید تاپ باشند، این جاسوسی را هم بطور کامل، و بدون هیچ واهمه ای انجام می دهند. مثل معرفی حمید نوری در کشور میزبان. همه دانشجویان روابط بین الممل تهران، جمع شده بودند تا جاسوسی هایشان داوری شود! آنهم در تالار فردوسی خانه اندیشمندان. تمام مقالات و مطالب که خواندند، تحلیل آن طرفی ها بود! ولی بنام این طرفی ها جا می زدند. چندین مقاله در مورد سوریه و هلند و خوانده شد! البته همه به زبان غیر فارسی! یعنی زبان فرانسه و انگلیسی. گویا اصلا زبان فارسی وجود ندارد. هرچه اشاره کردیم: زبان پارسی را پاس بدارید، ولی توی گوششان فرو نرفت. اصلا ترکي و عربی هم حرف می زدند، ولی فارسی هرگز! اینکه شما می بینید طرح های پاسداشت زبان فارسی همه به مسخره گرفته می شود معلول همین جاسوس هاي چند جانبه است که: فقط نفرت پراکنی در مورد زبان فارسی می کنند: و می گویند: زبان فارسی جنبه شعری دارد، و به مسائل روز مرتبط نیست. این اولین شاهکار اساتید و داوران و ارائه دهندگان بود. دومین شاهکارشان، ایران را زیر نقشه آمریکا دانستن هست. اصولا کشوری بنام ایران وجود ندارد! همه جهان همان آمریکا است. دکتر ظریف هم در این جلسه، پافشاري کرد که جهان یعنی آمریکا. درواقع این اقایان بجای اینکه: نماینده ایران در مقابل دنیا باشند! نماینده جهان(آمریکا) برای ایران هستند. حتی لباس شان رنگ و بوی ایران را نداشت، با کراولت و اصلاح کرده و ریش زده، در جلسات بودند، و دختران هم اگر تاکید حراست نبود همگی با لباس شب، و پیراهن مجلسی برای این پارتی! دعوت شده بودند. تعجب این جاست که همه اینها، از بیت المال و پول ایران استفاده می کنند، ولی برای رفعت جاه و مقام آمریکا، چانه می زنند. البته از اینکه استادانی چون: دکتر ظریف دارند، بعید نیست. کسی که در ایام جنگ و دفاع مقدس، راهی امریکا می شود تا همه اطلاعات را از نزدیک بدهد. زیرا معتقد بود انقلاب اسلامی، یک اشتباه تاریخی بود: و نباید ان را دنبال کرد. بلکه باید با آمریکا ساخت، تا به پایداری رسید. نماینده فعلی هم به همین اعتقاد است: می گوید:آمریکا ایران را تهدید کرد! آمریکا سگ کی باشد: که ایران را تهدید کند؟ یا می گوید: غزه کاملا نابود شده و قابل سکونت نیست.( بقیه بزودی از بین خواهند رفت) در مورد یمن هم چنین تبلیغاتی داشتند. که یعنی عربستان پیروز میدان است، و به همه اهداف خود رسیده. اما می بینیم همین یمن گرسنه! که آنها تبلیغ می کنند، ناوهای جنگی آمریکا را مصادره، و برای زائران بیت المقدس بازسازی می کند. این دانشجویان هم، همگی از بدبختی سوریه صحبت می کردند. و از تعالی هلند! حتی یک ورق تاریخ هم نخوانده اند که: هلند مرکز وایکینگ ها، بوده اکنون نیز با دزدی پولهای ایرانی، خود را اداره می کنند. همه دنیا با پول ایران اداره می شود. آن وقت آنها می گویند در ایران بدبختی و تورم هست! و نه تنها از جهان سومی ارتقا پیدا نکرده، بلکه براساس سیاست های اسلامي، به عقب هم برگشت! البته آنها دو گروه هستند: یا طرفدار شاه فقید ایران هستند! و تا رضا پهلوی نیاید به هیچ چیز راضی نیستند. و یا طرفدار قاجار و مریم قجر هستند. وتا مریم رئیس جمهور نشود، ساکت نمی شینند. جالب است که مریم لا اقل نگفت: من پادشاه خودخوانده هستم، بلکه رئیس جهمور خود خوانده هست. یعنی توهم زده و فکر کرده: ملت ایران در پای صندوق های رای، بجای اسم او، اسم آقای رئیسی را نوشته اند. اینهمه توهم نوبر است! دلیل ان هم وجود رسانه های پابرجای معاند است. آنها می بینند که ایران، زورش به یک رادیو هم نمی رسد. چه برسد به اسرائیل

توهم تهدید

چرا توهم تهدید؟
امام خمینی 50سال پیش گفت: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. ولی افراد درجه دو، همیشه می گویند: امریکا هر غلطی خواست می کند! و این امر سایه جنگ را، بر سر مردم نگه می دارد. و به بهانه آن، همه کار می کنند. از جمله تورم و جنگ روانی. یعنی جنگ روانی و تورم، برای همین است. چون مردم از جنگ می ترسند، و می گویند ممکن است کشته شوند، یا قحطی شود. لذا به بازار هجوم می اورند. باید دانست که اگر تهدید از سوی دشمن باشد، هیچ تاثیری ندارد بلکه پذیرفتن این تهدید، باعث از بین رفتن: سرمایه اجتماعی می شود. اینکه فرماندهان هم قبول کنند که: دائما در حال تهدید شدن هستند. یک نمونه، از بین بردن داعش، توسط سردار شهید قاسم سلیمانی را ببینید: وی گفته بود که نگذارید: آب در دل مردم تکان بخورد: و این وظیفه ما است، که داعش را دفع کنیم. حتی جان خود را بر سر همین پیمان گذاشت. و برای اینکه مردم احساس تهدید نکنند، به ترامپ گفت: حریفت منم نه دیگران. این یعنی سایه جنگ و تهدید را از سر مردم برداشتن. ولی جانشنیان او با هر تق و توقی، حتی از سخن یک مقام نا آگاه، فوری می گویند: ما را تهدید نکنید. و این روش از زمان محسن رضایی اجرا شده است. تا مقام های ازدست رفته را پس بگیرد. یعنی او پس از معزول شدن، همیشه می گفت: ما اطلاعات محرمانه داریم که: آمریکا می خواهد به ایران حمله کند. البته سوء نیت نداشت زیرا می خواست بگوید: مرا به فرماندهی سپاه برگردانید! لذا دائم اطلاعات محرمانه، و سری و غیره تولید می کرد. تا آرامش سخنان امام خمینی را، از ذهن ها پاک کند. امام خمینی با اتکال به کمک های خداوندی، و حضرت صاحب الزمان همیشه می فرمود: آمریکا از شوروی بدتر، و انگلیس از هر دو پلیدتر. ویا می فرمود: ما آمریکا را زير ژا مي گذاريم، رابطه با آمريكا را می خواهیم چه کنیم؟ یعنی انها را بقدری تحقیر می کرد، که به مردم ثابت شود: واقعا هیچ غلطی نمی توانند بکنند. و مردم با خیال راحت زندگی کنند. اما هاشمی و محسن رضایی برای حفظ قدرت خود، مردم را همیشه در ترس و نگرانی نگه می داشتند. مثلا می گفتند: ما باید با تمام جهان(یعنی آمریکا ) تعامل کنیم. چون اگر تعامل نکنیم، آنها قدرت دارند! زور دارند و پول دارند: و ما حریف انها نمی شویم! و این نشان می داد که حتی عقل سلیم هم نداشتند. و یا سخنان امام را نمی فهمیدند. و یا می فهمیدند: ولی ان را تحریف می کردند. مثلا امام می فرمود: این جنگ(تحمیلی) مثل این می ماند که: یک دیوانه ای زده شیشه اتاق شما را شکسته! یا حتی می فرمود: جنگ نعمت است. ولی آنها با صدام مکاتبه می کردند! به و التماس می کردند که صلح کند. همه اینها بخاطر حفظ موقعیت خودشان بود. لذا وقتی مردم به حرف انها گوش نمی دادند، عصبانی می شدند و رهبری را زیر سوال می بردند که: مثلا ما می خواهیم مذاکره کنیم، ولی نمی گذارند. حالا هم، اگر تهدید هست (که نیست) فقط باید بین سازمان های: اطلاعاتی و نظامی مطرح شود. و بین مردم چیزی جز امپراتوری: و تمدن بزرگ اسلامی مطرح نشود. وقتی این موضوع را حتی با رحیم صفوی، در میان گذاشتیم! ایشان گفت: خیر! موقعی می توانیم امپراتوری اعلام کنیم، که مشکلات مردم حل شود. اتفاقا اگر این موضوع را مطرح کنیم، به حل مشکلات مردم کمک می کنیم. چرا که مردم از ترس تهدید و جنگ، دیگر به بازار ها هجوم نمی برند. قحطی و بیکاری مصنوعی ایجاد نمی شود. و قناعت جای حرص و طمع را می گیرد. مردم می گویند: سال دیگر خود رو بیشتر تولید می شود، آن موقع می خریم. نه اینکه بگویند: الان نخریم، فردا گرانتر می شود. اين امر، غیر از دلایل روانی ، دلایل علمی هم دارد: وقتی دشمن تمام قدرت خود را در جنگ تحمیلی به کار گرفت، یا در دوران انقلاب همه پشتیبان شاه بودند! و شکست خوردند، یعنی فاز نظامی انها بسته شد. به همین دلیل به جنگ اقتصادی روی می آورند. زنده کردن فاز نظامی، یعنی دوباره به دشمن، میدان دادن و او را در: ترمیم گذشته تشویق کردن است. اکنون که حتی فاز اقتصادی دشمن هم بسته شده.